رسته‌ها
چنگیزخان، چهره خون ریز تاریخ
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 9 رای
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 9 رای
و اگر کسی بگوید که از بدو خلقت آدم، تاکنون، عالم به نظیر چنین حادثه ای گرفتار نیامده، راه خلاف نرفته است. چه تاریخ، حادثه ای را که شبیه یا نزدیک به این واقعه باشد، به خاطر ندارد. یکی از عظیم ترین وقایع تاریخی که ذکر آن ورد زبانهاست، رفتار بخت النصر است با بنی اسرائیل و کشتار او، از ایشان، و ویران کردن بیت المقدس.
ولی بیت المقدس در مقابل شهرهایی که این گروه ملعون خراب کرده، و هر کدام چندین برابر بیت المقدس بوده، چه عظمتی دارد؟ و بنی اسرائیل در جنب کسانی که در این واقعه به قتل رسیده اند، چه اهمیتی دارد؟ زیرا که عدد کشتگان یک شهر، تنها بر بنی اسرائیل فزونی داشته. شاید مردم دیگر مثل این حادثه را تا انقراض عالم نبینند...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
244
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
mt1860250
mt1860250
۱۴۰۰/۰۱/۱۱
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چنگیزخان، چهره خون ریز تاریخ

تعداد دیدگاه‌ها:
1
این رمان تاریخی که دومین شماره از مجموعه (خواندنی‌های تاریخ) به شمار می‌آید روایتی است از زندگانی (چنگیز خان مغول) که طی آن، چگونگی کسب قدرت، فتوحات و اقدامات، روحیات و خصوصیات، و پایان کار چنگیز خان، همچنین گوشه‌ای از تاریخ جانشینان وی بازگو می‌شود .عناوین برخی از فصول بیستگانه کتاب چنین است :ایران در حکومت خوارزمشاهیان ;وحدت صحراگردان ;ایران در زیر سم ستوران مغول ;آخرین جنایات ترکان خاتون; نخستین مبارزات ضد مغول ;قیام‌ها و جنبش‌ها ; بازگشت ، نزاع بچه گرگ ها کشاکش بر سر جانشینی چنگیز.
چنگیزخان در پی کشورگشایی‌هایش ضمن گذر از رودخانه‌ی سیحون در سال ۶۱۶ هجری قمری، به سمت ورودی شهر بخارا رفت و پس از درگیری با ماموران و سربازان امنیتی و حفاظتی آنجا بر شهر بخارا پیروز شد و آنجا را به تصرف خود درآورد. گفته شده بعد از گذشت سه روز از استقرار چنگیزخان در پیرامون شهر بخارا، ارتشی که به وسیله‌ی فردی به نام اینانج‌خان محاصره شده بود، عملیاتی را انجام دادند تا بتوانند شهر را از دست چنگیزخان نجات دهند، اما با شکست مواجه شدند و تک‌تک افراد آن لشگر به جز خود اینانج‌خان به دست یاغیان مغول کشته شدند. اینانج‌خان به طرف رودخانه‌ی آمو (رودخانه‌ی آمو یا همان رودخانه‌ جیحون که ما ایرانی‌ها به اسم رود وَخش می‌شناسیم، بزرگ‌ترین و وسیع‌ترین رودخانه‌ی آسیای میانه است. آمودریا نزدیک به ۱۱۲۶ کیلومتر از وسعتش، مرزهای شمالی کشورهایی چون ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و افعانستان را دربرمی‌گیرد.) گریخت و به هر طریقی که می‌توانست از آنجا فرار کرد.
شهر بخارا نور چشم دانشمندان و علما بود و مردم مغول طوری در این شهر زندگی کردند که بعضی از اهالی بخارا مجبور شدند برای آسایش و راحتی خانواده‌ی خود، تمام اموال خود را بگذارند و از آنجا فرار کنند.
در روایات آمده است فردی از اهالی شهر بخارا بعد از گریختن به استان خراسان آمد و برای استراحت به قهوه خانه‌ای رفت. شخصی در آنجا از وی پرسید از کدام شهر آمده‌ای؟ او در جواب گفت از شهر بخارا آمده‌ام. سپس از او حال و هوای شهر بخارا را جویا شد، مرد اوضاع شهر را چنین توصیف کرد:
آمدند، کندند، سوختند، کشتند، بردند و رفتند.
افراد حاضر در قهوه‌خانه پس از شنیدن این جمله تعجب کردند و به او گفتند مگر چه اتفاقی افتاده است؟! وی هم تمام ماجرا را برایشان تعریف کرد.
سال‌ها بعد این جمله به صورت ضرب‌المثل در بین مردم ایران رواج پیدا کرد.
PDF
چنگیزخان، چهره خون ریز تاریخ
3 مگابایت
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک