رسته‌ها
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 36 رای

چهار زندان انسان

نویسنده:
.
نخستین زندان "طبیعت" است و جغرافیا، که با علوم طبیعی و تکنولوژی از آن رها میشود. دومین زندان، "جبر تاریخ" است، که کشف قوانین تاریخ و تحول و تکامل تاریخ او را از زندان تاریخ رها میکند. سومین زندان، "نظام اجتماعی و طبقاتی" است که "ایدئولوژی انقلابی" آن را از این زندان رها میکند و چهارمین زندان، زندان "خویشتن" است: " و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقوایها". آدمی، سرشته ای دنیوی و اخروی است،عناصری ابلیسی و الهی، کشش هایی که او را به سوی خاک میکشاند و کشش هایی که او را به سوی خدا تصعید میبخشند، و اما انسان خود یک، "انتخاب" است و در همین موضع که مسئولیت و خودآگاهی او مطرح میشود و در همین جاست که به گفته مولوی: " او از انبوه احوال گوناگون و آشفته در جنگ خویش رهایی میابد" ، به معجونی از ترکیب ها
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: tajii
۱۳۹۲/۰۴/۰۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
45
فرمت:
PDF
حق نشر:
آزاد
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چهار زندان انسان

تعداد دیدگاه‌ها:
13
با هزار افسوس و دریغ و درد باید ابتدا .این نکته کلیدی را بگم که متآسفانه غالب نظر ها سیاسی شده اند.و لعنت بر این سیاست غلظ که زندگی ما را به نابودی میکشاند وآنهم نه سیاستی درست و به درد بخور.بلکه یک ملقمه ای از اظهار نظر های غلظ و برداشت های نادرستی که همه چیز را بآن گره میزنیم .و بعد با همین چماق توی سر مخاطب خود میکوبیم. با قیافه ها و فیگور های اجق وجق . با ریش وبی ریش .با ریشه و بی ریشه و اغلب بی محتوی و چون از مشرب سیاسی فعلی فلان آقا ناراحتندوخوششان نمیآید تمام افکار وخدمات اشخاص دیگر را باین مربوط میکنند و میزنندش توی سر این مورد نظر خود..و این بد ترین نوع برخورد است که با آثار و اندیشه وافکار بزرگان ادب و افکار و اندیشه میشود کرد.وای به حال ما و به حال آیندگان ما ...بکجا میخواهیم برسیم ؟؟مگر در این مدت چه سودی عایدمان شده که حالا بعضی ادامه میدهند ؟بخدا بجز ضرر هیچ چیزی عاید کسی نخواهد شد؟بگذارید باین روش خاتمه بدیم و اینقدر باین روش بد ادامه ندیم .و کسانی در این روش تند روی بیشتری میکنند که از همه کمتر میدانند و نادان تر هستند..و اگر ازشان بپرسی چند تا کتاب از شریعتی خوندی ؟نام ببر ؟میگوید خوب معلومه که خوندم .بوستان و گلستانشو بچه که بودم توی مدرسه خوندیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقای شریعتی واقعا عالی می نویسد می گوید
واقعا کتاب عالی بود ممنونم از کتابک و دوستان وقتی یک نویسمده ای افکارش موافق با ما نیس قرار نیست این قدر بد بگیم مرد بزرگی بود
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد
عموما مرسوم نیست که به آموزگاران دوران خردی خود بی ادبی نماییم .رسم روزگار اینست که از قدم اول شروع کرد و بعدا قدم های بعدی را بر داشت؛.و ممکن است روزگاری حتی از مربیان و والدین و استادان خود سبقت بگیریم ولی حق آنها در جای خود باید محفوظ بماند.
دوستان در این کتاب وقتی صحبت از مفهوم جبر میشود گویا تمام فلسفه های جبرگونه زیر سوال برده میشوند ولی نه در سیر فلسفی بلکه در شناخت مفهوم دقت کنید که در مکاتب مختلف فلسفی از جبریات آزادی حاصل نمیشود و اجبارا فیلسوفان مفهوم آزادی را در اینچهارچوب ها مورد استثنا قرار میدهند اما در این کتاب دکتر معتقد است که« انسان دارای چهار جبر است . انسان ؛زندانی چهار زندان است. و طبعتا وقتی می تواند انسان باشد که از این چهار جبر رها بشود و وقتی می تواند انسان ؛ به معنای واقعی انسان باشد که از این چهار زندان آزادی خودش را بدست بیاورد.»
دوستان من قصد قضاوت عجولانه ندارم اینجا با کمی تامل بیطرفانه گزینه هایی برایمان مطرح میشود یکی اینکه شاید تعریف استاد از مفهوم جبر متفاوت از بقیه بوده یا اینکه و شاید مفهوم جبر برای استاد مشابه بقیه بوده اما براداشت و نتایج آن را متفاوت میبینند
گزینه ی دوم کمی شبیه تفکرات راسل و سارتر البته از لحاظ ساختار منطقی یعنی شاید از چهار جبری که راسل و سارتر میشناختند کمی متفاوت تر از این چهار جبر بود اما افرادی مثل سارتر و راسل و ... معتقد بودند که علاوه بر گزینش های فراوان انسان دارای قدرت انتخاب گسترده ای است تاحدی که معتقد بودند انسان میتواند پا از این محدوده ها فراتر بگذارد و آزادی و استقلال خود را به شکوه برساند سارتر معتقد بود انسان میتواند حتی قوانین طبیعت و هستی را زیر پا بگذرد شاید دکتر شریعتی کمی متفاوت میاندیشید ولی دقیقا ایشان هم در کتابشان میگویند که انسان زمانی میتواند آزاد باشد که این چهار زندان را رهایی یابد پس دکتر هم معتقد بود که این جبرها را میتوان پشت سر گذاشت؛
اگر به محتویات کتاب و چهار زندان مطرح شده دقت کنیم متوجه میشویم تا حدودی از افکار فیلسوفان غرب بخصوص اگزستانسیالیست های فرانسوی الهام گرفته شده تناقض جالبی دیده میشه ولی باید با موشکافی کتاب را خواد تا موجهش شد
اینقدر دچار فقر فکری بودیم که شریعتی شده بوده متفکرمون !!
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل