رسته‌ها
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 62 رای

هوس

امتیاز دهید
5 / 4.5
با 62 رای
✔️ داستان چنین آغاز می شود:
شهر کوچک "ب" غمناک و وهمناک، غریب و تنها و تبدار، چون بیماری طاعون زده، دور از آبادیهای اطراف، روی تپه ای که قدیمی ها نفرین شده اش می دانستند، نشسته بود و با حسرت به جاده متروکی که از سالها قبل به دلیل اینکه راهی جدید ساخته بودند و این راه از چندین کیلومتر دورتر از شهر عبور می کرد، از اعتبار افتاده بود، می نگریست. پای تپه ای که شهر "ب" روی آن ساخته شده بود، رودخانه "شانته گلو" پرآب و خروشان، صاف و پر غرور، چون کمربندی دور شکم تپه پیچیده، بی اعتنا و مغرور می گذشت.
رهگذرانی که گذارشان به این شهر نفرین شده می افتاد، و از "ورسک" عبور می کردند، باید از روی پل سنگی رودخانه "شانته گلو" که سالها قبل استادان چیره دست آن را ساخته بودند عبور کنند تا به شهر بروند. دو طرف این پل سنگی که تاریخ ساختمانش را حتی پیرمردان شهر به درستی نمی دانستند، نرده های کوتاهی از سنگ کشیده بودند و سکوهای چندی در فرورفتگی های پل ساخته بودند که عصرها زوج های جوان، پیرمردها، پیرزنها و آنهایی که تنهایی را دوست داشتند روی آنها می نشستند و به آبهایی که روی هم می غلتیدند و شتابزده به سوی مقصدی نامعلوم میگریختند، نگاه می کردند...

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: khar tu khar
۱۳۹۲/۰۶/۲۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
89
فرمت:
PDF
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی هوس

تعداد دیدگاه‌ها:
5
ممنون از قراردادن کتابهای نایاب برروی سایت
کتاب عکس دارد 175 صفحه هم هست ولی چون دوصفحه ای اسکن شده 89 صفحه شده
عکس کتاب کجاست
کتاب عکس دارد
تعداد صفحات کتاب هم 175 صفحه می باشد
PDF
1 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل