مقاله
کارا کتاب

بازی عشق

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 4.7 از 6 در کتابناک با مجموع 871 رای
بازی عشق
نویسنده:
این رمان قبل از انقلاب نوشته شده است و جزو رمانهای عامه پسند میباشد
بخشی از کتاب:
ساعت 9ونیم صبح بود که من و پدر مادرم وارد ایستگاه قطار تهران _مشهد شدیم من از روی پله های بلند ایستگاه دو رشته قطار سیاهرنگ رو دیدم که آدم ها مثل مورچه از سر و کلشون بالا میرفتن و من از نوعی ترس و نگرانی پر شده بودم
پدرم که با اون قد کوتاه و چاقش بزحمت ساک و مقداری خرت و پرت و به جلو میکشید اول نگاهی به محیط ایستگاه انداخت و بعد با همان لحن آرام و دوستانه اش گفت:
- مریم! مواظب باش بابا! خیلی شلوغه!
آه که این پدر من چقدر مهربان و خوبست.همیشه و در همه جا مواظب مریمش هست . همیشه و همیشه مریمش و همون دختر بچه توپول و شیطونی میبینه که وقتی دستاش و میگرفت و اونو به خیابون میبرد ناگهان مریم دستش و از دست پدر میکشید و از لابه لای اتومبیلها به اون طرف خیابون میدوید و عرق سرد ترس را بر پشت پدر بر جا میگذاشت.........
سرم را برگردوندم. به چهره عرق کرده پدر و قدمهای آهسته مادر که همیشه در سکوت راه میرفت نگاه کردم و گفتم:
- پدرجون نترس! من حالا یک دختر شونزده ساله ام!
پدر از سر رضایت لبخندی زد......او همیشه به دختر کوچکش افتخار میکرد................

حق تکثیر:
تهران : شادان‏‫، ۱۳۹۲

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Reza در تاریخ ۱۳۸۸/۰۴/۱۹
» موردعلاقه 118 و موردتنفر 14 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
هزار و یک شب عشق
عالیجناب عشق
اتوبوس آبی

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (59)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
mazen
Member
وقتی نمیشه دانلود کرد چرا میزارید تو سایت؟
نقل قول  
hatamifarshid
Member
عالی بووود
در تمام زندگیم ر اعتمادی هست .
یادش بخیر !!
نقل قول  
نگارين02
Member
به این فکر میکنم که همچین کتاب خسته کننده و ملال آوری چطور میتونه برای بعضی ها جذابیت داشته باشه و ازش لذت ببرن.واقعاً آدمهای اون دوره به طور متوسط روزی 2لیتر گریه میکردن؟؟؟؟!!!
نقل قول  
baba yazid
Member
این کتابهای اقای اعتمادی شاید برای این نسل جذابیت ندارد البته خوب بودن یانبودنش به عهده خودتان ولی من قبل از انقلاب همه کتابهایش را خوانده ام والان که انها را میبینم غمی پنهانی همه وجودم را میگیرد حالا هرچه بود وهرچه هست مارا یاد خاطراتمان میاندازد
نقل قول  
karimm
Member
کتاب خوبی بود .ممنون
نقل قول  
ayla_1981
Member
من هنوز نصف این رمان خوندم تا اینجا که خیلی مزخرف بقیه اش هنوز نخوندم
نقل قول  
jake joon
Member
ممنون من واقعا عاشق کتاب های اعتمادی هستم ممنونم خیلی دنبال این کتاب گشتم
نقل قول  
FARANAKTALA
Member
واقعا مزخرف بود-
نقل قول  
moonlight_tttt
Member
امان از این مردا که همشون مثل هم هستن. زیادی رومانتیک بود بعضی جاها دیگه حال آدمو به هم میزد اه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You