رسته‌ها
7 کتاب
فصلنامه ایران نامه
ايران‌نامه، نشریه‌ای است به زبان فارسی‌ که توسط «بنیاد مطالعات ایران» در آمریکا منتشر می‌شود. بنابر مندرجات صفحه معرفی نشریه: «ايران‌نامه، که فصلنامه‌ای تحقيقاتی است، از پائيز ١٣٦١، با همکاری گروهی از پژوهشگران، نويسندگان و استادان صاحبنظر ايرانی و خارجی، هر سال در چهار شماره منتشر شده است. هدف اصلی این نشریه آشنا کردن خوانندگان خود با تازه ترين دستاوردهای پژوهشی محققان و ايرانشناسان و با آثار و انديشه های نويسندگان سرشناس ايرانی بوده است. توجه اصلی ایران نامه در سال های نخست انتشار، بر ادب و زبان فارسی و تاريخ فرهنگ و تمدن ايران بود و از همين رو شماره‌های ويژه‌ای از آن به زندگی و آثار برخی از شاعران، متفکران و نويسندگان پرآوازه ايرانی اختصاص يافت. در سال های اخير ايران‌نامه، ضمن ادامه انتشار آثار تحقيقی تازه در باره ادب ايران، به آثار پژوهشگران درباره روندها، دگرگونی ها و پديده های عمده جامعه معاصر ايران روي آورده و به انتشار شماره های ويژه‌ای در اين زمينه ها نيز توفيق يافته است. هر شماره ايران‌نامه علاوه بر مقاله های تحقيقی، شامل گزيده هايی از خاطرات و اسناد تاريخی، نقد و بررسی کتاب و خلاصه هريک از مقاله ها به زبان انگليسی است. در آخرين شماره هر سال و در پايان هر دوره ده ساله نيز فهرستی الفبائی از نام نويسندگان و منتقدان و عنوان نوشته های آنان در ایران‌نامه منتشر مي شود.»
23 کتاب
مجله فکاهی بهلول
بهلول اولين مجله طنز پس از انقلاب است. اين نشريه كه رويه خود را در شناسنامه فكاهي، سياسي- انتقادي اعلام كرده است ، از نشريات موفق پيش از كودتاي 1332 بود كه در سالهاي پس از كودتا امكان نشر نيافت. نخستين شماره پس از انقلاب آن تحت عنوان : «دوره جديد، سال بيست و نهم» انتشار يافت، در روز سه شنبه 29 اسفند 1357 ، در 28 صفحه ، به قيمت 5 تومان و با روي جلد و پشت جلد رنگي انتشار يافت. صاحب امتياز و مدير مسئول بهلول، سيد احمد سكاكي و سردبيرآن ، سيد ابراهيم سكاكي بود و از شماره 2 زير نظر شوراي نويسندگان اداره مي شد. بهلول ، كه آغازگر حركت مجدد مطبوعات طنز پس از انقلاب به شمار مي آيد، زماني انتشار دوباره ي خود را شروع كرد كه هنوز اخلاق در طنز نهادينه نشده بود. از اين رو، بخشي از مطالب و تصاوير آن، تداوم بخش حركت هزل پيش از خود به شمار مي آيد. عمده ي مطالب بهلول شامل كاريكاتور ، عكس، نثرهاي كوتاه، صفحه جوك، گزارش طنز از مجلس (تماشاخانه پارلمان) ، فرهنگ بهلول، داستان كوتاه (با امضاي عوضعلي خان) ، جدول و شعر بود. طنز آوراني چون محمد حاجي حسيني، محمد خرمشاهي، قدرت اله عسگري، محمد اوزي ، ناصر داروگر كرماني ، ايرج شمس (با امضاي ايرج آنتن) با آن همكاري مستمر داشتند. اشعار ضربي حاجي حسيني در اين نشريه طرفداران خاص خود را داشت. در زمينه كاريكاتور ، احمد عبداللهي نيا، جواد عليزاده ، بيژن دلزنده، بهمن عبدي و داروين ميثاقي با آن نشريه همكاري داشتند. بهلول ، از نظر سياسي به جناح فكري خاص وابستگي نداشت و سعي مي كرد در جهت انقلاب حركت كند و موضعي انتقادي- ارشادي در برخورد با مسايل روز داشته باشد. علاوه بر اين، بخش قابل توجهي از آثار و كاريكاتورهاي آن ، به خاندان سلطنت و وابستگان بيگانه مي پرداخت. با اين حال ، بهلول براي تداوم كار، با مشكل مواجه بود. پس از چاپ شماره 17 در يكشنبه 31 تير 1358 توقيف شد و شماره 18 را پس از يك وقفه پنج هفته اي ، در 4 شهريور همان سال چاپ كرد. اين نشريه از تابستان 1360 به بعد امكان ادامه نشر نيافت و آخرين شماره آن (شماره 90) در 28 صفحه، در 31 خرداد 1360 به چاپ رسيد .
4 کتاب
مجله ایرانشهر
ایرانشهر، مجله‌ای است که حسین کاظم‌زاده (که بعدها شهرت ایران‌شهر گرفت) آن را منتشر می‌ساخت. این مجله بین سال‌های ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۶ شمسی است در برلین منتشر و در حدود ۴۰ شهر ایران پخش می‌شد. ایرانشهر از پرنفوذترین مجلات دورهٔ خود بود و کسانی چون محمد قزوینی، اقبال آشتیانی، مشفق کاظمی، صادق رضازاده شفق، رشید یاسمی، ابراهیم پورداوود و دیگران در آن مطلب می‌نوشتند. مطالب ایرانشهر نسبت به مجله کاوه روان‌تر و عوام‌فهم تر بود. این مجله از جمله مهم‌ترین کانون‌هایی بود که باستان‌گرایی را در سطح وسیع و به طور عامه‌پسند و فراگیر تبلیغ می‌کرد. از میان ۲۶۳ مقالهٔ منتشر شده در مجله، ۷۳ مورد در بیان اهمیت آموزش عمومی و غیر مذهبی، ۴۵ مقاله در ضرورت بهبود بخشیدن به منزلت زنان، ۳۰ مقاله در توصیف تأیید آمیز ایران پیش از اسلام و ۴۰ مقاله نیز در علوم و فلسفهٔ جدید غربی نوشته شده بود. آبراهامیان معتقد است مضمون همیشگی ایرانشهر، این نظریه بود که عقب‌ماندگی فعلی ایران ناشی از حملهٔ اعراب است و اینکه امپریالیسم عرب توانایی‌های خلاق مردم هوشمند آریایی را راکد گذاشته است.
3 کتاب
روزنامه ایران (زمان قاجار )
آغاز تأسیس روزنامه‌ ایران پس از اینکه در اوایل سال 1288 قمری در سلطنت ناصر الدین شاه ادارهء روزنامجات دولتی از علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه گرفته شد و به عهدهء محمد حسن خان اعتماد السلطنه گرفته شد و به عهدهء محمد حسن خان اعتماد السلطنه واگذار گردید به عوض‌ روزنامه‌های(علیه،دولت ایران و ملت سنیه)یک روزنامه‌ به نام روزنامهء ایران انتشار یافت و در حقیقت‌ روزنامهء رسمی دولتی روزنامه ایران گردید. شماره اول روزنامه ایران در تاریخ یکشنبه یازدهم‌ محرم 1288 قمری در دار الطباعه در جنب مدرسهء دار الفنون طبع و توزیع شده است.گر چه در روزنامه‌ ایران در هیچ جای آن اسمی از مدیر روزنامه نوشته‌ نشده ولی چون در آن تاریخ همان قسم که فوقا اشاره‌ کردیم عمل انطباعات دولتی با محمد حسن خان وزیر انطاباعات بوده و نیز در ذیل بعضی از مقالات امضاء محمد حسن«درج شده‌اند لذا باید مدیر روزنامه را همان‌ محمد حسن خان اعتماد السلطنه دانست.و اما اعضاء اداره روزنامه عبارت بودند از:میرزا علی خان نائینی و بعدا مرحوم میرزا محمد حسین ادیب ملقب به ذکاء الملک دو نفر نویسندهء روزنامه بودند و ضمنا ذکاء الملک رئیس دار الطباعهء دولتی نیز بوده است.میرزا ابو تراب،نقاش مخصوص و نقاشباشی وزارت انطباعات‌ و میرزا سید احمد کاتب روزنامه و استاد حبیب الله استاد مخصوص طبع و ملا غلامحسین مذهب و استاد محمد حسین صحاف روزنامه بوده‌اند.» دورهء دوم روزنامهء«ایران»را باید از چهار سال‌ پیش از کودتای 1299 شمسی یاد کرد که تا سال‌پس از شهریور بیست نشر آن ادامه داشته است.در این دوره،مدتی مدیریت«ایران»را سید حسن اردبیلی و زمانی میرزا محمد خان ملک زاده،برادر بهاد عهده‌دار بوده‌اند. به استثنای مقدمه،متن اصلی به همان صورت چاپ سنگی است
10 کتاب
روزنامه وقایع اتفاقیه
وزنامه وقایع اتفاقیه نام دومین روزنامه فارسی‌زبان و روی‌ هم‌ رفته، پس از کاغذ اخبار و روزنامهٔ آشوری‌زبان زاهر یرادی باهرا، سومین روزنامهٔ ایران است. این روزنامه به دستور میرزا تقی خان امیرکبیر در تهران در دوران ناصرالدین شاه منتشر می‌شد. نخستین شمارهٔ این روزنامه در ۵ ربیع‌الاول سال ۱۲۶۷ هجری قمری (برابر ۱۸ دی ماه ۱۲۲۹ خورشیدی و ۸ ژانویه ۱۸۵۱ مسیحی) (سال سوم پادشاهی ناصرالدین شاه) به چاپ رسید. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به پایتخت (اخبار دارالخلافه)، دربار و سفرهای ناصرالدین‌شاه، عزل و نصب‌ها و اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌های آن، اعلان‌های رسمی دولتی در ورقه‌ای جداگانه چاپ و همراه روزنامه، توزیع می‌شد که به آن اشتهارنامه می‌گفتند. در برخی شماره‌ها نیز اخبار و رویدادهای شهرستان‌های ایران به چاپ می‌رسید (اخبار ولایات). در بخش اخبار خارجی، بیشتر اخبار مربوط به دگرگونی‌های سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید.
11 کتاب
روزنامه طوفان
روزنامه طوفان روزنامه یومیه‌ای بود که توسط محمد فرخی یزدی منتشر می‌شد. طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شده‌است. گاه نیز به سبب زندانی شدن فرخی، انتشار روزنامه دچار وقفه گردیده‌است. در مواقعی که روزنامه طوفان توقیف می‌شد، فرخی با در دست داشتن مجوز و امتیاز سایر روزنامه‌ها همچون «پیکار»، «قیام»، طلیعه آئینه افکار» و «ستاره شرق» مقالات و اشعار خود را منتشر می‌نمود. طوفان عنوان روزنامه داشته و در سال اول، هفته‌ای دو روز (جمعه و دوشنبه)، و در سال‌های بعد سه نوبت در هفته (دوشنبه و چهارشنبه و جمعه) منتشر می‌شده‌است. این روزنامه تا سال سوم چندین‌بار توقیف شد ولی فرخی به این زورگویی‌ها اعتنایی نداشته، افکار خود را در روزنامه‌های دیگر مانند: ستاره شرق، قیام، پیکار و... منتشر می‌کرد. طوفان در سال هشتم خود به مجله تبدیل شد اما این بار هم یک‌سال بیشتر دوام نکرد. بهای سالیانه طوفان 100 قران بوده است. تنها دوره کامل موجود طوفان در اختیار خانواده سیدابوالحسن حائری‌زاده یزدی(نماینده مجلس شورای ملی مشروطه) است. علاوه بر فرخی یزدی، نویسندگانی همچون احمد کسروی و ملک‌الشعرا بهار نیز در این روزنامه مطلب می‌نوشته‌اند.
78 کتاب
هفته نامه تهران مصور
تهران مصور با مطالب متنوع و مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و هنری در هزار شماره و در قالب چهار دوره منتشر شده است. فعالیت مجله تهران مصور به چهار دوره تقسیم می‌شود که اولین دوره از خرداد ماه ۱۳۲۱ به صاحب امتیازی احمد دهقان منتشر شد و پس از ترور و قتل احمد دهقان، در ۱۳۲۹ مهندس والا صاحب امتیاز و محمود رجاء سردبیر آن شدند. در این دوره نویسندگانی چون: سیامک پورزند، حسین سرفراز، اسماعیل رائین، لعبت والا، منوچهر محجوبی، اسماعیل یگانگی و صدرالدین الهی با این مجله همکاری داشتند. ستار لقائی در اواسط دهه ۴۰ سردبیری این نشریه می‌شود و با افرادی چون: علی اصغر افراسیابی، هادی خرسندی، حسن شهرزاد، احمد اللهیاری و کریم میرزالو همکاری می‌کند و این تیم تا سال ۵۳ به فعالیت خود ادامه می‌دهد. در ۲۹ مرداد سال ۵۳ به دستور عباس هویدا ۵۲ روزنامه و هفته نامه و ماهنامه تعطیل می‌شود و عبداله والا نیز مجله را می‌بندد و این حرفه را کنار می‌گذارد تا شهریورماه ۱۳۵۷ که مجله تهران مصور دوباره با مدیریت او شروع به کار می‌کند و سردبیری آنرا مسعود بهنود به عهده می‌گیرد.
33 کتاب
مجله زن روز
زن روز مجله‌ای از گروه نشریات روزنامه کیهان است دربارهٔ مدل‌های لباس زنانه، اخبار زنان، پزشکی، عکس، سرگرمی، کودکان، هنرپیشه‌ها، تاریخچهٔ لباس که در ایران منتشر می‌شود. این نشریه در اوایل دهه ۱۳۴۰ شمسی توسط مرحوم مجید دوامی بنیانگذاری شد. دوامی معتقد به روزنامه‌نگاری جنجالی بود. وی در بازگشت از سفر به امریکا که به‌منظور یک دورهٔ مطالعاتی بود، با خود طرحی به همراه داشت که توانست با موافقت دکتر مصباح‌زاده در کیهان آن را به اجرا درآورد. که نتیجه آن در سال ۱۳۴۳ شمسی (۱۹۶۵ میلادی) انتشار پر تیراژ ترین مجلهٔ تاریخ ایران یعنی هفته‌نامه زن روز با مدیریت فروغ مصباح‌زاده و سردبیری تام‌الاختیار مجید دوامی بود. زن روز قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و بعد از اصلاحات مشهور به انقلاب شاه و ملت عملاً پرچمدار مدرنیزم و فمینیسم در ایران بود. در این مجله برای سلیقه های مختلف مطلب وجود داشت. از جمله طرح‌های جنبی و جنجالی مجله زن روز برپایی مسابقاتی با عنوان دختر شایسته ایران بود که در زمرهٔ مسابقات جهانی قرار داشت و یک بار منتخب ایرانی این مسابقه موفق شد که در مسابقات جهانی برگزیده شود. این طرح از بدو شروع با مخالفت محافل سنتی و مذهبی مواجه گردید. در پاییز ۱۳۵۷ و همزمان با وقایع انقلاب ایران دوامی مورد تعقیب نیروهای مذهبی و سنت‌گرا و به‌خصوص صادق خلخالی قرار گرفت و اعلامیه‌هایی برای یافتن وی پخش شد. خلخالی وی را موجب فساد زنان ایران و قتلش را واجب می‌دانست. انتشار این نشریه در حال حاضر نیز ادامه دارد و این نشریه هنوز زیرمجموعهٔ مؤسسه کیهان است.
6 کتاب
نشریه تریبون
تریبون به صورت مجموعه مقالات در قالب یک مجله سنتی چاپ شده بر روی کاغذ و سپس، سایت اینترنتی، تلاشی برای ایجاد بحث حول مسئله تبعیض بر اساس تعلق زبانی، جنسیتی، فرهنگی و قومی بود و هست. اولین شماره چاپی تربیون در 156 صفحه در بهار سال 1996 یعنی 22 سال قبل در استکهلم منتشر شد. تریبون زمانی شروع به نشر کرد که مسئله تبعیض زبانی، فرهنگی و قومی در هاله غلیظی از احساس- از سویی و انکار در سوی دیگر- احاطه شده بود. هنوز مفاهیمی مانند جوامع چند فرهنگی، تنوع و کثرت فرهنگی، حقوق اقلیت‌ها محتاج توضیح واضحات و بدیهیات بود. خالی بودن جای چنین کاری و موفقیت سریع این پروژه سبب شد تا دومین شماره در فاصله اندکی در بهار 1997 در 188 صفحه منتشر شد. در آن روزگار که آخرین سال‌های حاکمیت نهادهایی مثل دولت‌ها، چاپخانه‌ها، مؤسسات انتشاراتی، احزاب سیاسی و شرکت‌های پولدار بر امر نشر و توزیع بود، دست زدن به کارهایی که حریم نهادهای مهم نامبرده محسوب می‌شدند، وسوسه ذهن بسیاری بود. بسیاری از تلاش‌ها هم صورت گرفت که میزان موفقیت آنها متفاوت بود. پروژه تریبون با عزیمت از به رسمیت شناختن یک نکته بدیهی و ناگوار کلید زده شد و آن بی میلی مخاطبین و خوانندگان مورد نظر ما برای دادن پول به کتاب و مجله و روزنامه بود. تیم سه نفری ما (شامل محمد رضا اردبیلی، یونس شاملی و علی رضا اردبیلی) به تجربه شاهد شده بودند که انتظار اداره یک مجله با پول حاصل از آبونمان و تکفروشی انتظاری عبث است. در نتیجه، اولین و مهمترین کار ما در شروع و ادامه این پروژه، قطع این ارتباط (مابین هزینه و پول حاصل از فروش) بود. قرار شد بی ارتباط با میزان عایدی حاصل از تکفروشی و هزینه آبونمان، حاصل کار خود را به تیراژ بالا منتشر و توزیع کنیم. معنی این کار یک ضرر اقتصادی 90 درصدی در آغاز کار بود که به مرور کمتر و کمتر شد. با پیشرفت کار، میزان تیراژ و تعداد صفحات و کیفیت کاغذ و چاپ و صحافی بهتر و بهتر می‌شد و در نتیجه هزینه‌ها بالا می‌رفت اما با افزایش میزان حمایت خوانندگان، تعداد خوانندگان پرداخت کننده و میزان پرداخت‌ها هم بیشتر می‌شد. اشاره شد که "درصد" ضرر اقتصادی کمتر می‌شد. این نکته به معنی کمتر شدن مبلغ کلی این ضرر نبود. افزایش حجم مطالب تریبون در هر شماره سیر صعودی طی کرد و پربارتر شد. سومین شماره در بهار 1988 در 224 شماره، چهارمین شماره در زمستان 1999 در 348 صفحه، پنجمین شماره در تابستان 1999 در 372 صفحه و ششمین و آخرین شماره در زمستان 2001 در 588 صفحه منتشر شد. مهمترین کمک بیرونی به پروژه تریبون، کمک به انتقال نسخ این مجله به داخل کشور بود. در این راه ما حداکثر تعداد ممکن را به کشورهای همسایه ایران منتقل می‌کردیم و بقیه امر را به "قضا و قدر" می‌سپردیم. از میان مسافرین راهی داخل ایران از کشورهای همسایه، کسانی تبعات منفی به همراه بردن نسخه یا نسخی از مجموعه تریبون را به جان می‌خریدند. بقیه کار به عده علاقه‌مندانی بود که با تکثیر تمام یا قسمتی از محتوای مجموعه، به توزیع آن کمک می‌کردند. کمک مالی و کمک به توزیع مجله در خارج از کشور از مقصد سوئد به بیرون هم، از سوی دوستان زیادی انجام می‌شد. تربیون پس از چهار سال و انتشار شش شماره در 1876 صفحه و نزدیک به 200 مقاله، نقد، پژوهش و ... به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی از انتشار باز ایستاد. هر چند در فاصله کمی وارد یک دوران دوزیستی (بر روی کاغذ و دنیای مجازی) شده بود. تریبون اینک بیش از یک دهه و نیم است که تنها در دنیا مجازی به حیات خود ادامه می‌دهد.
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک