Hiweb

عظمت بازیافته

عظمت بازیافته

کتاب «عظمت بازیافته» (انتشارات یونیورسال، ۱۳۵۵ شمسی) قصه ای است تصویری برای کودکان و نوجوانان که تاریخ معاصر ایران را از شهریور ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۵۵ بنا بر روایت رسمی حکومت وقت و بر محور زندگی محمدرضا پهلوی نشان می دهد. تصویرگر کتاب طراحی بلژیکی به نام دینو آتاناسیو است.



حق تکثیر: بسیار قدیمی‌ست.

» کتابناکهای مرتبط:
ایران در دورۀ سلطنت محمدرضا شاه پهلوی
راز بیلیون دلار
امید ها و نا امیدی ها

نسخه ها
PDF
حجم: 14 مگابایت
تعداد صفحات: 67
4.1 / 5
با 57 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 20
۱۳۹۲/۰۲/۰۹


پاسخنگارش دیدگاه
لطیفه
Member
خاطرات گذشته تجدید شد یادش به خیر
نقل قول  
بابک366
Member
باسلام خدمت شما من چطوری میتونم کتابهای دلخواه خودم رو دانلود کنم.باتشکر[
نقل قول  
arashiceage
Member
از زاویه ای که تاکنون برایم ناشناخته بود با تاریخ کشورم آشنا شدم!
نقل قول  
sagaliga
Member
کاش می شد به جای دوئل با هم و ریشه برکندن همدیگر، صرفا "اندیشه" ای را به نقد بکشیم که از زبان مخاطبمان جاری می شود. کاش "موضوع" محوریت داشت نه شخص. نمی دانم ما چرا باید "رسالت" دفاع از پهلوی یا ضدیت با آنان را برعهده بگیریم. کلی تر عرض می کنم، اغلب کامنت های سایت را که نگاه کنی، فرهنگ شخص ستیزی را احساس می کنی. می بینی که دوستان عزیز، به جای کندوکاو اندیشه ها، به جان هم می افتند. به جای تذکر نکات، مچ همدیگر را می گیرند. به جای بردباری، غلیان احساسات عرضه می کنند. به راحتی می توانی تِم جامعه را در این کامنت ها ببینی، همانطور که از صف گرفتن و رانندگی و... هم. اگر هم احساسش نمی کنیم، شاید همان ماهی معروف آن داستان مولوی شده ایم که در دریا زندگی می کنیم و می پرسیم آب کجاست؟
دوستان، کمی سعه صدر بیشتر...
نقل قول  
persianking
Publisher
نقل قول:
بابیان کشور را به اغتشاش کشانده بودند.و در این میان یک نفر بیسواد(لطفا کتابهای مرحوم کسروی را در مورد علی محمد باب مطالعه کنید )هم آتش بیار معرکه شده بود.

همان طور که عرض کردم (و البته دیدگاهم به همت دوستان پاک شد) اینگونه اظهارات، نمونه ای از همان "کم‌خوانی و پرگویی"های رایج در میان ما ایرانیان است. توهین به عقیده مخالف و چسباندن انگ‌هایی (بسته به نوع بحث و اقتضای شرایط) نظیر بی سوادی، تعصب، دفاع از دیکتاتوری،... به هر صدایی که خوشایند این افراد نباشد و بت‌های اعظم‌شان را به نقد و چالش بکشد، از ویژگی‌های بارز این افراد است. یعنی در واقع هر خصوصیتی که خود دارند یا بهتر بگویم خود از آن رنج می برند به دیگران نسبت دادن و بر همان مبنای ناراست، نتیجه‌ای ناراست‌تر گرفتن...
و در راستای رسیدن به اهداف خود به هر دروغ و جعلیاتی متشبث گردیدن و از هر بهانه و توجیهی سود جستن. مثلا همین جناب، با قیافه‌ای حق به جانب بازداشت،‌شکنجه و اعدام هزاران بابی را با این سخن ناپخته و کودکانه که آنان کشور را به اغتشاش کشیده بودند توجیه می‌کند، اما در مقابل برخورد حکومت پهلوی با کسانی که سالیان متمادی (به استناد شواهد و مدارک متعدد تاریخی) به جاسوسی برای شوروی می پرداختند و شوربختانه برخی از آنان توانسته بودند تا بالاترین مدارج ارتش و نیروهای نظامی و امنیتی نیز نفوذ کنند، آن هم برخوردی که ابعادش قابل مقایسه با انکیزاسیون دوران ناصری نبود، را جنایت و استبداد می خوانند و برای آن توده ای های مظلوم و مرحوم! اشک تمساح می ریزند. 15 خرداد 42 را اغتشاش نمی دانند (روزی که پیروان مصدق السلطنه و حامیان جبهه ملی اتحاد شوم‌ و نامقدس‌شان را با افراطی‌ترین و متحجرترین نیروهای مذهبی درون ایران آغاز کردند) و از جنایات ستم‌شاهی وامصیبتا سر می‌دهند، اما دست و پا بریدن یک عده به اسم بابی برایشان امری است بی اهمیت و قابل توجیه. بمبگذاری و ترور و آتش زدن سینما و بانک از دید اینان اغتشاش نیست، چون این جماعت مخالف پهلوی ها بوده و هستند و برای بی آبرو کردن آن دو پادشاه، استفاده از هر وسیله و ابزاری توجیه پذیر است.. برای فرخی یزدی سینه چاک می کنند و پیراهن از تن می درند و از ظلم دستگاه رضاخانی عربده ها می‌کشند، اما شکنجه و قتل ناجوانمردانه بانو قره العین را با نام اغتشاش و اغتشاشگر زیر سبیلی رد می کنند!! چون پذیرش این حقایق تاریخی چهره بت‌های پوشالی‌شان را خدشه دار می کند. آن هم چه بتی؟! نمی دانم امیرکبیر روانشاد در کدام روز و به چه وسیله ای به این جماعت وکالت داده تا از جانب او سخن بگویند و خود را مدافع و پیرو تام و تمام او بنامند. حال آنكه در عمل رفتار اين جماعت بیشتر به عین الدوله ها و اتابک ها مي ماند تا اميركبير...!!!
تناقض گویی را هم بر خصایل نیک این جماعت بیفزایید. همین جناب که اینجا از قتل عام بابیان با نام اغتشاشگر دفاع می کند، در این لینک ناگهان مدافع آزادی ادیان و مذاهب، به ویژه دیانت بهایی (که در واقع ادامه و دنباله همان بابیت است) می‌شود! و درباره تخریب مکان مقدس بهاییان در زمان حکومت سابق روضه خوانی می کند. چرا؟ چون اینجا شرایط ایجاب می کند بابیان اغتشاشگر و فتنه جو معرفی شوند تا شکنجه و کشتارشان قابل توجیه باشد. تا امیرکبیر و مصدق کبیر و سایر عظمی و کبری های آقایان همان گونه که در ذهن این افراد شکل گرفته اند باقی بمانندو خدشه ای به ساحت مقدس شان وارد نگردد! اما در آنجا شرایط آنگونه اقتضا می نمود که برای رسوا کردن دستگاه طاغوت و آشکار ساختن جنایات حکومت پهلوی! برای بهاییان اشک تمساح بریزند و دایه مهربان تر از مادر شوند. حال آنکه پزشک مخصوص خود محمدرضاشاه فقید بهایی بود (دكتر عبدالكريم ايادي) و در زمان حکومت پهلوی بهاییان به راحتی و در شرایط کاملا مساوی با مسلمانان و دیگر اقلیت‌های مذهبی، می توانستند به مدرسه و دانشگاه بروند یا در ادارات دولتی استخدام شوند و...
نقل قول  
behdad1970
Member
میهن پرست ترین و خوشنام ترین پادشاهان این سرزمین از خاندان پهلوی ها بودند کافیه سری به مردم کوچه و بازار بزنید
نقل قول  
sagaliga
Member
نقل قول از behdad1970:

بنده هیچ وقت حوصله بحث و جدل ندارم ...

دوست من. خیلی خوشبینانه معتقدم این "خدابیامرز" گفتن های من وشما به این خاطر است که آنقدر لاشخور دیده ایم که آرزوی دیدن یک کلاغ داریم. سپاسگزارم.
نقل قول  
شاه فرصت تاریخی را به مصدق داد! الله اکبر در آن زمان آن پسر جان(مرحوم قوام محمدرضا شاه را این گونه خطاب میکرد) که حشمت پس از قیام ملی 28 مرداد!!!!!!!!!! را نداشتند.مملکت مجلس داشت...نه آن مجلی که 25 سال نوکران شاه درآن بودند و با مجلس کنونی...مجلسی که حداقل چند نماینده باشرف درآن بود که نگذارند 60سال نفت ایران را به یغما ببرند(مانند قرارداد1933 رضا شاه)
نقل قول  
در مورد امیر کبیر گویی زیادی تحت تاثیر امانت و مجتهد زاده قرار گرفته اید
چون که خوی امیر که به شما نمی آید شاید که با آقا خان نوری هم نزدیکتر باشید
نقل قول  
کتاب امیر کبیر و ایران را مطئمنا نخوانده اید اصلا شما نباید کتابهای آدمیت را بخوانید همان کتابهای شمشیری و میرفطروس کافی است
نقل قول  
همانطور که حدس میزدم پس از مصدق حالا نوبت امر کبیر است.تا اورا بی آبرو کنند و خدماتش را منکر شوند. تا مگر خاندان شکوهمند زیر سایه اینها نباشد لابد فردا نوبت ستارخان است
بابیان کشور را به اغتشاش کشانده بودند.و در این میان یک نفر بیسواد(لطفا کتابهای مرحوم کسروی را در مورد علی محمد باب مطالعه کنید )هم آتش بیار معرکه شده بود. در ضمن آن زمان که در کشور قانون اساسی و تلاش برای آزادی خواهی نبود .این مسایل در مشروطه مطرح شد.که آنهم بوسیله شاهان پهلوی و آخوند ها از بیت رفت...
مگر آنان که فرخی یزدی را کشتند آزادی خواه بودند..
نقل قول  
persianking
Publisher
نقل قول:
بنده هیچ وقت حوصله بحث و جدل ندارم اما برای شما باید دو نکته متذکر شوم اولا که امیر کبیر هم به نا به گفته تاریخ چندان آدم دست پاکی نبوده اند ایشان در زمان خودش بزرگترین قتل عام بابی گری و بهایی گری را به ثبت رساند که در تاریخ نظیر ندارد

در تایید فرمایشات شما.. شوربختانه ما ملتی هستیم که عادت کرده ایم همیشه تاریخ میهن مان را دیگران بنویسند و همان ها هم برای‌مان تعریف و تفسیر کنند. همه می گویند در تاریخ به شرافت و پاکی امیرکبیر نداشته ایم، اما اگر بپرسید،‌ یک نفر از این افراد نمی‌تواند چهار تا از آن خدمات را نام ببرد. اصلا خیلی ها نمی‌دانند امیرکبیر که بوده، چه کرده، چند سال بر صدارت امور بوده است؟ مدفنش کجاست؟....
فقط چون دیگران به ما گفته‌اند امیرکبیر خوب بوده، یا فرخی یزدی و میرزاده عشقی آزادیخواه بوده اند و... پس ما هم باید دربست همین حرف‌ها را بپذیریم و تا جان در بدن داریم در هر مجلس و محفلی که سخنی از تاریخ به میان می‌رود، تکرار کنیم! به ندرت کسانی هستند که بروند تحقیق کنند، مطالعه کنند، ببینند این امیرکبیر یا مصدق یا حسین یا قلی ... که از بچگی در گوش‌مان خوانده‌اند که خوب بوده یا بد بوده واقعا که بوده و چه کرده است؟
امیرکبیر کارهای مثبتی هم کرد که قابل انکار نیست، اما همان طور که دوست‌مان جناب بهداد اشاره فرمودند، چند هزار بابی هم به دستور او و با سیاست سختگیرانه ای که در راه مقابله با بابی ها در پیش گرفته بود، در زمان صدارت او زندانی، شکنجه و اعدام شدند. اما حافظه تاریخی مردم ما که از قدیم‌الایام عادت به "کم‌خوانی و پرگویی" داشته و دارد، فقط آن خوبی ها را به یاد می آورد و کم کم چهره ای افسانه ای و مقدس از امیرکبیر ترسیم کرده که تو گویی این مرد (که باز هم می‌گویم در مدت کوتاه صدارت خود خدمات شایان توجهی هم انجام داده) هیچ خطا یا اشتباهی نداشته و در زمره معصومین و قدیسین بوده است! حال عکس این موضوع شده حکایت رضا شاه و محمدرضا شاه که خدمات فراوانی داشتند، اما حافظه تاریخی عده ای فقط بدی‌ها و کاستی‌های آن دوران را به ذهن سپرده است. عده ای فقط چسبیده اند به اینکه مثلا فلانی در آن پنجاه و چند سال سلطنت پهلوی ها به زندان رفت یا بهمانی اعدام شد یا فلان گروه اجازه فعالیت نداشت... هیچ‌کس هم بدنبال ریشه مسایل نمی‌گردد و علت این مشکلات را نمی‌جوید و فقط با تکرار جمله ساده‌انگارانه "استبداد، استبداد است" از زیر بار هرگونه نگرش علمی و روشن بینانه به موضوع که مسلما مستلزم صرف زمان و انرژی فراوان است، شانه خالی می‌کند.
نقل قول  
behdad1970
Member
نقل قول از sagaliga:
نقل قول از behdad1970: ولی راستی چه کسی به ما این اطمینان را میدهد که من و شما اگر در 1332 حدود 30 سال داشتیم، طرفدار شاه می شدیم یا مصدق یا مذهبیون یا چپی ها؟ اما ظاهرا در مورد شخصیت هایی مثل امیر کبیر با اطمینانی قاطع، خاطری جمع و وجدانی آسوده می گوییم "روانش شاد". مگه نه؟



بنده هیچ وقت حوصله بحث و جدل ندارم اما برای شما باید دو نکته متذکر شوم اولا که امیر کبیر هم به نا به گفته تاریخ چندان آدم دست پاکی نبوده اند ایشان در زمان خودش بزرگترین قتل عام بابی گری و بهایی گری را به ثبت رساند که در تاریخ نظیر ندارد ... و اما در مورد مصدق شما باید ممنون و سپاسگزار باشید که پادشاه عادل ( محمد رضا شاه ) این فرصت تاریخی را به مصدق داد که ایشان نخست وزیر پهلوی ها باشند هر چند که ما میدانیم مصدق از شاهزادگان قاجار بود و پهلوی ها با براندازی قاجار نمی بایست چنین ریسکی را میکردند ...
نقل قول  
sagaliga
Member
نقل قول از behdad1970:
یاد این بزرگ مرد تاریخ ایران ایران گرامی باد ... پادشاه عادل که میگن همینه ... روانش شاد باد

دوست عزیزم بهداد، قطعا اقدامات چشمگیر محمدرضا پهلوی در زمینه هایی از جمله تکوین بسیاری از نهادهای مدنی مدرن همچون دیگر ممالک پیشرفته دنیا قابل توجه است، ولی من و شما (اگر سال تولدتان 1970 باشد) اوضاع سیاسی آن زمان را درک نکرده ایم. از بیشتر کتب تاریخی هم چنین بر می آید که ایشان در زمینه اعطای آزادی های سیاسی کارنامه درخشانی نداشته و البته نمونه بارزتر آن، پدر ایشان است. این دو تن در ظرف زمان خود اقدامات شایانی انجام دادند ولی رویه آنها بوی‍ژه از لحاظ سیاسی امروزه منتقدان فراوانی دارد که رویکرد آنها ("خودکامگی"، همان بلای ظاهرا ازلی و ابدی این دیار) را امروزه برنمی تابند.
اخوی، من هم گاهی چنان به تنگ می آیم که ناگزیر به یاد آن ایام خوش (به تعبیر اسلافمان) می خواهم یک "روانش شاد" صرف کنم، ولی راستی چه کسی به ما این اطمینان را میدهد که من و شما اگر در 1332 حدود 30 سال داشتیم، طرفدار شاه می شدیم یا مصدق یا مذهبیون یا چپی ها؟ اما ظاهرا در مورد شخصیت هایی مثل امیر کبیر با اطمینانی قاطع، خاطری جمع و وجدانی آسوده می گوییم "روانش شاد". مگه نه؟
نقل قول  
LUXOR
Member
نقل قول از behdad1970:
یاد این بزرگ مرد تاریخ ایران ایران گرامی باد ... پادشاه عادل که میگن همینه ... روانش شاد باد


فرق ما با پدرانمان میدونی در چیه؟
اونا از اونور بوم افتادن ما از اینور بوم داریم می افتیم.

نقل قول  
soheil100
Member
بدون هیچ انگیزه سیاسی میگم....خیلی مسخره بود.
نقل قول  
KAHFEL HASIN
Member
آخیییییییییییییییی ! حیونکیییییییییییییییی!
نقل قول  
behdad1970
Member
یاد این بزرگ مرد تاریخ ایران ایران گرامی باد ... پادشاه عادل که میگن همینه ... روانش شاد باد
نقل قول  
persianking
Publisher
سپاس Headbook نازنین
بسیار جالب بود
نقل قول  
HeadBook
Publisher
کیفیت نوشته های کتاب چنگی به دل نمیزنه، سبکش هم داستان مصوره.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You