کارا کتاب
کارا کتاب

داستان های شاهنامه (جلد اول)

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 80 رای
داستان های شاهنامه (جلد اول)
گردآوری: محمد حسین کیان پور

آبان 1385
219 صفحه

شاهنامه فردوسی در ردیف سه مجموعه بزرگ آثار ادبی جهان، یعنی ایلیاد هومر، کمدی الهی دانته و مجموعه آثار شکسپیر قرار داشته و چهارمین اثر بزرگ دنیا به شمار می آید. در میان تمامی شاهنامه ها، داستانهای شاهنامه فردوسی موثر تر، با ارزشتر و دلنشین تر است. در این داستانها عناصری همچون پیام، درونمایه و شخصیت آنچنان پر بزرگ و جاودانی است که به زمان و مکان محدود نمی شود و در هر دوره و هر مکان، تازه، نو و گیراست.
با توجه به اهمیت و شاهنامه، نویسنده کتاب (داستانهی شاهنامه) بر آن شده است تا این داستانها را با نثری روان و ساده باز نویسی کند تا برای نوجوانان و جوانان به سهولت قابل دسترسی بوده و رغبت زیادی برای خواندن آن بیابند. البته تمامی این داستانها از برنامه (قصه ظهر جمعه) رادیو ایران پخش شده است. جلد اول این مجموعه در شش فصل تدوین شده است و شامل داستانهای ضحاک و کاوه آهنگر، داستان سیاوش، رستم و افراسیاب، رستم و سهراب و اسفندیار و رستم و برزو می شود.

حق تکثیر: تهران طرح آینده 1385

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: shahram_mo در تاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۲۵
» موردعلاقه 39 و موردتنفر 0 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ اساطیری تطبیقی ایران باستان (جلد ششم)
مینُویِ خرد
هفت قصه

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (9)
» اعتراض به این کتاب

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها
دانلود کتاب رایگان


پاسخنگارش دیدگاه
rihan
Member
کاش لینکشو یر نمیداشتید تو این وضعیت بی فرهنگی و نا آشنایی کودکان ایرانی از تاریخشون
نقل قول  
mahdibn
Member
لینک ناقص است!
نقل قول  
mohammadian
Member
درود بر شما و سپاس از زحماتي گه مي كشيد
نقل قول  
Saddist
Member
در پاسخ به تی تی جان که پرسید :
نقل قول:
یک پرسش برای شروع مباحثه دوستانه:
فردوسی چند بار در شاهنامه از کوروش کبیر نام برده است؟

و در تکمیل گفتار دوست گرامی که گفت:
نقل قول:
از کوروش کبیر نام برده نشده، ولی از دارا و دارای دارایان نام برده شده که بنظر بیشتر پژوهشگران، اشاره به دوره ی هخامنشی دارد. از شما خواهشمندم مقالات و سخنرانی های دکتر جنیدی را گوش دهید.


باید بگویم نام های داریوش ، کوروش و اردشیر که در اکثر شاهنشاهان هخامنشی و پی از آن ها (بعدها) در شاهنشاهان ساسانی نیز پدیدار گشته را نباید به عنوان نام اصلی آن شاه به شمار آورد!! چرا که این نام ها تنها لقبی بوده برای نشان دادنِ تیره و نژاد فامیلی که در آن زمان بر روی کار میامده!!
مثلاً خاندان اردشیر که در دوران هخامنشی بر سر کار آمده اند و پس از زوال دوران هخامنشی با تحمل مدت ها سکئت اینبار در خاندان ساسانی به قدرت رسیده و شاهنشاهی از آنِ خود تاسیس کرده اند!!
در اسطوره های واقعی که از زبانِ استادِ سخن ابولقاسم فردوسی آن پاک روان و نیک سرشت آزادمرد پارسی ، از پادشاهان پیشدادی ، هخامنشی و پس از آنها یونانیان و اشکانیان تا دودمان ساسانی به طور کامل سخن به میان آمده! که شاید بتوان گفت در طول تاریخ مکتوب بشری این تنها نمونهء مکتوب از بیوگرافی پادشاهان یک سرزمین به عظمت ایران است که وجود دارد!!
درود بر روانِ پاک آن مردِ بزرگ که با جرات میتوانم بگویم مادر گیتی دیگر همچون فردوسی را نخواهد پروراند!!

در قاموسِ شاهنشاهی دودمان هخامنش که همگی از اهالی پرسیا یا persia سرزمینِ بزرگ پارس بوده اند به تعدادِ انگشتانِ دست میتوان کوروش نام هایی را یافت که حتی برخی از آنها به شاهی هم نرسیده و تاج را بر سر نگزاشته اند!!
از آن میان کوروش نامی از تبار هخامنش بوده که پدرِ کوروشِ دوم هخامنشی موءسس سلسلهء بزرگِ هخامنش است و همهء ما کوروشِ پسر را با نامِ کوروشِ دوم cyrus II میشناسیم.اما این کوروش موسس سلسلهء هخامنشی بوده و کوروش کبیر نام گرفته و پس از آن هم چند کوروش در سلسلهء هخامنش پیدا شده اند که همگی فقط به شاهی در ساتراپ هایی از شاهنشاهی هخامنشی دست یافتند!!
کوروش اول را همه با عنوانِ شاهِ ساتراپیِ انزان با انشان میسناسند که استانهای خوزستان و چهارمحال و لرستان و ایلام امروزی را در بر میگرفته. پس از او کوروش دوم که کوروش کبیر میخوانندش به شاهی رسیده که تمام سرزمین پرسیا را متحد گردانید و با آشتی دادنِ سرزمین بزرگ مدیا media (که تمام مناطق شمالی ایران را دربر میگرفته) با پرسیا یک دولت نیرومند را تشکیل میدهد و با قوای بسیار که از اتحاد ایرانیان به وجود آمده بوده به نبرد با سکاها ، ماساها ، کیری ها ، پهلوی ها ، هندی ها و بابلی ها و عیلامی ها و ... برخاسته و با آشتی دادنِ ملت ها یک امپراطوری بزرگ را که تاریخ بشری تا به آنروز به چشم خود ندیده بود میسازد.
شاید از میان شما تنها عدهء معدودی باشند که بدانند آریاییان پارسی در زیر نام بزرگ هخامنش اولین قومی از انسان ها بودند که در طول تاریخ پر فراز و نشیب بشر اولین امپراطوری را تاسیس کرده و هم آنان اولیب کسانی بودند که از درفش و پرچم برای نشان دادنِ عظمت ایران استفاده کردند.
به نظرم حکیم فردوسی هم این را میدانسته و با نامیدن کوروش با نام اصلی اش یعنی یما (Yama ) قصد داشته کاری کند تا نام آن مرد بزرگ هرگز از قاموس ما ایرانیان فراموش نگردد.به راستی ییما خشتریاه یا همان جم شاه که در متن شاهنامه به عنوان جمشید شاه نامیده شده همان کوروش کبیر هخامنشی ست که با نام اصلی خطاب شده!!
اما این هم درست است که جمشید یا کوروش کبیر همان ذوالقرنین که در کتابهای مردم کلیمی و یسوعی و مسلم معروف شده است!!
میتوانم با آوردن دلایل بسیار تمام این مطالب را ثابت کنم اما این مکان جای مناسب نیست!!
به جای این بازی ها به وب گاه من سری بزنید
نقل قول  
amir niyakoo
Member
از کوروش کبیر نام برده نشده، ولی از دارا و دارای دارایان نام برده شده که بنظر بیشتر پژوهشگران، اشاره به دوره ی هخامنشی دارد. از شما خواهشمندم مقالات و سخنرانی های دکتر جنیدی را گوش دهید.
نقل قول  
titijaan
Member



یک پرسش برای شروع مباحثه دوستانه:


فردوسی چند بار در شاهنامه از کوروش کبیر نام برده است؟
نقل قول  
persianking
Publisher
سپاس فراوان از دوست ارجمندمان shahram_mo!
نقل قول  
persianking
Publisher
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوريم

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You