Hiweb

عنکبوت سیاه

عنکبوت سیاه

از متن کتاب:
منشی زیبای آقای بلارد وارد اتاق شد و با صدای دلنشینی گفت:
- قربان معذرت میخواهم، آقای استیونس آمده اند.
آقای بلارد عینک ذره بینی را از روی بینی بزرگ و گوشت آلود خود برداشت و درحالیکه لب پایینش به شکل مضحکی آویزان شده بود، چند لحظه به منشی زیبایش نگریست و بعد گفت:
- استیونس؟ آهان استیونس! بگویید وارد شود.
در همین موقع استیونس پیر با لحن مسخره ای گفت:
قربان مخلصتون اینجاست... نمی خواد زحمت بکشید.
بلارد اخمهایش را اندکی درهم کشید و از پشت میز بلند شد. با دو انگشت دست چپ اشاره ای به منشی کرد تا از اتاق خارج شود. آنوقت درحالیکه دست استیونس را می فشرد گفت:
- شما را تاحالا زیارت نکرده بودم.
استیونس با همان لحن مسخره جواب داد:
- حالا که دارید زیارت می کنید.
...

» کتابناکهای مرتبط:
ملکه عشق: مجموعه داستان
بهار عمر
طشت خون

نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 178
4.6 / 5
با 27 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۷/۰۸/۲۰


پاسخنگارش دیدگاه
rooyinw
Member
زیاد در جستجوی این کتاب بودم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You