امشب مادری میمیرد
نویسنده:
جمشید صداقت نژاد
امتیاز دهید
از متن کتاب:
همهمه و هیاهوی دادگاه، با ورود متهم چون بارانی که در بهار بر غبار ببارد فرو نشست و چشمها با کنجکاوی و حیرت به متهم خیره ماند.
با دیدن متهم، دوباره هیاهو، - چون جریان ملایم آب رودخانه ایکه در بستری خشک جریان یابد - جای سکوت گرد گرفته دادگاه را پر کرد.
باور کردنی نبود! کسیکه متهم بارتکاب دو قتل عمد (از نوع درجه اول) شده بود، دختری جوان و رنگ پریده بنظر میآمد. قیافه اش بقدری پاک و معصوم بنظر می رسید که دیرباورترین اشخاص نیز در مورد بی گناهیش تردیدی بخود راه نمی دادند. حتی رئیس دادگاه با همه موشکافیش تردید پیدا کرده بود که آیا متهم بقتل، مجرم واقعی است، یا حقیقت امر چیز دیگری است؟!
صدای زنگ و چکش رئیس، رسمیت جلسه را اعلام و مردم را بسکوت وادار کرد.
رئیس دادگاه باصدای نافذ و در عین حال آمیخته به خشونتش گفت: متهم از جای برخیزد، و خودش را معرفی کند.
دخترک برخاست و گفت: اسمم مهری فرزند اکبر شهرت ...
رئیس دادگاه با لحن قاطعی گفت: مهری، فرزند اکبر. درست توجه کن، تو مرتکب دو قتل شده ئی یک زن و یک مرد. آیا به مطالب کیفرخواست اعتراضی نداری؟
- نه...
همهمه و هیاهوی دادگاه، با ورود متهم چون بارانی که در بهار بر غبار ببارد فرو نشست و چشمها با کنجکاوی و حیرت به متهم خیره ماند.
با دیدن متهم، دوباره هیاهو، - چون جریان ملایم آب رودخانه ایکه در بستری خشک جریان یابد - جای سکوت گرد گرفته دادگاه را پر کرد.
باور کردنی نبود! کسیکه متهم بارتکاب دو قتل عمد (از نوع درجه اول) شده بود، دختری جوان و رنگ پریده بنظر میآمد. قیافه اش بقدری پاک و معصوم بنظر می رسید که دیرباورترین اشخاص نیز در مورد بی گناهیش تردیدی بخود راه نمی دادند. حتی رئیس دادگاه با همه موشکافیش تردید پیدا کرده بود که آیا متهم بقتل، مجرم واقعی است، یا حقیقت امر چیز دیگری است؟!
صدای زنگ و چکش رئیس، رسمیت جلسه را اعلام و مردم را بسکوت وادار کرد.
رئیس دادگاه باصدای نافذ و در عین حال آمیخته به خشونتش گفت: متهم از جای برخیزد، و خودش را معرفی کند.
دخترک برخاست و گفت: اسمم مهری فرزند اکبر شهرت ...
رئیس دادگاه با لحن قاطعی گفت: مهری، فرزند اکبر. درست توجه کن، تو مرتکب دو قتل شده ئی یک زن و یک مرد. آیا به مطالب کیفرخواست اعتراضی نداری؟
- نه...
آپلود شده توسط:
marlboro
1404/11/12
دیدگاههای کتاب الکترونیکی امشب مادری میمیرد