نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 52
3.1 / 5
با 609 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 742
۱۳۸۸/۰۷/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
Jeremiah
Member
درباره آیه 3 نساء پیشتر گفتم، اکنون باید درباره آیه 6 آن باید بگویم: ایشان راست می گوید، "سن بلوغ" روشن و نِشاخت نشده است، امروزه در برخی از جایهای آمریکا سال پیوگانی (Marriageable age) بیست و یک است. (خود کاربر اسلامگرا با پیش پنداره خودش سال رسیدگی یا سن بلوغ را بالای نوجوانی برآورد می کند و به گفته خودشان "تفسیر به رای"می کند.) ایشان با این که خیلی برآن است که استاد زبان تازی می باشد، چرا نمی داند "بلغوا"، "جمع مذکر غایب" است؟ از دختران در اینجا سخنی به میان رانده نشده است. خود طباطبایی هم در تفسیر این آیه می نویسد:
«جمله:" فادفعوا ..." کنایه است از اینکه مال یتیم را به دست خودش بدهید و اگر به جای" فاعطوا" کلمه" فادفعوا" را آورد، برای همین بود که هم معنای تحویل دادن را برساند و هم کنایه از این باشد که :" زحمت و شر و مسئولیت او را از سر خودت رفع کن، مالش را بده تا برود و از تو دور شود"، پس این تعبیر در عین اینکه تعبیری است پیش پا افتاده، کنایهای لطیف هم در بر دارد . و جمله" حَتَّی إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ ..." متعلق به جمله:" و ابتلوا ..." است و معنایش این است که یتیم سفیه را بیازمائید و این معنا را میرساند که این آزمایش باید از زمان تمیز دادن هم چنان ادامه داشته باشد تا به سن ازدواج برسد، آن گاه اگر دیدید که رشد عقلی یافته، مالش را به دست خودش بدهید. پس این تعبیر تا حدی دلالت بر استمرار آزمایش دارد، و این را میرساند که کودک یتیم وقتی که میخواهد به حد تمیز و عقل برسد، یعنی به حدی برسد که بشود مورد آزمایشش قرار داد، او را مورد آزمایش قرار بدهید و این آزمایش تا حد ازدواج و حد مرد شدن ادامه داشته باشد.»
راستی به یاد هم ندارم تازی پرستی را پیوست صیغه خواهی کرده باشم که برخی چنین می گویند. ایشان هم گفت پیوگانی سپید پول نمی خواهد؟ چه بسا پول یک تسو یا ساعت کامگیری از یک زن کمتر از دست و پا کردن خانه ای برای همباشی است، با این روی همانند صیغه اینجا دختر دسمتزدی نمی خواهد. خوب است خودش هم خستو می باشد صیغه ساخته و پرداخته اش هیچ ناهمسانی با پیوگانی سپید ندارد، خوب برود پیوند سپید کند، بیک بداند هیچ دختر باخانواده ای (چه مسلمان، چه لائیک) تن به صیغه نمی دهد و برای صیغه کردن باید پیش صیغه ایها و روسپیان برود. این جمهوری که بدست همانندان ایشان درست شد، پر از خانه های عفاف است، هر چند اسلامگرایان مگر تروریستها را که دست پرورده خودشان بودند می پذیرند که بیایند خانه های عفاف را بپذیرند؟ شاید هم کور می باشند
نقل قول  
siawash110
Member
از دوستان مذهبی (‌سنی و یا شیعه ) سئوالی دارم :

این برادران می فرمایند که : دستورات الهی را نمی توان به رای اکثریت گذاشت و مثلا اگر مجلس یک کشوری ، قانونی تصویب کرد این موضوع دلیل بر درست بودن و یا الهی بودن آن قانون نیست . اکنون سئوال من این است :

در یک کشور ( به خصوص مانند ایران ) حدود 20 میلیون نفر اهل سنت داریم و تعداد زیادی شیعه و تعدادی هم ارمنی و تعدادی هم زرتشتی و تعداد اندکی هم یهودی ( بهایی ها را هم فعلا بی خیال می شویم )

هر کدام از این برادران و خواهران عزیز و گرامی ، در کتب آسمانی و الهی خودشان دستورات متفاوت و بعضا متضاد با سایر ادیان دارند . . . وارد مسائل شخصی هم نمی شویم ولی مسائلی وجود دارد که ایجاد تنش و تضاد می کند مثلا :

1- غاطبه اهل سنت ، اطاعت از حاکم ، ولو ظالم را واجب می دانند ، در تشیع ، قصه کاملا بر عکس است و تاریخ شیعه سرشار از شورش و قیام علیه حکومت خلفاست . . . به نظر شما ((اگر مبنا کتاب آسمانی و برداشت پیروان هر مذهب باشد )) تکلیف چیست ؟

2- شیعه ، برائت از مشرکین را از واجبات حج می داند که اگر انجام ندهد حجش صحیح نیست . . خوب ، این موضوع با قوانین داخلی عربستان در تضاد است . . تکلیف چیست ؟ ؟ ؟


تازه ، اینها مواردیست که مربوط به قوانین داخلی کشورها می شود و اگر به قوانین بین الملل یا قوانین مشترک بپردازیم ، مساله ، دو چندان دشوارتر می شود . . . مثلا روز پنجنشبه و جمعه نزد مسلمین مقدس است و تعطیل . . . یهودیان و مسیحیان شنبه یکشنبه را مقدس و تعطیل می کنند اکنون میان ایران و دنیای خارج عملا چهار روز تعطیلی داریم !‌!‌!‌! ( در زمینه سفارت و اخذ ویزا و معاملات بانکی . . . ) و میلیاردها ضرری که از این بابت وارد می شود . . . . تکلیف چیست ؟ ؟ ؟


در این زمینه باز هم می توان ، مثالهای متعددی زد . پس آیا بهتر نیست از خر شیطان پیاده شویم و قوانین را بر مبنای انسانیت و منافع جمع بنویسیم ؟ که اگر خواستیم تغییری در آن بدهیم امکان پذیر باشد و کسی چوب تکفیر و ارتداد را هم بلند نکند و موجب تفرقه های قومی و مذهبی هم نشود ؟ ؟ ؟
نقل قول  
siawash110
Member
به نظر من ، نوع طرح این بحث اشتباه است . . نوع طرح سئوال و ایراد هم اشتباه است

فرض کنیم قوانین دو کشور ( مثلا در رابطه با راهنمایی و رانندگی و یا ازدواج و یا روش سیاسی اداره یک کشور ) از زمین تا آسمان با هم متفاوت باشد و حتی یک مورد مشابه هم نداشته باشد ولی هر دو قانون ، توسط :

- انسان های عاقل
- منتخب واقعی مردم
- بدون تعصب مذهبی یا نژادی
- با رعایت نیازهای روز جامعه

نوشته شده و روح آزادی و عشق در آن جریان داشته باشد ، هر دو قانون ، قابل احترام و اجراست . . .

البته در هر حال باید امکان تغییر و یا اصلاح قوانین ، وجود داشته باشد

بهترین و زیباترین قوانین ،‌اگر مورد پذیرش اکثریت نبوده و روح استبداد و اجبار بر آن حاکم باشد و امکان تغییر آن هم وجود نداشته باشد ، جز بدبختی و فلاکت هیچ ارمغان دیگری برای نوع بشر نخواهد داشت . . . .
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
کاربر گرامی اصول قوانین راهنمایی و رانندگی در تمام جهان یکی است در همه جای جهان علایم چراغ راهنمای ترافیک یکی است در همه جهان حالا چه ایران باشد چه اسرائیل چه چین باشد چه آمریکا تابلو عبور ممنوع یک نشان مشخص دارد البته طبیعی هست در جزئیات بومی سازی می شود مثلا در تابلو ایست در ایران به فارسی نوشته شده ایست در تابلو ایست بریتانیا نوشته شده stop

شما لینکی که در مورد صلیب سرخ بود را اصلا خواندید؟! به واژه هایی مانند جهان شمولی و نهضت بین المللی و اصول نهضت و همچنین بی طرفی و حفظ استقلال سازمان از دولت ها توجه کردید؟


با هم لینک هایی که فرستاده ام را مرور می کنیم. با سه مثال از قوانین راهنمایی و رانندگی شروع می کنیم. قابل ذکر است که این مطالب عینا از تارنگارهایی که ارسال کرده ام کپی شده اند:

-تردد با خودروی کثیف در جاده‌های روسیه جریمه‌ی قانونی در پی دارد

-خیابان‌های سنگاپور برای تفکیک ترافیک خودرو و عبور و مرور عابرین پیاده طراحی شده است. بر اساس قوانین راهنمایی و رانندگی به‌دلیل جمعیت بالا، ایمنی عابرین پیاده اولویت اول در رانندگی است. اگر خودرویی فاصله‌ی کمتر از ۵۰ متر با عابرپیاده داشته باشد، قطعاً جریمه خواهد شد.

-دِنوِر، کلرادو: تردد با خودروی سیاه رنگ در روزهای یکشنبه ممنوع است

اما مثال شما و مثال نقض بنده چه چیزی را نشان می دهد؟ این که "برخی" از قوانین جهانی و "برخی" دیگر سرزمینی است. در همین منشور حقوق بشر هم همینطور است. برخی را کشورهای اسلامی می پذیرند و برخی دیگر را نمی پذیرند.

به تارنگار هلال احمر نگاه کنیم. جایی که شما این اصل درون سازمانی که "همه جمعیت‌ها در نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر از موقعیت یکسان برخوردارند و مسوولیت‌ها و وظایف یکسانی را در کمک به یکدیگر دارند." را نه یک اصل سازمانی یک ارگان بین المللی بلکه به معنای "قوانین جهان شمول صلیب سرخ " در نظر گرفته اید. اصول یک سازمان؛ غیر از قانون جهان شمول است.

اما در همین تارنگار دقت نفرمودید که: نهضت مستقل است. نمایندگان محلی ضمن آنکه در خدمت انسان‌دوستانه دولت‌های خود نقش کمکی را ایفا خواهند کرد و منطبق با قوانین کشور متبوع خود خواهد بود باید همواره استقلال خود را حفظ کنند تا بتوانند منطبق با اصول نهضت عمل کنند.

نقل قول از ctr2006:

مسلما با توجه به گوناگونی و تضادی که بین ادیان وجود دارد هیچ قوانین برگرفته از دینی خاص نمی تواند قوانین جهان شمولی باشد برای همین نخبگان در ایجاد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر روی مذهبی خاص تمرکز نمی کنند پس قوانین قرآنی نمی تواند جهان شمول باشد


صد البته همینگونه است. ما قوانین دینی جهان شمول نداریم و این قوانین تنها در حیطه ای که باورمندان به آن دین در اکثریت باشند عملی ست. ولی مسئله از این هم فراتر است. ما نه تنها هیچ "قانون دینی جهان شمول" نداریم؛ بلکه هیچ "قانون انسانی جهان شمول" هم نداریم.

فلانی خود را نخبه دانسته و قانون جهان شمول وضع فرموده و بقیه هم باید به این قوانین من در آوردی گردن بنهند. چشم. امر دیگری هم بود می توانند بفرمایند تا ما گردن بنهیم. این حرف ها کدام است؟

نقل قول از ctr2006:

بنظر من انسان ها نیازمند قوانین انسانی هستند ، قوانینی که روی آن بحث شده باشد و بررسی های مختلفی روی آن صورت گرفته باشد و با گذر زمان امکان انعطاف داشته باشد، نه یکی سری قوانین متعلق به گذشته و جغرافیایی خاص


نظر شما هم محترم است. به نظر من اینطور نیست. اگر چه شیوه ی زیست انسانی متحول شده؛ ولی اخلاقیات مطلق انسانی تغییر ناپذیر است و تغییر قوانین بی مبناست.

مطایبه حضرتعالی در خصوص چپ دست ها را نیز به فال نیک می گیرم.

وقت بخیر
نقل قول  
ctr2006
Member
کاربر گرامی اصول قوانین راهنمایی و رانندگی در تمام جهان یکی است در همه جای جهان علایم چراغ راهنمای ترافیک یکی است در همه جهان حالا چه ایران باشد چه اسرائیل چه چین باشد چه آمریکا تابلو عبور ممنوع یک نشان مشخص دارد البته طبیعی هست در جزئیات بومی سازی می شود مثلا در تابلو ایست در ایران به فارسی نوشته شده ایست در تابلو ایست بریتانیا نوشته شده stop
شما لینکی که در مورد صلیب سرخ بود را اصلا خواندید؟! به واژه هایی مانند جهان شمولی و نهضت بین المللی و اصول نهضت و همچنین بی طرفی و حفظ استقلال سازمان از دولت ها توجه کردید؟ اصول صلیب سرخ ( یا شیر و خورشید سرخ) در همه جهان یکی است البته طبیعی است که در اجرای این اصول بومی سازی وجود دارد ولی ماهیت اصول تغییری نمی کند و مفاد آن مورد احترام همه کشورها باید باشد در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز همین موضوع (ماده 30 اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های اعلامیه) اجرای مفاد اعلامیه با قوانین هر کشوری موجود است


مسلما با توجه به گوناگونی و تضادی که بین ادیان وجود دارد هیچ قوانین برگرفته از دینی خاص نمی تواند قوانین جهان شمولی باشد برای همین نخبگان در ایجاد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر روی مذهبی خاص تمرکز نمی کنند پس قوانین قرآنی نمی تواند جهان شمول باشد (بگذریم که روایتی واحد از تفسیرهای قرآنی وجود ندارد)
بنظر من انسان ها نیازمند قوانین انسانی هستند ، قوانینی که روی آن بحث شده باشد و بررسی های مختلفی روی آن صورت گرفته باشد و با گذر زمان امکان انعطاف داشته باشد، نه یکی سری قوانین متعلق به گذشته و جغرافیایی خاص



من هرگز تصمیمی برای مطالب غیراخلاقی ندارم امید و باور این است که تبعیض از زندگی و جامعه انسان ها کمتر شود و انسان ها علاوه بر زنده بودن زندگی کنند، چهقدر خوب میشد انسان هایی که انتخابی برای احساسات و گرایش های خویش نداشته اند مورد پذیرش جامعه قرار گیرند و برای ماهیت خویش به ابتذال متهم نشوند
در صد سال اخیر بخشی از مذهبی ها حضور چپ دست ها در جامعه را پذیرفته اند دیگر آنان را به خاطر خوردن نان با دست چپ به اهانت متهم نمی کنند یا برای نوشتن نام الله با دست چپ آنان را تنبیه نمی کنند، یک چپ دست مذهبی چه احساس ناگواری داشت وقتی که به اهانت به الله متهم میشد
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از A_S:

البته برای یک اسلامیست خشک مغزی مثل ایشان سه - چهارتا کم است


آیه ۶ سوره نساء بسیار در این مورد وضوح دارد.

وَابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ

و یتیمان را بیازمایید تا برای نکاح بالغ شوند.

فلذا آیه شریفه شرط ازدواج را بلوغ گذاشته و از آنجا که نوع آن را مشخص نفرموده؛ همه انواع بلوغ را شامل می شود (جسمی؛ عقلی؛ عاطفی و ...). دیگر از این صریح تر به بلوغ اشاره کند؟

اما آیه ۳ سوره شریفه نساء نیاز به تفسیر دارد.

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

و اگر می ترسید که در مورد یتیمان عادلانه رفتار نکنید؛ با آنچه می پسندید از زنان ازدواج کنید؛ دو تا دو تا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تا

در تفسیر آقای دکتر غروی و همینطور تفسیر پرتوی از نور آقای مهندس بازرگان؛ در خصوص مثنی و ثلاث و رباع نکته ای آمده است. توجه به لفظ به کار رفته (دو تا دو تا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تا) مسئله ای را نشان می دهد. فی المثل وقتی گفته می شود کتاب های روی میز را بین افراد تقسیم کنید؛ دو تا دو تا بدهید؛ سه تا سه تا بدهید؛ چهار تا چهار تا بدهید؛ از لفظ این برداشت می شود که تعداد کتاب ها؛ چند برابر افراد حاضر در جمع است. و اگر نه خداوند متعال از بکار بردن لفظ ساده؛ عاجز نبود.
در شرایطی که تعداد زنان مومن (مسلمان و اهل کتاب) در جامعه ای؛ چند برابر تعداد مردان آن جامعه باشد (نه در شرایط طبیعی جامعه) این حکم جواز چند همسری؛ مجددا محل توجه قرار می گیرد.

ما در اسلام خانه عفاف و صیغه و جهاد نکاح نداریم. تسهیل در امر ازدواج داریم.

در مورد جهاد نکاح هم توصیه بنده تارنگارهای زیر است:

متن لینک

متن لینک

رستگار باشید
نقل قول  
siawash110
Member
لطفا هوچی بازی در نیار و افکار و تمایلات خودت را به دیگران نسبت نده :

اگر به اندازه سر سوزن از واژه ها و ادبیات این مروز و بوم ، آگاهی داشتی فرق بین زن و دختر را در نوشته های من می فهمیدی

من از همان اول هم گفتم صیغه یا متعه را به روش فعلی نمی پسندم ( ولی شما گویا زحمت خواندن کامنت های قبلی را به خودت نمی دهی )

گفتم برای زنان ( و نه برای دختران ) پس در پاسخ شما باید بگویم : بله ، اگر خواهری داشتم که ازدواج ناموفقی داشت . . . طلاق گرفت و بعد از آن ،‌ مدتی کنج خانه مانده بود و موفق به ازدواج دائم نشده بود ، من با ازدواج موقت او مشکلی ندارم ( مگر اینکه بخواهم خواهرم گوشه خانه بنماند و روانی و دیوانه شود و البته موافق ازدواج او نبودم با آدم های بیشعوری که درک درستی از ازدواج موقت ندارند ) ضمنا گفتم مشکل واژگان نیستند شما به جای ازدواج موقت ، بالای عقد نامه بنویس ازدواج سفید یا ازدواج عاشقانه و یا . . . . مگر کلمات ، تغییری در ماهیت کار می دهد ؟‌ مثلا در ازدواج دائم ، مرد به شیوه های متفاوت با ازدواج موقت با همسرش رابطه بر قرار می کند (‌البته برخی از اذهان سطحی ، یا اشخاص لوده ، توان درک این مسائل را ندارند )

گفتم شرط ازدواج موقت در نظر من بالای 30 سال است و صرفا برای جوانان مجرد ولی باز هم شما متوجه نمی شوید ، گناه من چیست !

گفتم اگر بر مبنای عشق و محبت و آگاهی باشد به احتمال قریب به یقین همین ازدواج موقت تبدیل به دائم می شود ولی برخی از آدم ها از عشق چه می دانند ؟

در ازدواج سفید پول نمی خاد ؟ یعنی تمام استدلال و منطقت ، در همین حد بود !‌!‌!‌!‌

حالا باز هم دوباره ،‌ بیا و شخصیت خودت را با توهین برای دیگران به نمایش بگذار . . . .
نقل قول  
A_S
Member
آخه سر کی رو داری شیره میمالی؟ تو ازدواج سپید بر عکس صیغه دختر پولی نمی خواد، کسایی رو هم من دیدم صیغه میشن، از روی عشق نبوده، راه درآمدشون بوده و بهشون صیغه ای میگفتن (یا به گفته یکی از دوستان: روسپی اسلامی)، خودت دوست داری خواهرت صیغه یکی باشه یا عقد دائمش؟ گیریم صیغه اصلا خوب باشه، زشت نیست اومدی اینجا همش داری نیاز جنسیتو جار می زنی؟ برو تو اینترنت سرچ کن "سایت صیغه یابی"، ببین برات چی میاره
نقل قول  
siawash110
Member
در کتاب وزین شازده کوچولو جمله زیبایی وجود دارد :

بیشتر سوء تفاهم ها زیر سر زبان است . . . .

برای من جالب است اگر کسی از ازدواج سفید حمایت کند او روشنفکر و آدم منطقی و واقع گرایی است ولی اگر کسی به جای استفاده از این عبارت بگوید متعه و یا صیغه او می شود امل و تازی و عرب پرست ؟ !‌!‌!‌ در صورتیکه نفس عمل در هر دو رفتار یکیست .

- دو نفر به یکدیگر علاقه مند شده اند
- و می خواهند تا مدتی زیر یک سقف زندگی کنند
- بدون اینکه خودشان را دچار تعهدات سنگینی حقوقی و مالی کرده باشند

البته من با این موضوع مشکلی ندارم و اینکه چه واژه ای برای این رفتار اختراع کنیم . . . . این کار از نظر مذهبی ها اسمش زناست از نظر روشنفکرها ازدواج سفید و از نظر امل ها و خرافاتی ها :‌صیغه . . . . حالا علت اینهمه درگیری و بحث چیست ؟ خدا می داند !

ولی به هر حال برای اینکه سوء استفاده ای در این بین انجام نشود (‌به خصوص از جانب مردها در جامعه مرد سالار ما ) آیا بهتر نیست این عشق و علاقه ، تحت قاعده و قانونی درآید که اگر مردی خواست هرزگی کند یا دروغ بگوید و سر زن بیچاره کلاه بگذارد ما بتوانیم یقه او را بگیریم و حداقل برای رفتار حیله گرانه او ، یک بار مالی و یک تعهد قانونی ایجاد کنیم ؟
حالا شما مختار هستید بالای برگه ازدواج ،‌ بنویسی موقت یا بنویسی صیغه یا بنویسی سفید یا بنویسی : عشق (‌البته این آخری به نظر من زیباتر است )

اصولا به نظر من (‌و باز هم می گویم این ربطی به خدا و اسلام و قرآن ندارد و شاید حقیقت امر چیز دیگری باشد ) اگر عناصر زیر ، در یک پدیده وجود نداشته باشد نمی توان به آن پدیده نام گناه یا ناپسند داد :

1- در آن موضوع خاص : دروغ و کلک و حیله در کار نباشد .

2- به زور و اجبار نباشد.

3- بیماری و مشکل خاص جسمی برای افراد ایجاد نکند . (‌در مثال حاضر :‌ ایدز و . . . )

4- افراد را دچار بیماری روحی و عصبی نکند .

5- مسائل حقوقی در آن رعایت شده باشد . (‌در مثال حاضر : وجود بار مالی یا ضمانت اجرایی برای افراد شیاد )

البته در چنین مسائلی که با عواطف بشری سر و کار دارد ، باید نهایت ریزه کاری و دقت به خرج داده شود مثلا در خصوص بند 4 (‌بیماری روحی ) من برنامه ای دیدم (‌از اپرا ) که دختری در آمریکا از آنجا که طی چند سال با 12 پسر وارد رابطه شده و بعد جدا شده بود دچار بیماری روحی روانی شده بود ! به همین دلیل ، عقل و منطق حکم می کند روابط میان زن و مرد طبق اصول و قواعدی باشد که صد البته آن اصول بر مبنای عشق پایه ریزی شده باشد . موفق باشید
نقل قول  
Jeremiah
Member
درباره متعه هم باید بگویم در قرآن درباره اش آمده است:
و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شده اید؛ [این احکام] مقرّر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد] برای شما حلال است، که آنان را با [هزینه کردن] اموالتان [به عنوان ازدواج] بخواهید در حالی که [قصد دارید با آن ازدواج] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهره مند شدید، مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهریه [نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست؛ یقیناً خدا همواره دانا و حکیم است. (انصاریان، نساء، ۲۴)
اگر این حدیث را در صحیح مسلم که از نوشته های ارزشمند پذیرفته چهاریاریان (اهل تسنن) هست (همانهایی که صیغه را زنا میدانند )، بخوانیم، آیه بالا را بهتر در می یابیم:
باب ۳ - در بیان اینکه نکاح متعه ابتدا مباح گردید سپس منسوخ شد؛ دیگر بار مباح گردید و سپس برای همیشه حرام شد
۱۱ - (۱۴۰۴) از قیس روایت است که عبدالله [بن مسعود] گفت: ما به همراه رسول خدا جهاد می کردیم؛ در حالی که ما همسران خود را همراه نداشتیم. پس گفتین: آیا خود را اخته کنیم؟ رسول خدا ما را از این کار منع کرد. سپس به ما اجازه داد تا با زنی بر سر جامه ای به مدتی مشخص نکاح [متعه] کنیم. سپس عبدالله برای ما خواند:《[گروهی از صحابه بر آن شدند و خود را ملزم ساختند که مدام روزه بگیرند و نماز بخوانند و زنان و چیزهای معطر نزدیک نشوند و گوشت نخورند و بر فرش و جا انداز نخوابند، پس این آیه نازل شد.] ای کسانی که ایمان آورده اید! آن چه را که خدا از پاکی ها بر شما حلال کرده است، بر خود حرام مکنید و [از امر خدا] در مگذرید، بی گمان خدا متجاوزان [و از حد درگذرندگان] را دوست نمی دارند)). {المائده، ۸۷} (برگردان: خالد ایوبی نیا، پوشینه ۲، رویه ۵۷۲ - ۵۷۱)
در رویه های پسین بازهم گواه برای متعه در زمان پیامبر آورده می شود (نمی اندیشم در این دیدگاه بگنجد، کسی دوست دارد برود بخواند) ایشان به پادویی تازیان آوازه دارد، خشک اندیشیها و پی فراخیهایش همانند سلفیان است، بهتر است این تازی پرست گرامی، سوار شتر شود به دشت تازیان، همانجایی که به آن وابسته است، پیش دیگر سلفیان بازگردد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You