ارابه خدایان
نویسنده:
اریک فون دنیکن
مترجم:
محمدعلی نجفی
امتیاز دهید
.
ارابهٔ خدایان، نخستین کتاب اریک فون دنیکن ، منتشر شده در سال ۱۹۶۸ است.
تلاش نگارنده در این کتاب بر این است که به رازهای دنیای باستان پی ببرد و تاثیر نیروهای فرا زمینی (خدایان) را بر زندگی بشر کشف کند. "او معتقد است که در گذشتههای بسیار دور، فضانوردانی از سیارات دیگر به ملاقات اجداد ما آمدند و به آنها تمدن و راه و روش زندگی را آموختند. اما نیاکان ما که بسیار ابتدایی و وحشی بودند، آنان را خدایان فرض کردند و به پرستش آنان پرداختند و هزاران فرقهی خرافی با رنگ و بوی مذهبی را به وجود آوردند و این گونه از درک وجود خدای راستین به دور ماندند و زندگی خود را به کجیهای بسیار آلودند".
این کتاب مدت ها جز کتابهای ممنوع الانتشار بوده است.
ارابهٔ خدایان، نخستین کتاب اریک فون دنیکن ، منتشر شده در سال ۱۹۶۸ است.
تلاش نگارنده در این کتاب بر این است که به رازهای دنیای باستان پی ببرد و تاثیر نیروهای فرا زمینی (خدایان) را بر زندگی بشر کشف کند. "او معتقد است که در گذشتههای بسیار دور، فضانوردانی از سیارات دیگر به ملاقات اجداد ما آمدند و به آنها تمدن و راه و روش زندگی را آموختند. اما نیاکان ما که بسیار ابتدایی و وحشی بودند، آنان را خدایان فرض کردند و به پرستش آنان پرداختند و هزاران فرقهی خرافی با رنگ و بوی مذهبی را به وجود آوردند و این گونه از درک وجود خدای راستین به دور ماندند و زندگی خود را به کجیهای بسیار آلودند".
این کتاب مدت ها جز کتابهای ممنوع الانتشار بوده است.
آپلود شده توسط:
emperorhesam
1388/05/02
دیدگاههای کتاب الکترونیکی ارابه خدایان
من این کتاب چند ماه فبل خوندم و خیلی با این کتاب حال کردم در متن کتاب نگاه میکنیم در چند قسمت اورده است که مثلا حزراقیل نبی جوری از ظهور خدا سخن به میان اورده است که که گویی سفینه فضایی در برابر او ظاهر شده است یا درباره عذاب قوم لوط گقته است وقتی خدایان به پیغمبر و همسرش انان گفت که به پشت بیاستند و به عقب بر نگردند که شاهد عذابی که بر قوم روا شده است نباشند که همسر لوط بر به عقب برگشت که شاهد عذاب باشد که پودر شد فون دانیکن میگوید که این یک لیزر بوده است یا بمب اتم که به عنوان عذاب امده است و با نگاه کردن همسر لوط پودر شده است اینا چند نکنه است که در متن امده است ولی سعی نویسنده به صورت لفافه این سخن را گفته است که خدا همان فضایی ها میباشند
عاقلان دانند.....
اپیدمیه سن تو زنا ... :D
آخه فک کن چند سال پیش همینم جرات کرده بگه ...
یه کم بیشتر در مورد نویسنده تحقیق میکنم .. تحقیق هم که چه عرض کنم مطالعه :D ببینیم چه جوریا بوده!!
آره منم قبول دارم تو لفافه و پوشيده حرفاشو ميزنه، ولی من تصورم اينه كه اين نويسنده آدم لامذهبی نبوده.(چون حداقل به پيامبرا و كتاباشون اعتقاد داره، هرچند اين كتابارو فضاييا بهشون نازل كردند:D)....... البته شايد حرف تو درست باشه ها!!!!! الله اعلم:D
1 سال بزرگم نکن :D من 67 ام!!! اهممممم ...
1968 نوشته شده این کتاب.
ببین همین که میگه ملت به این آدمای فضاییبه چشم خدایان یا همون فرستاده های خدا (به فرض پیامبرا، برگزیده ها) نیگا میکردن کلی تفکر برانگیزه!
ولی خیلی تو لفافه گفته حرفاشو . در عین حال که آدم حس میکنه چه نوع طرز فکری داره یه جوری میخواد انکار کنه که بار علمی نوشته ش نیاد پایین. و مذهبی نشه ...
البته برداشت من این بود. شاید اشتباه میکنم!!
راستش اين كتاب هيج جا نگفته بود كه خدا وجود نداره، يا اصلن نويسنده كاری به اين خدای موجود الآن نداشته كه شما ميگی چرا نظرش رو صريحن درباره خدا نگفته. بلكه نويسنده ميخواد فقط درباره يه چی ديه حرف بزنه، درباره ملاقات اجداد ما با فضايی ها، خودش ميگه اين كتاب يه كتاب تحقيقيه ، نميدونم تویچه سالی اين كتابو نوشتتش، ولی يه چيزايی كه گفته بود مثلن سفر به مريخ و .... الآن به واقعيت پيوست.. البته بقول نويسنده حتمن سالها بعد، بشر شايد بتونه در كرات ديگه سكونت داشته باشه.
اين نويسنده با اتكا به قانون احتمالات در رياضيات، اول كتابش بهمنون اينو ميگه كه حداقل كهكشانهايی وجود دارن كه درش موجودات زنده وجود داشته باشن.(كه از لحاظ علم احتمالات رياضی، كاملن اين فرضيه درسته).
واقعن چيزايی كه در رابطه با سومريها و يا مايا ها و مجسمه های تياهواناكو و ديگر آثار برجای مانده در پرو و مكزيك و ... نشون ميده كه انسانهایاوليه مطمئنن قادر به انجام اون كارها(مجسمه سازی،حمل سنگ هايی چند صد تنی و ....) نبودند، پس يه وسيله يا تكنالجی حتما بايد وجود ميداشت كه اينا موفق به انجام اون كارا شده بودن.
نويسنده سر جنگ با باستان شناسی نداره!(من نميدونم رو چه حسابی همچو حرفی گفتن). خود نويسنده اولش مياد ميگه كه دوراه وجود داره برایمطالعۀ گذشته، كه باستان شناسی تنها راه ممكنه...
قسمت هایجالب كه خيلی زياد داشت. مثان فصل چار (آيا خدا يه فضانورد بوده)
يه جائيش هم نوشته شده بود كه از يه افسر نيروی دريايی تركيه يه نقشه ای بدست مياد ،كه اون نقشه وضعيت كوههای كشف شده در سال 1952 رو هم شامل بوده!!! واقعا تفكر برانگيزه اين حرفا
موضوعش خیلی جالبه فقط نمی دونم جاش واقعاً بین کتاب های رمان و داستانه یا تاریخی. منظورم اینه که تخیله یا تحقیقی و علمی؟
.اتفاقا کتاب خوبی بود...هر کسی کس است یک حرفش بس است