رسته‌ها
یوسف زلیخای
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 27 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 27 رای
به تصحیح و خط: آقا میرزا محمود ادیب شیرازی

منسوب به فردوسی

مثنوی یوسف و زلیخا یک منظومه شعری است که پس از مرگ فردوسی و در حدود ۴۷۷ ق سروده شده و بعدها گروهی سرایش آن را به فردوسی منتسب کردند. بر طبق دانشنامه بریتانیکا زمان سرایش این منظومه دست‌کم یکصد سال پس از مرگ فردوسی است.نخستین منابعی که مثنوی یوسف و زلیخا را فردوسی نسبت داده‌اند؛ یعنی ظفرنامه شرف‌الدین یزدی (۸۲۸ ق) و سپس مقدمهٔ شاهنامه بایسنقری (۸۲۹ ق)، بیش از «چهار صد» سال پس از فردوسی تألیف شده‌اند و تا پیش از آن تاریخ، هیچ مرجع و منبعی (مانند چهارمقالهٔ نظامی عروضی و تذکرة الشعرای دولتشاه سمرقندی که به تفصیل از فردوسی سخن رانده‌اند) به چنین داستانی اشاره نکرده‌است. آشکار است که این افسانه تا پیش از سدهٔ نهم هجری وجود خارجی نداشته و برای نخستین‌بار به دست شرف‌الدین یزدی ساخته و پرداخته شده‌است.

در مثنوی یوسف و زلیخا سراینده از قول فردوسی اعمال وی را در سی سال نظم شاهنامه پوچ و بی‌اهمیت قلمداد می‌کند.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
elia65
آپلود شده توسط: elia65
۱۳۹۲/۰۴/۲۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
178
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی یوسف زلیخای

تعداد دیدگاه‌ها:
8
روی جلد به ترکی گفته شده دانلود کردیم فارسی بود که داستان چیه؟
ادامه همچنین استاد مجتبی مینوی در کتاب (فردوسی و شعر او ) درباره این منظومه گفتاری آورده است(ص 101 تا 131 پی دی اف برابر با ص 95 تا 125 خود کتاب) http://ketabnak.com/book/41401/%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%88
با سلام دکتر جلیل دوست خواه در گفتاری به نام ((پشیمانی فردوسی از شاهنامه سرایی!)) به این منظومه پرداخته است: www.azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/ferdosinasadigh.pdf           
کتاب‌نامه جان! همچنان‌که بیشتر دوستان گفته اند ( و چنان که همه ی پژوهشگران ایرانی و فرنگی اثبات کرده اند) و آن‌گونه که در عنوان این کتاب و روی جلدش هم نگاشته شده، این اثر از فردوسی نیست بلکه از شاعری و درجه چندم و گمنامی است به تخلّص «شمسی» است . نزدیک به یک سده است که این انتساب نادرست دانسته شده است. که ایرانستیؤ خواهشمندم این کتاب را در بخش دیگری بگذارید یا در بخش توضیحات همین کتاب چند مقاله یا یادداشت در رد این اتساب بنویسید یا نشانی آن جستارها را به دست بدهید تا این خطا و اشتباه را گسترش نداده باشید. در پی، نشانی چند مقاله را در این باره به دست می دهم. اگر ممکن است اینها را در این سایت و در همین بخش بارگذاری کنید: ۱) مقاله ای در دو بخش از استاد گرانمایه و فرزانه ی ادبیات معاصر، عبدالعظیم قریب در سال ۱۳۱۸ نگاشته شده است: بخش نخست: یوسف و زلیخای منسوب به فردوسی ؛قریب،عبدالعظیم؛ مجلهٔ آموزش و پرورش(تعلیم و تربیت)؛ سال نهم؛شماره 10؛ دی 1318 ؛ (صص 1 تا 16) www.noormags.ir/view/fa/articlepage/503688/یوسف-و-زلیخای-منسوب-به-فردوسی بخش دوم: یوسف و زلیخای منسوب به فردوسی؛ قریب،عبدالعظیم؛ مجلهٔ آموزش و پرورش(تعلیم و تربیت)؛ سال نهم،شماره 11 و 12 ؛ بهمن و اسفند 1318؛ ( صص 2 تا 16) ww.noormags.ir/view/fa/articlepage/503702/یوسف-و-زلیخای-منسوب-به-فردوسی
178 صفحه و 37 مگا بایت!!! دوست عزیز ممنون از زحمتت ولی ای کاش یکم حجم رو پایین می اوردی!
دوستان اگر دقت کرده باشید من در توضیحات به این مسئله اشاره کردم که این کتاب از فردوسی نیست و به او منتسب شده است.
نمی دونم دقیقا کی و کجا گفته شده این مال فردوسیه‌ :stupid::stupid::stupid::stupid: تا جایی که یادم میاد اصلن این اثر مال دوران فردوسی هم نیست مال خیلی جدیتر از اونه(!)(!)
این اصلا از فردوسی نیست اشعار ضعیف هستند و حتی سایه ای از اشعار محکم فرودوسی بزرگ هم نیست در این کتاب فردوسی از پارسی سرایی و همچنین سرودن سرمایه های ملی ابراز ندامت کرده و میگوید: دگر نروم به استان ملوک دگر نگویم داستان ملوک یعنی اینکه اون شاهنامهای که 30 سال وقت صرف کرد پشم من پشیمان از سرودن افسانه های ملی وطنی خود هستم.هر انسان جوینده و اهل مطالعه با خواندن اشعاری پر از واژگان عربی همراه با عدم صلابت وزن شعر به خوبی پی به جعلی بودن این اثر می برد مصحح محترم به خوبی کوشیده که این اثر را به فردوسی بزرگ نسبت دهد روزی در مورد دلایل سست مصحح به استادمان در دانشگاه گفتم و اینکه شخص در لابلای حرفهای خود گفته نباید زبان خدا زبان عربی را از فارسی جدا کرد و فردوسی خطا کرد و بعد هم برای ابراز ندامت این اشعار(خزعبلات) را سرود من در عجبم از تصحیح کننده این اثر اگر تو اینقدر عاشق زبان عربی هستی خوب چرا دکترا زبان عربی نگرفتی که اشتباها امدی و پول و هزینه مملکت را به باد فنا دادی و پارسی خواندی؟ استاد ادبیاتمان در پاسخ گفت:دکتر فلانی ....فلان خورد که اینها را از خود بافته این را همگان می دانند که یک اثر بی ارزش جعلی بیش نیست
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file