Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

سرنوشت چنین بود

سرنوشت چنین بود

نویسنده:
از متن کتاب:
- میریام تلفن!
هیچ لزومی نداشت او را صدا کنند. میریام با شنیدن صدای زنگ تلفن، به سرعت از اتاق بیرون پرید. با جهش های بلند خود را به میز کار پدرش در انتهای راهرو رساند و گوشی را برداشت. مادرش بفهمی نفهمی شانه ای بالا اندخت و لبخندی اندکی تلخ بر لب آورد. از دو ساعت پیش که از مدرسه برگشته بود. تاکنون این سومین بار بود که از جایش بلند می شد. با این وضع چگونه می توانست درس بخواند؟
خوشبختانه سال تحصیلی داشت به پایان می رسید و تا حالا هم نتیجه کارش بسیار درخشان بود. بنابراین جای نگرانی نبود و امیدوار بودند وضع به همین منوال ادامه یابد.
- الو! فرانسواز تویی؟! حالت چطوره دوست من؟
چهره زن جوان کم کم درهم رفت. در واقع هم نظرش درست بود. صدای فرانسواز بوشرون را درست تشخیص داده بود. باز چه کاری داشت؟...

حق تکثیر:[ت‍ه‍ران‌]: ن‍ش‍ر وی‍راس‍ت‍ار، [۱۳۶۹]

» کتابناکهای مرتبط:
شاهزاده سیاه
مادربزرگ
حیف...

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 169
4.6 / 5
با 7 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۸/۰۴/۱۰


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You