رسته‌ها
خبرچین معرکه گیر
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 18 رای

خبرچین معرکه گیر

امتیاز دهید
5 / 4.1
با 18 رای
بعد از راضی شدن خبرچین یا همون جنی که با راوی سر و سرّی داشت، اولین حکایت مربوط به کرامت شد. جنگلبان بود و بعد مسافت تا ُپست جنگلبانی باعث می شد تا جیره و مواجب شو دو ماه یک بار بگیره؛ از این رو آفتاب نزده راهی شد. به ُپست رسید. پست بان پس از مقدمه چینی، توبیخ نامه ای که از مرکز ارسال شده بود را به وی داد. کرامت از مفاد نامه ی سراسر از دروغ و افترا مطلع گشت. غر زد و سرگردان و واله پس از دیدن الیاس و قرض گرفتن و تسویه با بقال و خراز، دست از پا درازتر به کلبه اش برگشت. بچه هایش انتظار داشتند تا پدر را با دستان پر ببینند. از پس اون همه افکار غلط تموم تنش دم بدم گُر می گرفت؛ نمی دونست دردشو به کی بگه که درمونش کنه. فردای آنروز قصد کرد بره شهر واسه گرفتن حقش، این شد که به برادر زنش پیغام داد تا در غیابش از سر و همسرش مراقبت کنه. چند روز بعد بجای محمد عبدل اومد و از بلایای مشابهی که سر پدرش (برادر زن کرامت) اومده بود، تعریف کرد.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
mahmoudpour
آپلود شده توسط: mahmoudpour
۱۳۹۳/۰۴/۲۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
282
فرمت:
PDF
حق نشر:
نویسنده
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی خبرچین معرکه گیر

تعداد دیدگاه‌ها:
1

با سلام و ادب، ای کاش چاره آدم منحصر به کتاب خواندن شود. از لحن و ادبیات متفاوت آقای محمودپور متشکرم.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file