رسته‌ها
بیگانه ای در بهشت
امتیاز دهید
5 / 4
با 6 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4
با 6 رای
آغاز داستان:
ژیلا کنار دریای هند نزدیک "کلابه" روی نیمکت نشسته و اقیانوس پرشکوه را می نگریست. دریا آرام بود و موجها کمتر جوش و خروش داشتند. ژیلا دریا را دوست می دارد و آنچنان به دریا و موجها خیره شده بود که خود را فراموش کرده و گویی خود موجی از دریا شده بود و آن روز یکشنبه بود.
ژیلا دریا را بسیار دوست می دارد و هر زمان که وقت می کرد، تعطیل و یا هوا خوب باشد. او را می بینم که کنار دریا قدم می زند و چون خسته شود و روی نیمکتی نشسته و دریا را تماشا می کند. نسیم لطیف و جانبخش دریا را که با بوی ماهی ها آمیخته است در وجود خویش فروکش می کند، گاهی نیز به پیرامون نظر افکنده و مردم را می نگرد...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
saharnak
آپلود شده توسط: saharnak
۱۴۰۰/۰۲/۱۸
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
173
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی بیگانه ای در بهشت

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file