رسته‌ها
سه آرزو
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 4 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 4 رای
روزگاری هیزم شکن مهربانی زندگی می کرد که با زنی زیبا و مهربان ازدواج کرده بود اما بدبختانه هر دوی آنها خیلی فقیر بودند. روزی زن هیزم شکن آهی کشید و گفت: افسوس، اگر ما نصف ثروت همسایه مان را داشتیم، خیلی خوشبخت میشدیم.
شوهرش گفت: درست است. ایکاش یک پری مهربان می آمد و هر آرزویی که می کردیم، برآورده می کرد. مثل زمانهای قدیم که پریها روی کره می گشتند. آه اگر یک روز یکی از این پریها را می دیدم و او دلش می خواست آرزوی مرا برآورده سازد، خیلی خوب می دانستم چه چیزی از او بخواهم...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
mazi1234
آپلود شده توسط: mazi1234
۱۳۹۹/۱۰/۱۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
9
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی سه آرزو

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
PDF
2 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file