رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

شاهنامه به نثر : بی‌گزند از باد و باران

شاهنامه به نثر : بی‌گزند از باد و باران
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 785 رای
نویسنده:
مترجم:
کاوه گوهرین
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 785 رای
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
fardad Kazemi
fardad Kazemi
۱۳۸۸/۱۰/۲۲
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی شاهنامه به نثر : بی‌گزند از باد و باران

تعداد دیدگاه‌ها:
95
این اظهار تنفر از شاهنامه و فردوسی میتونه 2 دلیل داشته باشه یا خود نمایی در میان جمع یا هم حرف زدن از روی نا اگاهی البته منم اگاه نیستم ولی حرفی هم در مورد چیز که ازش اگاهی ندارم نمیزنم
البته شایدم غرب شیفتگی الان شاید با خودتون بگین چه ربطی داشت ولی بنظرم خوب فکر کتی داره:-(
یک مسئله ثابت شده ارتباط ضریب هوشی ورفتار اجتماعی ملیت ها با زبان آنهاست
مردم ژاپنی تبار که به زبانهای دیگر تکلم میکنند از توان و سخت کوشی ژاپنی زبانان برخوردار نیستند
زبان مثل یک سیستم عمل کامپیوتر است که سلولهای پردازشگرمغز را ورزش میدهد
زبانهای دارای ریشه سلتی ماندارین وآلتایی وبانتویی به علت سطحی بودن سیستم عامل خوبی برای مغز نیستند
زبان سامی ها که اصلا بیشتر شبیه یک یک سری فرمول ریاضی است
زبان فارسی یکی از دلایل تیزهوشی ایرانیان است که آنرا مدیون فردوسی هستیم
اگر فردوسی بزرگ نبود الان شما دوست عزیزی که ابراز تنفر می کنی این چرت وپرتا رو به عربی بلغور می کردی
من فقط َاهنامه رو گرفتم ببینم آخرش خوشه یانه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوستان سخت نگیرید از اینکه بعضی ها از شاهنامه ؛ببخشید کتاب ماندگار و بی تای شاهنامه متنفرند،خب انسان وقتی از درک موضوعی درمانده باشد علاقه ای از خود نشان نمی دهد؛یک سئوال : در میان اقوام ساکن در فلات ایران کدام مردمان شاهنامه خوانی می کنند؟کدام اقوام شاهنامه را نمی خوانند وبرای فرزندانشان اسامی غیر شاهنامه ای بر می گزینند؟تعداد دسته ی دوم کم نیست؛پس نگران نباشیم چون در سخت ترین دوران تاریخی چون جانمان گرامی داشتیم نگاهدارنده ی فرهگ؛تاریخ؛وزبانمان را ،از این به بعد نیز چنین خواهیم کرد.راستی شاهنامه آخرش خوشه؟نه دوستان تلخ ترین بخش شاهنامه آخر آن می باشد ولی حاکمان تازی مسلک این اندیشه را جا اندختند و عده ای ندانسته تکرار کردند؛آخر شاهنامه چیزی جز چیرگی عرب و تباهی این ملک نیست.پس این جمله ی زشت را با هم از ادبیاتمان پاک کنیم.
شاید آن 12 نفر به اشتباه کتاب را در لیست تنفر خود اضافه کرده اند.من هم در ابتدا فکر میکردم عدد یک به معنای بهترین امتیاز است.
کاش بعضی ها به جای اینکه متنفر باشند بی تفاوت می بودند چون این قابل هضم تره تا اینکه ایرانی از شاهنامه متنفر باشه!!!
4 نفر خارجی اگه بفهمند توی ایران یه همچین کسانی پیدا می شن اون وقت چی درباره مون فکر می کنن؟

دقیقا..:-(:-(
عزیزان نوشتن این حکایت دلیلی دارد، معذور بدارید...
مدتی برای موعظه کردن به دهی رفته بودم روزی بالای منبر وصف حضرت عیسی را مینمودم که به طبقه چهارم اسمان صعود کرد چون از منبر پایین امدم زنی جلوی مرا گرفت پرسید حضرت عیسی در اسمان چهارم از کجا می خورد ومی نوشید
گفتم عحب یک نفر از من نپرسیده که تو دوماه است در این ولایت غریب تنها از کجا می خوری ومی نوشی ولی فورا فکر حضرت عیسی افتاده اند که در اسمان چه می خورد...
ما آن قدیمها، پنجشنبه شبها، دور هم جمع می شدیم؛ بزرگی شاهنامه می خواند، ما حظ می بردیم، الان نه دیگر زمانه عوض شده، پسر من با کره همین باوفا الاغ متفکر من، می روند کافه ( همان جایی که مشخصه ی اصلی اش شده تمثال کورش و نشان فروهر) چای و قلیانی می زنند و گل صحبتشان هم بتمن و هری پاتر علیه السلام است، الان دیگر با خود فکر می کنم؛ چقدر خلیج عربی برازنده است برای این دریای همیشه پارس!!
کسی که ازشاهنامه ابرازتنفرکندایرانی نیست وازجرگه ی همین هایی است می خواهند ایران را ( الایران )بنامند
ولی مطمئن باشید:
گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب/ گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
کافی ست کمی درتاریخمان تامل کنید هیچ یک ازاین کثافت کاری هاکه درجامعه می بینید ازفرهنگ مانیست بلکه ره آوردعرب .... ست که برارکان ماریشه دوانده است
ایرانی=اسلام منهای عرب

...کوچِ غریب را به یاد آر
از غربتی به غربتِ دیگر
تا جست و جوی ایمان
تنها فضیلت ما باشد.
به یاد آر:
تاریخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه،
جخ امروز
از مادر
نزاده ام.
کسانی که بر فردوسی و گنج گرانسنگ او خرده می گیرند اول بروند مقدمه تاریخ سیستان تصحیح شفیعی کدکنی را بخوانند.
تو چه می دانی سی سال رنج بردن یعنی چه؟ اصلا میدانی وقتی در قرن 4 فردوسی گفت عجم رنده کردم بدین پارسی، 98% اسامی مردم ایران عربی بود، میدانی چه دردی داشت فردوسی در قصر محمود غزنوی؟ تو... تاریخ ایران را درک کرده ای، ایرانی هستی یا فقط در ایران زنده ای؟
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک