Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

ماری آن

.
«ماری آن»:
«باب فارکهر»، ناپدری «ماری آن»، وقتی به خانه می آمد، همیشه بوی مرکب چاپخانه می داد. اولین خاطرة ماری آن از روزگار گذشته اش، همین بود. او به ناپدری اش بسیار علاقمند بود. ماری آن در سنی که بیش تر کودکان مشغول فراگیری مسائل مذهبی و حفظ کردن ضرب المثل ها بودند، در خصوص حملات دولت، حمله به سیاست خارجی دولت و یا توطئه علیه رهبران، مطالبی می خواند و اغلب اوقات با ناپدری اش و دوستان او بیرون می رفت و می دانست که آنها چه می کنند و دربارة چه چیزهایی حرف می زنند. پدر او، آقای «تامپسون» اهل «ابردین» بود و جان خود را در دورة استقلال آمریکا از دست داده و در واقع وابسته به ارتش بود. رابطة ماری آن با ناپدری اش خیلی خوب بود تا این که ناپدری بیمار می شود و دکتر دستور می دهد که مدتی را در خانه استراحت کند. این باعث می شود که ماری آن به جای او برای کار به چاپخانه برود. بعد از آن اتفاقاتی در زندگی اش رخ می دهد که ...

حق تکثیر:
چاپ اول: تهران‏‫، م‍ه‍ت‍اب‌‏‫، ۱۳۶۹
آخرین چاپ: تهران: مهتاب‏‫، ۱۳۹۰

» کتابناکهای مرتبط:
گرما و غبار
پاپیون
اگر تمام بر و بچه های دنیا...

نسخه ها
4.5 / 5
با 35 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 2
۱۳۹۲/۰۶/۱۵


پاسخنگارش دیدگاه
نقل قول از hsse gharib:
ماری آن بیچاره باید تن فروشی کنه تا خانوادش زندگی خوبی داشته باشند .
آره فقر و فحشا همیشه با هم مماس اند و هم جهت.


اصلا هم اینطور نیست. هر فقیری به فحشا کشیده نمیشه. میتونه کشیده نشه. همونطور که خیلی ها کشیده نشدن و مانع به فحشا کشیده شدن خیلی های دیگه شدن. فقط اونا مثلا یه سیمین نداشتن که درموردشون بنویسه.
نقل قول  
hsse gharib
Member
ماری آن بیچاره باید تن فروشی کنه تا خانوادش زندگی خوبی داشته باشند .
آره فقر و فحشا همیشه با هم مماس اند و هم جهت.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You