رسته‌ها

سیمای دو زن: شیرین و لیلی در خمسه نظامی

سیمای دو زن: شیرین و لیلی در خمسه نظامی
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 36 رای
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 36 رای
در کتاب «سیمای دو زن» که سعیدی آن را به دختران میهنش تقدیم نموده است، دو شخصیت از داستان‏های کهن را که یکی لیلی و دیگری شیرین است، در مقابل یکدیگر قرار داده، محیط زندگی، خلقیات مردم زمان، صفات، عادات و کارهای این دو زن را مقایسه می‏کند، در عین این که به تفسیر و تحلیل این دو اثر نظامی می‏پردازد.
می‏نویسد: «هر دو داستان (یعنی لیلی و مجنون و خسرو و شیرین)، شرح دلدادگی است و جفای فلکی که با دلدادگان دایم به کین است. ..
عشق لیلی و مجنون از علاقه‏ معصومانه‏ دو کودک مکتبی سرچشمه می‏گیرد... ظاهراً در مراحل خردسالی. دو کودک که لابد فاصله ‏ای تا مرز بلوغ دارند، همدرس ‏اند و کار همدرسی به همدلی می‏کشد و محبت معصومانه ‏ای از آن جنس که میان اطفال یک خانواده یا محله معمول است.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
183
آپلود شده توسط:
simin
simin
1395/11/26

کتاب‌های مرتبط

شرح غزل‌های حافظ - جلد 3
شرح غزل‌های حافظ - جلد 3
4.7 امتیاز
از 11 رای
هجرانی
هجرانی
4.1 امتیاز
از 7 رای
چند سخنرانی
چند سخنرانی
4.3 امتیاز
از 8 رای
The Modes of Modern Writing
The Modes of Modern Writing
0 امتیاز
از 0 رای
نوشته های پراکنده صادق هدایت
نوشته های پراکنده صادق هدایت
4.4 امتیاز
از 120 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سیمای دو زن: شیرین و لیلی در خمسه نظامی

تعداد دیدگاه‌ها:
3
سلام ببخشید کسی خلاصه ای از مقدمه کتاب داره؟
عشق لیلی و مجنون از علاقهٔ معصومانهٔ دو کودک مکتبی سرچشمه میگیرد، تعلّق خاطری دور از تمنیات جنسی، که هر دو در یک مکتبخانه اند و -به دلیل نظامات قبیله ای و سنتهای قومی- ظاهراً در مراحل خردسالى. دو کودک معصوم که لابد فاصله ای تا مرز بلوغ دارند در مکتب ملای قبیله - که احتمالاً سیه پلاسی بوده است- همدرس اند و کار همدرسی به همدلی میکشد و محبت معصومانه ای از آن جنسی که میان اطفال یک خانواده یا محله معمول است.
وضع آشنائی خسرو و شیرین بخلاف این است. خسرو جوان بالغ مغروری است در آستانهٔ تصدی مقام پرمشغلهٔ سلطنت، و شیرین دختر تربیت شدهٔ طنازی است آشنا به رموز دلبری و باخبر از موقعیت اجتماعی و شرایط سنی خویش. دختری که قرار است در آینده ای نزدیک بجای عمّهٔ خود بر مسند حکمرانی ارمنستان تکیه زند و سرنوشت مردان و زنان آن سرزمین را در دست کفایت گیرد. دختر جوان اهل شکار و ورزش و گردش است نه زندانی حرمسرا، و در یکی از همین گردشها چشمش به تصویر دلربای پرویز می افتد. تصویری که محصول انگشتان قلمزن و استعداد بی نظیر شاپور صورتگر است. جاذبهٔ تمثال، او را به توقف و تأمّل میکشاند و سرانجام با شنیدن توصیف پرویز از زبان چرب و نرم درباری کارگشته ای چون شاپور میل خاطرش به دیدن صاحب تصویر میکشد، بی هیچ بیم طعنه ای از همسالان و شماتتی از خویشان و رجم و تشهیری (رسوایی) از مردم ولایت.
لیلی پروردهٔ جامعه ای است که دلبستگی و تعلق خاطر را مقدمهٔ اتحراف میپندارد که نتیجه اش سقوطی حتمی است در درکات وحشت انگیز فحشا؛ و به دلالت همین اعتقاد همهٔ قدرت قبیله مصروف این است که آب و آتش را - و به عبارت رساتر آتش و پنبه را- از یکدیگر جدا نگه دارند تا با تمهید مقدمات گناه، آدمیزادهٔ طبعاً ظلوم و جهول در خسران ابدی نیفتد. در محیطی چنین یک لبخند کودکانه ممکن است تبدیل به داغ ننگی شود بر جبین حیثیت افراد خانواده و حتی قبیله. در این ریگزار تفته بازار تعزیر گرم است و محتسب خدا نه تنها در بازار که در اعماق سیه چادرها و پستوی خانه ها. همهٔ مردم از کودکان خردسال مکتبی گرفته تا پیران سالخوردهٔ قبیله مراقب جزئیات رفتار یکدیگرند. نخستین لبخند محبت لیلی و مجنون اندک سال در فضای محدود مکتبخانه، نه از چشم تیزبین ملای ترکه به دست مکتب پوشیده می ماند، و نه از نظر کنجکاو بچه های همدرس و هم مکتبی. در این سرزمین پاکی و تقوی بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه علاقه ای ردّ و بدل کنند.
سیمای دو زن: شیرین و لیلی در خمسه نظامی
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک