پشت دیوار برف: مجموعه انشا
نویسنده:
منصور یاقوتی
امتیاز دهید
«مجموعه چند انشاء از دانش آموزان یک روستا»
از متن کتاب:
به خدمت دوستم درخت سنجد که در پیش «چشمه کور» است:
درخت خوب و زیبایم سنجد پوست قهوه ای، حالا تو در کنار «چشمه کور» هستی و برف شاخه هایت را پوشانده است و ریشه هایت خشک شده است. سه چهار ماه می شود که سری به تو نزده ام و خیلی برایت ناراحتم. میدانم که بعضی از بچه ها می آیند و شاخه های تورا می شکنند.
درخت خوبم آب میخوری؟ تشنه ات نمی شود؟ آب آنجا هست که تو بخوری تا تشنه ات نشود؟ نگویی که مرا فراموش کرده است، من همیشه به فکر تو هستم و با خود میگویم راستی حالا دوست من چه می کند؟
دوست عزیزم منتظرم که بهار بیاید و تو برگ سبز سبز و پر شکوفه به خود بگیری و من بیایم آب بتو بدهم و کمی در سایه ی تو استراحت کنم. تابستانها تو سنجدهای سرخ قشنگ قشنگ میدهی و من می آیم و کمی بالای شاخه های بزرگ تو مینشینم و کمی سنجد می خورم و یک دقیقه آواز می خوانم. بعد مقداری سنجد توی جیبم میریزم و به خانه برمیگردم...
از متن کتاب:
به خدمت دوستم درخت سنجد که در پیش «چشمه کور» است:
درخت خوب و زیبایم سنجد پوست قهوه ای، حالا تو در کنار «چشمه کور» هستی و برف شاخه هایت را پوشانده است و ریشه هایت خشک شده است. سه چهار ماه می شود که سری به تو نزده ام و خیلی برایت ناراحتم. میدانم که بعضی از بچه ها می آیند و شاخه های تورا می شکنند.
درخت خوبم آب میخوری؟ تشنه ات نمی شود؟ آب آنجا هست که تو بخوری تا تشنه ات نشود؟ نگویی که مرا فراموش کرده است، من همیشه به فکر تو هستم و با خود میگویم راستی حالا دوست من چه می کند؟
دوست عزیزم منتظرم که بهار بیاید و تو برگ سبز سبز و پر شکوفه به خود بگیری و من بیایم آب بتو بدهم و کمی در سایه ی تو استراحت کنم. تابستانها تو سنجدهای سرخ قشنگ قشنگ میدهی و من می آیم و کمی بالای شاخه های بزرگ تو مینشینم و کمی سنجد می خورم و یک دقیقه آواز می خوانم. بعد مقداری سنجد توی جیبم میریزم و به خانه برمیگردم...
آپلود شده توسط:
libraziti
1389/11/18
دیدگاههای کتاب الکترونیکی پشت دیوار برف: مجموعه انشا
باید جالب باشه
ممنون