Hiweb

نمایشنامه طبقه آخر

خسته ام. مثل یه مرغ وحشی که دیگه هیچ انگیزه ای واسه خون بازی نداره و خروس هم فرسنگ ها دورتر در حال رقصیدن. من پُک آخر سیگار هم نبودم. پشت پستوی بزرگان چای دم می کردم تا خستگیشون درآد. کدخدای زندگی من میتونست کاری کنه ورق برگرده اما فقط یک روی سکه رو دید... میخواست شیر باشه و حواسش نبود این روزا خط ارزشش بالاتره. شیر و خط با هم آرامش میدن مثل آب روون... شط...!

نویسنده: محمدرضا خردمند

» کتابناکهای مرتبط:
در باران گریه کن
ماشین نویس‌ها و ببر
قرمز

نسخه ها
PDF
حجم: 360 کیلوبایت
تعداد صفحات: 13
- / 5
با 0 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۴/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You