رسته‌ها
عمر نخستین
امتیاز دهید
5 / 3.5
با 4 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 3.5
با 4 رای
برگرفته از متن کتاب:
نسترن وقتی پرواز کرد، سوار شدم و آمدم برابر دانشگاه. مدتی نگاه به کتاب کردم و چرخیدم. به قدر یک تَن کم بودم. اما هنوز محکم بودم. آفتاب تیز شده بود، خسته و گرمازده؛ غذایی آماده خوردم، گفتم بروم دو ساعتی در هوای خنک خنگی وقت بگذرانم.
بلیط گرفتم نشستم به تماشای ماجرایی که با ساز و ضرب در ناف کافه می گذشت. درباره زنی که هر ربع ساعت یک دهن آواز می خواند و کمی رقص شکمی می کرد. مشتری هایی که صندلی و میز و سر و دست برایش می شکستند؛ و مردی که پس از خط خطی شدن رقاصه، تقاص او را می گرفت و چون مدام جوشی میشد، مجبور به هماغوشی میشد. یک خروار تن و بدن پروار، میان قابهای پاچه و سیراب شیردان ایرانی...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
shahriarshoa
آپلود شده توسط: shahriarshoa
۱۴۰۰/۰۵/۱۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
125
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی عمر نخستین

تعداد دیدگاه‌ها:
1
PDF
5 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.