محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه 1980 - 1919

محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه 1980 - 1919

نویسنده: هوشنگ نهاوندی، ایوبوماتی
ترجمه از فرانسه: دادمهر

از مقدمه کتاب:
زندگینامه محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه ایران در ژانویه 2013 در پاریس انتشار یافت و در ماههای فوریه، مارس و سپس ژوئن همین سال به سبب استقبالی که از آن شده بود، سه بار تجدید چاپ شد.
طبق آماری که در نیمه اول سال جاری از سوی مراجع صنفی در پاریس منتشر شد، در ده سال اخیر این نوشته از لحاظ فروش چهارمین زندگینامه (بیوگرافی) پرفروش در فرانسه بوده است. دو برنامه یکساعته رادیویی و یک برنامه تلویزیونی در فرانسه و دو برنامه طولانی رادیویی در بلژیک به آن اختصاص داده شد و رادیوهای فارسی زبان نیز درباره آن بحث ها و مصاحبه هایی ترتیب دادند و بیش از ده روزنامه و نشریه فرانسوی مقالاتی مفصل به آن اختصاص دادند که جملات کوتاهی از بعضی از این مقالات، در پشت جلد این ترجمه نقل شده است.
ترجمه این اثر که اکنون به همت شرکت کتاب انتشار می یابد، با امانت و دقت بسیار و عمدتا با نظارت و بازخوانی نویسنده انجام گرفته و حتی ترتیب جمله بندی های اصلی در آن رعایت شده است...

حق تکثیر: پاریس، شرکت کتاب، 2013

» کتابناکهای مرتبط:
اطلس لشکر 41 ثارالله
ریشه های انقلاب ایران
چرا شاه سرنگون شد؟

نسخه ها
PDF
حجم: 31 مگابایت
تعداد صفحات: 1700
4.4 / 5
با 62 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 57
۱۳۹۸/۰۳/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
کتاب سقوط شاه فریدون هویدا حقایق زیبایی از سیاستهای شاه در بر دارد
نقل قول  
داستان انقلاب ۵۷ از مقاله احمد رشیدی مطلق شروع شد به نام ارتجاع سرخ و سیاه که هر سال در دی ماه چاپ میشد اما در سال ۵۶ به اصرار خود شاه مطالب جدید و خطرناکی به ان مقاله همیشگی اضافه شد احمد احرار نویسنده معروف زمان شاه گفته هر چقدر خودش و بزرگان قوم سعی و کوشش کردند این مقاله چاپ نشود شاه زیر بار نرفته بعد همچین آدم یک دنده ای را میشود توصیه و نصیحت کرد دکتر صدیقی هم توصیه کرده بود در صورت عدم خروج شاه از مملکت حاضر است نخست وزیر شود که این توصیه را هم شاه نپذیرفته بود به نامه معروف بختیار و فروهر و سنجابی یک و سال نیم قبل انقلاب هم توجهی نکرد بعد دوستان از امکان اصلاحات حرف میزنند شاه فقط افراد بله قربان گو دوست داشت مثل امیر عباس هویدا با ۱۳ سال نخست وزیری
نقل قول  
E R S
Publisher
نویسنده از جمله "اصلاح طلبان" زمان شاه بوده، در نتیجه از این کتاب انتظار نقد و تحلیل عمیق نداشته باشید، همانطور که از اصلاح طلبان جمهوری اسلامی انتظاری برای نقد درست آیت الله خمینی نداریم. البته منظور این نیست که اصلاح طلبی واقعی در دوران پهلوی دوم مثل جمهوری اسلامی غیرممکن بود، خیر. بلکه از این جهت که در فضای سیاسی معاصر ایران "اصلاح طلب" معادل شده است با افرادی "وسط باز" که به سیستم وابستگی دارند و مایل اند نه سیخ بسوزه نه کباب که مبادا بساط دودوزه بازی شان بهم بخوره. اینجا و آنجا جسته گریخته انتقاداتی به شخص شاه وارد کرده، با این حال نهایت دقت هم به عمل آمده مبادا "دستاورد" های اعلیحضرت و "درخشش" ایران در دوران او تحت الشعاع قرار بگیره. علاوه بر این، نویسنده محترم چند دهه بعد از سقوط حکومت پهلوی همچنان از شر لحن متملغانه درباری خلاص نشده که گاهی از حد تحمل رد میشه. شرح وقایع مهم زندگی محمدرضا پهلوی آورده شده اما خبری از تحلیل روانشناختی مانند آنچه ماروین زونیس در شکست شاهانه ارائه کرد نیست. ارجاعات کتاب همانطور که دوستی اشاره کرد کافی نیست. در انتها هم این نظریه که حکومت شاه با توطئه دولت های غربی سقوط کرد ذکر شده و البته نوع روایت این قسمت آخر به شکلی است که گویا در اصل احساسات و وجدان مخاطب غربی مدنظر بوده، (با روایت داستانی اشک آور از بی وفایی غربی ها در حق شاه و انداختن تقصیر سقوطش بر گردن آن ها) روایتی که در بهترین حالت، فرافکنانه است. همچنین بخش های نه چندان کوتاهی از این کتاب اختصاص داده شده به شرح مذاکرات نویسنده و دفاع از فعالیت های او و گاهی غلو در اهمیت آنها (که بهتر بود در کتابی جداگانه تحت عنوان خاطرات منتشر میشد). به گمانم آقای نهاوندی از آن جمله دولتمردان دوران پهلوی است که در دهه 40 و اوایل 50 که شاه نیاز به اندکی محافطه کاری و کشیده شدن ترمز داشت، کاری جز تملغ و تأیید و تشجیع او نکردند و در دو سال آخر که شاه برعکس نیاز به مقاومت و استحکام داشت، کاری جز متزلزل کردن اندک اراده باقی مانده اش انجام ندادند.
نقل قول  
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از سعید ح م:نقل قول از Behruz67:
در صفحه‌ی ۳۵۰، طبق سنت دشمن‌تراشی تا دیگران رو مسئول مشکلات بدونیم نوشته شده که شرکت‌های بزرگ نفتی جهان علیه شاه فعالیت می‌کردند!!.

دوست عزیز سنت نیست یک واقعیته ! پس فکر می کنید تمام داستان ملی کردن نفت و 28 مرداد برای چه بود؟ ماجرای انریکو متئی بازرگان ایتالیایی که با شاه قرارداد نفتی امضا کرد رو بخوانید ..نقش شرکت های نفتی در قحطی بیافرا رو مطالعه کنید..تصور نکنید چند شرکت نفتی فقط به فکر استخراج و کارهای مهندسی هستند ! اونا بزرگترین امپراطوری تاریخ هستند .فکر میکنم اگر کتاب نگاهی به شاه عباس میلانی رو بخونید دید شما نسبت به نقشه محمد رضا در 28 مرداد عوض میشه !
منکر این موضوع نیستم و تا حدودی با فعالیت‌ و رقابت‌های این کارتل‌ها آشنایی دارم ولی اینکه تا حد سرنگونی رژیم شاه پیش برند از نظر من فقط تخیلاتی بیش نیست چون وی بهترین مهره‌ی ممکن در آن زمان برای تمامی کشورهای غربی و حتی بلوک شرق بود.

دوست گرامی کامنت های شما در صفحات دیگر سایت رو درباره موضوعات مختلف خوندم چون فکر میکنم از لحاظ فکر خیلی از هم دور نیستیم به همین دلیل جواب میدم..چون اصولا از این مباحثات پرهیز میکنم نه اطلاعات خوبی دارم نه حال و حوصله.این جمله شما"چون وی بهترین مهره‌ی ممکن در آن زمان برای تمامی کشورهای غربی و حتی بلوک شرق بود."باعث شگفتی من شد.چرا بهترین مهره برای غرب بود ؟بیایید در زمان حرکت کنیم !فرض کنید الان سال 1975 است شاه بهترین روابط رو با غرب داشت قرارداد های تجارتی مهم خرید اسلحه و دیگر قضایا با تدبیر و سیاست بدون یک گلوله قرارداد 1975 تصویب که تمام حقوق ایران رو بر اروند رود به رسمیت میشناسه ..ده سال بعد سال 1985 ایران جنگزده ، دارایی های بلوک شده در خارج ، جنگی که تمام منابع مالی و تسلیحاتی رو به شدت ضعیف کرده ، قیمت نفت با سقوط به بشکه ای 7 8 دلار رسیده ، زیرساخت های کشور نابود شده ، امریکا وارد خلیج فارس شده ، سلاح رو به ناچار (به دلیل تحریم) با چند برابر قیمت از دلالان تهیه میکنیم ، وزن و موقعیت منطقه ای به نفع اسراییل و عربستان کم شده ، امنیت اقصادی ضعیف و با فرار سرمایه های مالی و به ویژه انسانی (فرار مغزها ) روبرو هستیم..و بسیاری دیگر حالا بگویید غرب یا بلوک شرق دوست دارد شاه بر سر کار باشد یا جمهوری اسلامی .. آیا با این منافع سرشاری که فقط از بابت جنگ (مابقی منافع بماند)به غرب و یا شرق رسید میتوان گفت شاه بهترین مهره برای غرب بود؟
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سعید ح م:
نقل قول از Behruz67:کتاب نسبتا پرحجمی که انصافا در سطح تحقیقی یک پژوهش‌گر دکترا نیست. چندین بخش رو همینطوری ورق زدم و به نکاتی برخوردم که بدون هیچ منبع یا ارجاع درست یا مستند و بر حسب شنیده‌ها و گفته‌ها نوشته شده. یا ادعاهایی که خلاف آن‌ها در منابع دیگر آمده..
بخش زیادی از تاریخ ما و شاید تاریخ جهان شفاهی است .و سند و مدرکی وجود ندارد .مثلا شاه بر اساس گزارش هایی که دریافت میکردآمریکا و غرب رو پشت انقلاب می دانست .برای سالها به این حرف می خندیدند .. بعد از چهل سال با این همه حمایت غرب از جمهوری اسلامی و منافع بسیاری که کسب کرد اکنون باید درستی این حرف رو سنجید ..دکتر نهاوندی سمت های مختلفی رو زمان شاه داشتن و انسان معتبری است...دیگه قضاوت با شماست !

شاید صحبت شما درست باشه ولی جدا از خوبی یا بدی آقای نهاوندی، یک کتاب تحقیقی اساس و اصول مشخصی داره که آکادمیسین‌های معتبر باید رعایت کنند و متاسفانه در این کتاب چنین چیزی به چشم نمی‌خوره.
اگر قرار به این نوع قضاوت‌ها باشه، کتاب «تهران در آتش - کابینه قوام و حوادث سی‌ام تیر» آقای محمد ترکمان رو ترجیح می‌دم که قواعد تحقیقی رو رعایت نکرده ولی حداقل این کتاب پر از اسناد و ارجاعات معتبره (نتیجه‌گیری‌ها البته در راستای حمایت از جمهوری اسلامی).
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سعید ح م:
نقل قول از Behruz67:در صفحه‌ی ۳۳۱ با کوشش بر تقلیل نقش شعبان جعفری در حوادث مورد نظر، نوشته شده که شعبان در ۲۸ مرداد در زندان بود و کاره‌ای نبود. واقعیت اینه که ایشون همان ظهر از زندان آزاد میشن و همچنین در چند روز زندانی‌بودنش با نوچه‌هاش در ارتباط بود و کارهاش رو انجام میدادن.
بحث ها در مورد 28 مرداد تمامی ندارد ولی آیا میتوان تصور کرد یه بزن بهادر که گود زورخونه داره و یه عده هم نوچه آنچنان تشکیلات و سازماندهی داشته باشن که بتونن دولتی رو سرنگون کنن؟ دکتر مصدق اشتباهات و تندروی هایی داشت که نزدیکترین یاران خود و متحد قوی خود آیت الله کاشانی رو از دست داد ..میتونید کتاب خواب آشفته نفت آقای موحد رو ببینید .

کسی این ادعا رو نکرده که شعبان بی‌مخ با نوچه‌هاش به تنهایی مصدق رو سرنگون کردند. ایشان هم مهره‌ی مهمی در این معادله بود که تمامی اعتراضات مردمی رو با حمایت دربار به خاک و خون می‌کشید و نباید گذاشت این بخش از واقعیت به سادگی از یادها بره.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سعید ح م:
نقل قول از Behruz67:در صفحات ۲۵۸، ۲۵۹ و ۴۳۱ مکررا گفته میشه که ۲۸ فوریه ۱۹۵۳ خمینی در راس تظاهرات علیه مصدق به نفع شاه از طرف کاشانی شرکت داشت ولی هیچ منبعی ذکر نمیشه.

اگر اشتباه نکنم و درست یادم باشه در کتاب خاندان خمینی نوشته مهدی شمشیری عکسی هست که خمینی رو در جلسه ای که به نفع شاه و برای گرفتن امضا برای حمایت از شاه بود نشون میده ..نمیدونم این عکس و سند امضا شده رو کجا دیدم !

ممنون میشم منبع درست و سر راستی بدید تا حداقل نقطه‌ ضعف این کتاب به اصطلاح تحقیقی جبران بشه.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سعید ح م:
نقل قول از Behruz67:
در صفحه‌ی ۳۵۰، طبق سنت دشمن‌تراشی تا دیگران رو مسئول مشکلات بدونیم نوشته شده که شرکت‌های بزرگ نفتی جهان علیه شاه فعالیت می‌کردند!!.

دوست عزیز سنت نیست یک واقعیته ! پس فکر می کنید تمام داستان ملی کردن نفت و 28 مرداد برای چه بود؟ ماجرای انریکو متئی بازرگان ایتالیایی که با شاه قرارداد نفتی امضا کرد رو بخوانید ..نقش شرکت های نفتی در قحطی بیافرا رو مطالعه کنید..تصور نکنید چند شرکت نفتی فقط به فکر استخراج و کارهای مهندسی هستند ! اونا بزرگترین امپراطوری تاریخ هستند .فکر میکنم اگر کتاب نگاهی به شاه عباس میلانی رو بخونید دید شما نسبت به نقشه محمد رضا در 28 مرداد عوض میشه !

منکر این موضوع نیستم و تا حدودی با فعالیت‌ و رقابت‌های این کارتل‌ها آشنایی دارم ولی اینکه تا حد سرنگونی رژیم شاه پیش برند از نظر من فقط تخیلاتی بیش نیست چون وی بهترین مهره‌ی ممکن در آن زمان برای تمامی کشورهای غربی و حتی بلوک شرق بود.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سعید ح م:
نقل قول از Behruz67:در صفحه‌ی ۴۴۸ و یکی دو جای دیگه ادعای کمک‌های نقدی عبدالناصر به خمینی و آخوندها ذکر میشه که نادرستی این موضوع در مقالات دیگری تشریح شده و در اینترنت موجوده.
و نمونه‌های دیگر که حال و حوصله می‌خواد.
اگه حوصله دارید تو اینترنت https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%...%B9%D9%85%D9%84
سازمان اتحاد و عمل رو جستجو کنید

ممنون برای لینک، از این نوع گروه‌بندی‌ها مطلع هستم ولی ارتباطی با ادعای «کمک‌های نقدی مصر به خمینی» نداره!
نقل قول  
nikdoost
Member
سعید ح م گرامی؛
شاه بر اساس گزارش هائی که دریافت می کرد آمریکا و غرب را پشت انقلاب نمی دانست امّا می دانست که اگر تمام دنیا پشت سـر آمریکا و غرب جمع شوند هرگز نخواهند توانست شاه را از مهلکه و
فروپاشی نظام پادشاهی نجات دهند زیرا انقلاب یک جنبش مردمی و سراسری بود و هیچ نیروئی قادر به جلوگیری از آن نبود، بهتر است روز روشن از کتمان حقایق و حرف مفت و یاوه گوئی کنار بکشی
حکیمی گفت اینان علت و معلول را از هم
جدا دانند چون حَر کُرّه از خَر گفتـه از گویـا
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You