رسته‌ها
دخترک و پری دریایی
امتیاز دهید
5 / 5
با 4 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 5
با 4 رای
تصویرگر: هادی ابراهیم زاده

دخترک هر روز نزدیک ظهر، سبد غذایی را که مادرش به او می داد، برای پدربزرگش به شالیزار می برد. او پدر بزرگش را خیلی دوست داشت. دلش می خواست زودتر زخمهای دست پدر بزرگش خوب شود. وقتی از پیش پدر بزرگ برمی گشت، کنار شالیزار می نشست و فکر می کرد. یک روز پرنده ای با پرهای رنگارنگ، روی یکی از ساقه های برنج نشست و گفت: "دخترک قشنگ، چرا ناراحت هستی؟ به چه فکر می کنی؟"
دخترک سرش را بالا کرد و گفت: "ای پرنده رنگارنگ، دست پدربزرگم زخم شده. دلم می خواهد زخم های دست او خوب شود."
پرنده رنگارنگ جستی زد و به دخترک نزدیک شد و گفت: "دخترک مهربان! مشکل تو را فقط پری دریایی می تواند حل کند. بلند شو! زودتر راه بیفت و پری دریایی را پیدا کن!"
پرنده رنگارنگ وقتی حرفش تمام شد، پر زد و در آسمان ناپدید شد...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
ناتالی
آپلود شده توسط: ناتالی
۱۴۰۰/۰۳/۱۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
19
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی دخترک و پری دریایی

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.