رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
خشمگین
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 4 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 4 رای
سرآغاز داستان:
فصل تابستان بود. طوفان نسبتاً شدیدی شهر کرمان را غبار آلود کرده و شدت وزش باد باعث شده بود تا اکثر مردم، به خانه های خود پناه برده و کمتر به خیابانها بیایند. اتومبیلی جلوی در ورودی مقر نیروی انتظامی شهر توقف کرد و راننده آن بعد از پیاده شدن از اتومبیل غبار آلود که معلوم بود راه زیادی را پیموده است. وارد ساختمان نیروی انتظامی شد. مرد جوان که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت بعد از آنکه وارد ساختمان شد، به سوی اتاق سرگرد فروتن که - فرمانده کل نیروی انتظامی بود - رفت؛ اتاق کار فروتن در ضلع شمالی ساختمان قرار داشت. وقتی سرباز جوان به آنجا رسید منشی فروتن، به او گفت: «باید مدتی منتظر بمانید، چون جناب سرگرد به اتفاق چند افسر نیروی انتظامی مشغول بررسی جزئیات یک سرقت بزرگ هستند که شب گذشته از یکی از بانکهای شهر صورت گرفته است».
آن روز، یکی از سخت ترین روزهای کاری فروتن بود؛ چون سارقین، شب گذشته به یکی از بانکهای شهر دستبرد زده و مقادیر زیادی پول به سرقت برده بودند...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
آپلود شده توسط:
ملا ممدجان
ملا ممدجان
1402/12/14

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی خشمگین

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
خشمگین
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک