داستانهایی از عصر رضا شاه
نویسنده:
محمود حکیمی
درباره:
رضا شاه
امتیاز دهید
بخشی از مقدمه کتاب:
از چند سال پیش که اعلام کردم می خواهم «داستانهایی از عصر رضاشاه» بنویسم، عده ای گفتند سعی کن منصف باشی؛ فقط بدیهای رضاشاه را نگویی خدماتش را هم بنویس. اینکه چگونه مردم را با تمدن جدید آشنا ساخت، جاده ها را امن کرد ... و خیلی چیزهای دیگر و من می گفتم پس درباره آن مردمی که در زندانهای او جان دادند و آنها که اموالشان را رضاشاه غصب کرد و به وسیله ماموران خشن وی کشته شدند کی بنویسم؟ جواب آن بود که خشونت او «خشونتی مقدس» بود که اگر اعمال نمی شد انجام آن همه اصلاحات!! ممکن نبود. «خشونت مقدس» اصطلاح زشت و نفرت انگیزی است که با آن می توان جنایات شاه اسماعیل، شاه عباس، ناصرالدین شاه و حتی چنگیز و تیمور و استالین را نیز توجیه کرد. در مورد رضاشاه هم وقتی که از آن همه اعمال غیرقانونی و تجاوز به حقوق انسانها و خشونتهای مداوم سخن می گوییم، طرفداران وی ادعا می کنند که در آن مقطع تاریخی آن خشونتها و زندان کردنها و نادیده گرفتن قانون ضروری بود و من در جواب می گفتم و می گویم که به «خشونت مقدس» اعتقادی ندارم.
محقق تاریخ در بررسی تاریخ ملتها و چگونگی سلطنت پادشاهان، اغلب با یک مشکل عمده روبرو است: اینکه فلان مطلب را که از قول فلان نویسنده درباره فلان حادثه تاریخی می نویسد تا چه حد از حقیقت برخوردار است. آنان که در متون تاریخی دقت کرده اند متوجه شده اند که گاه از یک حادثه تاریخی دو مورخ دو شرح مختلف داده اند که هیچ گونه هماهنگی در بین آنها نیست. مورخ باید برای شناخت اینکه کدامیک از متون بیشتر با حقیقت وفق دارد، متون مختلفی را ببیند، در آنها تفخص و غور کند و سرانجام متنی را که بیشتر به حقیقت نزدیک می بیند انتخاب نماید. در این میان شاعران و چایلوسان و نویسندگانی که در عصر همان بادشاه زندگی کرده اند، اغلب محقق تاریخ را با دروغها و تحریفهای خود می فریبند. در مورد زندگی و چگونگی سلطنت رضاشاه نیز چنین امری کاملاً صادق است. نویسندگان و شاعران عصر رضاشاه با تعریف و تمجید فراوان از کارهای رضاشاه، بیش از آنچه که باید اقدامات او را بزرگ جلوه دادند. در عصر فرزند رضاشاه، این چاپلوسیها ادامه یافت و اکنون نیز بعضی از افراد ناآگاه به ویژه سلطنت طلبان، با مقایسه اعمال رضاشاه با حکومتهای دیگر می کوشند او را تبرئه کنند. در حالی که باید دید هر فرمانروایی تا چه اندازه به حقوق انسانی شهروندان یک جامعه احترام می گذارد شیوه قضاوت و رسیدگی به احوال مظلومان و ستمدیدگان چگونه است و تا چه اندازه در ادعاهای خود در مورد آزادی دادن به مردم صداقت دارد...
از چند سال پیش که اعلام کردم می خواهم «داستانهایی از عصر رضاشاه» بنویسم، عده ای گفتند سعی کن منصف باشی؛ فقط بدیهای رضاشاه را نگویی خدماتش را هم بنویس. اینکه چگونه مردم را با تمدن جدید آشنا ساخت، جاده ها را امن کرد ... و خیلی چیزهای دیگر و من می گفتم پس درباره آن مردمی که در زندانهای او جان دادند و آنها که اموالشان را رضاشاه غصب کرد و به وسیله ماموران خشن وی کشته شدند کی بنویسم؟ جواب آن بود که خشونت او «خشونتی مقدس» بود که اگر اعمال نمی شد انجام آن همه اصلاحات!! ممکن نبود. «خشونت مقدس» اصطلاح زشت و نفرت انگیزی است که با آن می توان جنایات شاه اسماعیل، شاه عباس، ناصرالدین شاه و حتی چنگیز و تیمور و استالین را نیز توجیه کرد. در مورد رضاشاه هم وقتی که از آن همه اعمال غیرقانونی و تجاوز به حقوق انسانها و خشونتهای مداوم سخن می گوییم، طرفداران وی ادعا می کنند که در آن مقطع تاریخی آن خشونتها و زندان کردنها و نادیده گرفتن قانون ضروری بود و من در جواب می گفتم و می گویم که به «خشونت مقدس» اعتقادی ندارم.
محقق تاریخ در بررسی تاریخ ملتها و چگونگی سلطنت پادشاهان، اغلب با یک مشکل عمده روبرو است: اینکه فلان مطلب را که از قول فلان نویسنده درباره فلان حادثه تاریخی می نویسد تا چه حد از حقیقت برخوردار است. آنان که در متون تاریخی دقت کرده اند متوجه شده اند که گاه از یک حادثه تاریخی دو مورخ دو شرح مختلف داده اند که هیچ گونه هماهنگی در بین آنها نیست. مورخ باید برای شناخت اینکه کدامیک از متون بیشتر با حقیقت وفق دارد، متون مختلفی را ببیند، در آنها تفخص و غور کند و سرانجام متنی را که بیشتر به حقیقت نزدیک می بیند انتخاب نماید. در این میان شاعران و چایلوسان و نویسندگانی که در عصر همان بادشاه زندگی کرده اند، اغلب محقق تاریخ را با دروغها و تحریفهای خود می فریبند. در مورد زندگی و چگونگی سلطنت رضاشاه نیز چنین امری کاملاً صادق است. نویسندگان و شاعران عصر رضاشاه با تعریف و تمجید فراوان از کارهای رضاشاه، بیش از آنچه که باید اقدامات او را بزرگ جلوه دادند. در عصر فرزند رضاشاه، این چاپلوسیها ادامه یافت و اکنون نیز بعضی از افراد ناآگاه به ویژه سلطنت طلبان، با مقایسه اعمال رضاشاه با حکومتهای دیگر می کوشند او را تبرئه کنند. در حالی که باید دید هر فرمانروایی تا چه اندازه به حقوق انسانی شهروندان یک جامعه احترام می گذارد شیوه قضاوت و رسیدگی به احوال مظلومان و ستمدیدگان چگونه است و تا چه اندازه در ادعاهای خود در مورد آزادی دادن به مردم صداقت دارد...
آپلود شده توسط:
souba
1404/10/15
دیدگاههای کتاب الکترونیکی داستانهایی از عصر رضا شاه