Hiweb

مشارق الدّراری: شرح تائیه ابن فارض

مشارق الدّراری: شرح تائیه ابن فارض

م‍ق‍دم‍ه‌، تصحیح و ت‍ع‍ل‍ی‍ق‍ات‌: ج‍لال‌ال‍دی‍ن‌ آش‍ت‍ی‍ان‍ی‌

[b]تمام مباحث عرفان و اخلاق یا مقدمه رسیدن به محبت خدای متعال است و یا نتیجه آن. قصیده تائیه کبرای ابن فارض بهترین اثر در موضوع عشق الهی است که شرح های متعددی بر آن نوشته شده است.

حق تکثیر:
پژوهشگاه علوم انسانی
http://www.ihcs.ac.ir/

» کتابناکهای مرتبط:
شراب گوارای الهی
بررسی اجمالی اندیشه های مشترک مولانا و ابن فارض
بررسی تطبیقی ویژگی های عشق در شعر حافظ شیرازی و ابن فارض مصری

نسخه ها
PDF
حجم: 18 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 974
4.6 / 5
با 50 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 4
۱۳۹۲/۰۴/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
bagh1349
Member
با سلام و سپاس فراوان. متأسفانه بسیاری از صفحات کتاب سفید است. خواهشمند است در صورت امکان نسخه کاملی در سایت قراردهید. باز هم سپاس.
نقل قول  
mojiba00
Member
«شاگرد عاشق علم و معرفت، معلم را سر شوق می آورد و او را کار وا می دارد. اساتید بزرگ علوم و فنون از برکت طلاب مستعد و پرکار،ورزیده شده و استعداد خویش را ظاهر ساخته اند و در کثیری از افکار خود تجدید نظر نموده و عالی ترین آثار جاودانی خود را، هنگام تدریس به تدریج به وجود آورده اند و بهترین اثر علمی ، اثری است که در حوزه تدریس مورد تحقیق و انتقاد علمی و نقد فنی قرار گیرد.»

عجب نکته ای است متاسفانه در این زمانه نه دیگر شاگرد جایگاه گذشته را دارد و نه استاد ، چه بسا استاد جایگاهش بیشتر حفظ شده اما شاگردی در زمانه ما یک نوع خاری محسوب می شود .

« بین اثری که در مجلس درس مورد بحث قرار گیرد و اثری که بدون بحث و مذاکره به وجود آید، فرق بسیار است »

این صحبت بسیار اموزنده است ، اما متاسفانه این موضوع هم در جامعه ی ما مورد توجه نیست . نگاه بدی که به بحث داریم باعث می شود از بحث و نقد اساسی خودداری کنیم . ادمی زمانی به میزان دانش خود پی می برد که ان را با دیگران به اشتراک بگذارد تا دیگران در مورد ان قضاوت بکنند . و گرنه در انزوای محض هر چیزی میتواند حقیقت مطلق باشد .
نقل قول  
Amir Fazel Amir
Publisher
با سپاس بسیار از دوست گرامی پورفر
اهل حق و حقیقت به این اصل غیر قابل ترید نزد مردم دانا معترف اند که در گلزار معانی و حقایقی که چمن آرای فکر بشر به وجود آورده است هیچ گلی خوشبوتر و دلپذیرتر از گل عرفان نرسته است، واگر در گلهای دیگر نفخه ای از این گل نرسیده باشد، عطری از آنها به مشام نمی آید، اگر چه بسیار بوده و هستند جعل صفتانی که از بوی روحانی و نفخه ربوبی این گل مانند شخص مبتلا به زکام که از عطر گل فرار می نماید مشمئزند.
وقتی که این کتاب را در سایت دیدم واقعا حیرت کردم چون اصلا نمی دونستم همچنین کتابی وجود دارد.
نقل قول  
delepor
Member
ابن فارض مصرى در میان شعراى عرب، نظیر حافظ ماست ؛ یعنى دیوان ابن فارض در شعر عربى نظیر دیوان حافظ است ، با یک تفاوت که آنهایى که اهل فن اند مدعى هستند که حافظ از نظر لطف و ظرافت بالاتر است از ابن فارض ولى ابن فارض از نظر مقامات عرفانى بالاتر است از حافظ، یعنى چیزهایى را از مقامات عرفانى ، او منعکس کرده است که حافظ در آن موضوعات سکوت کرده و در حافظ چیزى منعکس نیست . ابن فارض ‍ خیلى فوق العاده است ، عمر زیادى هم نکرده ، آن طور که تاریخ مى نویسد، 56 سال بیشتر از عمرش نگذشته که فوت کرده است ، او هم گاهى در مکه بوده و گاهى در مصر. در کوههاى مکه مى رفت گردش ‍ مى کرد، تنها و تحت تاءثیر حالات عرفانى خودش بود، و در مصر همین طور، و مى گویند در مکه بود با مصر مغازله مى کرد، و در مصر بود با مکه مغازله مى کرد. و مى گویند تمام این شعرها را در حالت بیخودى ، به اصطلاح گفته و دیگران نوشته اند.(کتاب عرفان حافظ شهید مطهری)
ابن فارض را بخاطر تعابیر رمزی عاشقانه موجود در اشعارش سلطان العاشقین ملقب کرده اند.
نمونه ای از اشعار ابن فارض که در فراق سرزمین وحی سروده:
1- یا لآئِمًا لامَنی‌ فی‌ حُبِّهِمْ سَفَهًا کُفَّ الْمَلامَ فَلَوْ أحْبَبْتَ لَمْ تَلُمِ
2-وَ حُرْمَةِ الْوَصْلِ وَ الْوِدِّ الْعَتیقِ وَ بِالْـ ـعَهْدِ الْوَثیقِ وَ ما قَدْ کانَ فی‌ الْقِدَمِ
3-ما حُلْتُ عَنْهُمْ بِسُلْوانٍ وَ لا بَدَلٍ لَیْسَ التَّبَدُّلُ وَ السُّلْوانُ مِنْ شِیَم‌
4-رُدّوا الرُّقادَ لِجَفْنی‌ عَلَّ طَیْفَکُمُ بِمَضْجَعی‌ زآئِرٌ فی‌ غَفْلَةِ الْحُلُمِ

ترجمه:
1ـ ای‌ کسیکه‌ در محبّت‌ و عشق‌ آنها مرا از روی‌ جهل‌ و سفاهت‌ ملامت‌ می‌نمائی‌، دست‌ از ملامتت‌ بردار! چرا که‌ اگر تو هم‌ عاشق‌ می‌شدی‌ ملامت‌ نمینمودی‌!
2 ـ سوگند به‌ احترام‌ آن‌ وصل‌ و محبّت‌ کهنه‌ و دیرین‌! و سوگند به‌ پیمان‌ وثیق‌ و اکید! و به‌ آنچه‌ را که‌ میان‌ ما در قدیم‌الزّمان‌ برقرار بوده‌ است‌!
3 ـ من‌ از ایشان‌ به‌ چیز دیگری‌ نمی‌توانم‌ خود را مشغول‌ کنم‌، به‌ چیزی‌ که‌ موجب‌ آرامش‌ شود و به‌ چیزی‌ که‌ بَدَل‌ ایشان‌ قرار گیرد. به‌ علّت‌ آنکه‌ بدل‌ گرفتن‌ غیر و آرامش‌ یافتن‌ به‌ امر دیگری‌، از صفت‌ و شیمۀ من‌ نمی‌باشد.
4 ـ (من‌ که‌ در فراق‌ شما هیچگاه‌ خواب‌ ندارم‌ و چشم‌ بر هم‌ ننهاده‌ام‌،
اینک‌ از شما تقاضا دارم‌ تا لحظه‌ای‌) خواب‌ را به‌ پلکهای‌ چشمانم‌ برگردانید؛ به‌ امید آنکه‌ شاید در رختخوابم‌ در غفلت‌ و بیهوشی‌ خواب‌، رویا و خواب‌ شما به‌ دیدارم‌ آید.

.............................
برای شناخت بیشتر این عاشق شیدا، مقاله ابن فارض شاعر حب الهی مفید است:
لینک

برای مقایسه ابن فارض و حافظ،خواندن مقاله مضامین مشترک میان حافظ و ابن فارض را توصیه میکنم:
لینک





نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You