رسته‌ها
فرزندان شیطان
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 17 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 17 رای
سرآغاز داستان:
تهران خیلی بزرگ شلوغ شده است. وقتی که آفتاب سر می زند، هیاهو برپا می شود. صدای اتومبیل ها، فروشندگان دوره گرد، قشقرق بچه ها و سوت کارخانه ها بهم آمیخته و جار و جنجال خفه و همهمه آلودی به وجود می آورد. مردها از خانه ها بیرون می ریزند و شتابزده به دنبال کار و کاسبی خود می روند. زنها، دخترمدرسه ها و پسرها در ایستگاه صف می کشند. اتوبوسها پر از جمعیت است با قیافه های جورواجور. بعضی ها سردماغ و با نشاط و خوشحال به نظر می رسند. برخی گرفته و غمگین هستند. چرا؟ خدا می داند! هر که یک نوع درد دارد که برایش غم خلق می کند. پارکابی ها داد می زنند. یک زن با قصاب سر کوچه چک و چونه می زند تا گوشت بی استخوان بگیرد. یک پسربچه با پای برهنه می دود، نان سنگکی به دست گرفته است و یک دختر سیه چرده با دامن کثیف و آلوده و چهره زردنبو و دردآلود به دنبال دختر اربابش است تا او را به مدرسه برساند...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
froz143
آپلود شده توسط: froz143
۱۴۰۰/۰۶/۲۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
438
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی فرزندان شیطان

تعداد دیدگاه‌ها:
1
بنظر می رسد نام نویسنده به اشتباه اورنقی کرمانی تایپ شده و باید "ارونقی کرمانی "باشد
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.