Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

بردن توله گرگها به مهدکودک

بردن توله گرگها به مهدکودک

نویسنده:
حق تکثیر: مشهد: سخن گستر، ‏‫‬‏۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
غزل هستی
پنجمین روز سال ، ساعت بیست
در مدح لیوان آب پرتغال تنها

نسخه ها
4.2 / 5
با 19 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۰/۰۱/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
ghalam1356
Pro Member
توی تیتراژ فقط رد شدن از آدمها
منتظر تا که چراغ، آخر خاموش شود
مردِ غمگین تو درقصّه فراموش شود
حرکت کند زمان حول دو تا بازیگر
خیره به صحنه شدن تا که بیایی آخر
هیچکس غیر خودم اسم تو را نشنیده
کشف غمگین منی بینِ هزاران ایده
روبروی تو نشستم وسط شادی و غم
بدنِ خیس تو را در بغلم می گیرم
تویِ یک نقش پر از رابطه محدود شدی
خواستم دست به موهات... ولی دود شدی
حرکت دستم و گرمای تنم که کم کم...
باز هم محو شدی لحظه ی ارضا شدنم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You