رسته‌ها

چکامه های هوشنگ ابتهاج جلد 3

چکامه های هوشنگ ابتهاج جلد 3
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 310 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 310 رای
چکامه های هوشنگ ابتهاج جلد 3

در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد. ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت.


ابتهاج از سال۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران (پس از کناره گیری داوود پیرنیا) و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود.[۱] تعدادی از غزل‌های او توسط موسیقی‌دانان ایرانی اجرا شده‌است.


از مهم‌ترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزل‌های حافظ است که با عنوان «حافظ به سعی سایه» نخستین بار در ۱۳۷۲ به چاپ رسید و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
omidakbari
آپلود شده توسط: omidakbari
۱۳۸۹/۰۲/۳۰
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
33
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چکامه های هوشنگ ابتهاج جلد 3

تعداد دیدگاه‌ها:
18
گـــــــــریه بید تار و سه تار و آواز :استاد محمدرضا لطفی دف و تنبک: استاد محمد قوی حلم اشعار: صائب آملی - حافظ - مولانا به احترام یاد او و به پاسداشت همه ی خاطرات خوبی که برای مان به یادگار گذاشت. نصیبش نور
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست نا من از راز سپهرت گرهی باز کنم چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم همه مرغان هم آواز پراکنده شدند آه از این باد بلا خیز که زد در چمنم شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت کی بود باز که شوری به جهان در فکنم بی تو آری غزل سایه ندارد لطفی باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم موسیقی ما دیگر " لطفی" ندارد. / قافله سالار به قاف کوچید.
سایه حقیقتاً یک رآلیست است . هم مصائب را می بیند و بیان میکند هم امید میدهد و راه می‌نماید.
بی شک، امیر هوشنگ ابتهاج گیلانی، پرآوازه ترین غزل سرای معاصر ایران است
چون درخت آمدی زغال مرو میوه ای پخته باش کال مرو میوه چون پخته گشت و آتشگون میزند شهد پختگی بیرون
چه فکر می‌کنی؟ جهان چه آبگینه شکسته‌ای‌ست که سرو راست هم در او شکسته می‌نمایدت. چنان نشسته کوه در کمین دره‌های این غروب تنگ که راه بسته می‌نمایدت. زمان بی‌کرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج به پای او دمی‌ست این درنگ درد و رنج. به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش. زندگی_ هوشنگ ابتهاج :x:x
نگاه کن هنوز آن بلند دور آن سپیده ، آن شکوفه زار انفجار کهربای آرزوست
بسیار عالی جان من اشعار مهرداد اوستا رو هم بزارید]
سلام من تازه عضو شدم . با تشکر از زحمات شما . براستی که جناب آقای هوشنگ ابتهاج تکه ای الماس گونه از حافظ است که خوشبختانه به زمان ما پرتاب شده است .
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file