رسته‌ها
زمانی عاشق بودم: مجموعه داستان
امتیاز دهید
5 / 3
با 1 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 3
با 1 رای
مجموعه ۱۲ داستان کوتاه با عناوین:
غریبه / خاموشی / شب جمعه / سکوت صدای مشکوکی است / پاره پاره / جوانی آسان / روایتی دیگر از خشم خدا بر حوا / نادر میاد / زمانی عاشق بودم / او می رود دامن کشان / زن / ناگهان هیچ اتفاقی نیفتاد

از داستان غریبه:
(حق با شما بود آقا. برای همین برگشته ام ،ببینید. همه را اینجا نوشته ام. نمیدانم که خوب است یا نه. برای من تعریف کردن از نوشتن آسان تر است. خواندن هم برایم مشکل است. از شما خواهش می کنم که در وقت خواندن از من سئوال نکنید. ببخشید اگر زبانم خوب نیست. شما می دانید که من با زبان سر و کار دارم اما خوب نوشتن از حرف زدن مشکل تر است. اگر از این شاخه به آن شاخه پریده ام، ببخشید. وقتی جوان بودم، دوست داشتم شاعر بشوم، نشد. زندگی همین است دیگر. اگر بخواهید شروع میکنم.):
همه چیز از آن شب زمستانی شروع شد که جانم از برف و سرما و آسمان گرفته به لب رسید و نزدیک ایستگاه مرکزی شهر، خودم را داخل کافه ای پرتاب کردم. چند دقیقه بعد مردی به سوی میزم آمد و به این بهانه که همه میزها پر است، صندلی ای کشید تا بنشیند. حواسم آنقدر جمع نبود که فوری متوجه منظورش بشوم و دست به سرش کنم. تازه داشتم دنبال کلمه می گشتم و زور می زدم تا جمله ای بسازم که نشست. کافه مشتری زیادی نداشت. اینجور مواقع به آسانی سر حرف باز می شود...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
118
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
محراب
محراب
1403/03/15

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی زمانی عاشق بودم: مجموعه داستان

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
زمانی عاشق بودم: مجموعه داستان
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک