رسته‌ها
غوررآپ غوررآپ: مجموعه داستان
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 9 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.3
با 9 رای
✔️ عناوین داستانها عبارتند از:
بشقاب مقوایی / غوررآپ غوررآپ / باران کلید / چوب پنبه / وطنی در خارجه

از داستان بشقاب مقوایی:
من کور هستم. مردم می گویند نابینا. نمی دانم چرا. کوری که ربطی به بینایی ندارد. یعنی می خواهند به کورها احترام بگذارند؟ چه احترام خنده داری! چشم برای دیدن است. چشم که نشان بینایی نیست. حدود دو سال است که من دیگر با چشم هایم نمی توانم ببینم. یواش یواش و تقریبا به آسانی با ندیدن کنار آمدم. یعنی آنقدرها هم که در وقت چشم داری فکر می کردم سخت نبود. ندیدن اصلا سخت نیست. دیده نشدن سخت است.
امشب دوستان مرا آورده اند اینجا به مهمانی. یعنی این دوستم قاسم که من موسیو دقیق صدایش می کنم، مرا آورده است. من اینجا را نمی شناسم. می دانم اینجا خانه جواد است. یعنی دقیق جواد صدایش می کند...
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
فرمت:
PDF
تعداد صفحات:
96
آپلود شده توسط:
hanieh
hanieh
1399/06/20

کتاب‌های مرتبط

ّبوف ولگرد
ّبوف ولگرد
5 امتیاز
از 2 رای
عشق آتشین: مجموعه داستان
عشق آتشین: مجموعه داستان
4.6 امتیاز
از 183 رای
دیو!... دیو!
دیو!... دیو!
4.4 امتیاز
از 185 رای
سه داستان عاشقانه
سه داستان عاشقانه
4.2 امتیاز
از 58 رای
برای درج دیدگاه لطفاً به حساب کاربری خود وارد شوید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی غوررآپ غوررآپ: مجموعه داستان

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
غوررآپ غوررآپ: مجموعه داستان
عضو نیستید؟
ثبت نام در کتابناک