Hiweb

طلسم شهر تاریکی

طلسم شهر تاریکی

نویسنده:
در آن روزگاران قدیم، شهری بود که همیشه تاریک بود. مردم سینه به سینه از بزرگترها شنیده بودند که یک روز صبح که مردم از خواب بیدار می شوند، هر چه منتظر می مانند، نه خورشید می آید و نه روز می شود. نسلهای بعد دیگر نه معنی خورشید را می فهمیدند و نه معنی روز را و پیران شهر هم نمی توانستند به پرسشهای آنها درباره خورشید و روشنایی و روز پاسخ گویند. تنها می دانستند که پاسخ همه آنها در شکستن طلسمی است که در کوه سیاه قرار دارد.
یک روز، کاوه آهنگر در دکان خودش در میان آهن پاره ها نقشه طلسم را یافت و نوشته های آن را برای پسرش و دوستان او خواند. آنها پس از آگاهی از راز طلسم، با یکدیگر پیمان بستند که به کوه سیاه بروند و طلسم را بشکنند. به این ترتیب، سفر پرماجرای آنان آغاز گشت.

حق تکثیر: کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان، 1347

» کتابناکهای مرتبط:
حیاط پشتی مدرسه‌ عدل آفاق
خود آموز و آموزش فن علوم غریبه
طلسم حصار

نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
تعداد صفحات: 29
4.8 / 5
با 6 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۱/۰۹/۲۴


پاسخنگارش دیدگاه
Bronowski
Member
برخیز و با کمندت
با نیزه بلندت
رخنه بکن به دیوار
دیوار میشه نشون دار
دیوار ترک ورمیداره
سرشو زمین میذاره
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You