Hiweb

ترانه های داریوش اقبالی

گردآوری : امیر نیلی

بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..

» کتابناکهای مرتبط:
پستچی
ترانه های کوچک غربت
ترانه های پینک فلوید

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 390
4.7 / 5
با 842 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 275
۱۳۸۸/۰۸/۳۰


پاسخنگارش دیدگاه
persica1400
Member
من از تو راه برگشتی ندارم
به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جدا شی
منم که سمت تو میرم همیشه

مسیر جاده بازه روبم اما
برای دل بریدن از تو دیره
کسی که رفتنو باور نداره
اگه مرد سفر باشه نمیره

نقل قول  
letranger
Member
که از تــــــو آرزوی مـــــــن به جـــز هـمـین عــــــذاب نیـــســــت ...
نقل قول  
دلم تنگه برادر جان...
دلم تنگه از این روزهای بی امید
از این شب گردی های خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم تنگه برادر جان...
برادر جان دلم تنگه...
دلم خوش نیست غمگینم برادر جان
از این تکرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم شاید که فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه
شبو با رنج تنهایی من سر کن
شاید که فردا روز عاشق شدن باشه
دلم تنگه برادر جان...
برادر جان دلم تنگه...



نقل قول  
letranger
Member
هـر جا چراغــــــی روشنه از ترس تنـــــها بودنه
ای ترس تنهایی من ، ایــــــــنجا چراغی روشنه

اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه
هر روز از فکر ســــــقوط با کـــــوه صحبت میــــــکنه


جایـــــی کـــــه من تنها شدم شب قـبله گاه آخره
اینــــــجا تو این قطب ســکوت کابوس ، طولانی تره

مـــــن ماه میبــــینم هنوز ، این کور سوی روـشنو
اینقدر سو سو میزنم
شاید یه شب دیدی منو ...


هـر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهایی من ، اینجا چراغی روشنه

اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه
هر روز از فکر ســـــقوط با کوه صحبت میـــــکنه



روزبه بمانی
نقل قول  
مری بلا
Member
اگه چشمات بگن آره
هیچکدوم کاری نداره...
نقل قول  
morad850
Publisher
ترانه ای جاودانه از اردلان سرفراز

با صدای داریوش

قلندر

دربدر همیشگی ،‌ کولی صد ساله منم
خاک تمام جاده هاس ، جامه ی کهنه ی تنم
هزار راه رفته ام ، هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده کنی ، هزار بارمرده ام
شب از سرم گذشته بود
در شب من شعله زدی
برای تطهیر تنم
صاعقه وار آمده ای
قلندرم ، قلندرم
گمشده ی دربدرم
فروتر از خاک زمین
از آسمان فراترم
قلندرانه سوختم ، لب از گلایه دوختم
برهنگی خریدم و خرقه ی تن فروختم
هوا شدی نفس شدم
تیشه زدی ، ریشه شدم
آب شدی ، عطش شدم
سنگ زدی شیشه شدم
قلندرم قلندرم
گمشده ی دربدرم
فروتر از خاک زمین
از آسمان فراترم
تهی ز قهر و کین شدم
برهنه چون زمین شدم
مرا تو خواستی این چنین
ببین که این چنین شدم
سپرده ام تن به زمین
خون به رگ زمان شدم
سایه صفت در پی تو
راهی لامکان شدم
هیچ شدم تا که شوم
سایه ی تو وقت سفر
مرا به خویشتن بخوان
به باغ آیینه ببر
قلندرم قلندرم
گمشده ی دربدرم
فروتر از خاک زمین
از آسمان فراترم
نقل قول  
morad850
Publisher
کوچه بن بست

ترانه ای ماندگار از ایرج جنتی عطایی
با صدای داریوش

میون این همه کوچه
که به هم پیوسته
کوچه ی قدیمی ما
کوچه ی بن بسته
دیوار کاهگلی یه باغ خشک
که پر از شعرای یادگاریه
بین ما مونده و اون رود بزرگ
که همیشه مثل بودن جاریه
صدای رود بزرگ
همیشه تو گوش ماست
این صدا لالایی
خواب خوب بچه هاست
کوچه اما هر چی هست
کوچه ی خاطره هاست
اگه تشنه ست ، اگه خشک
مال ماست ، کوچه ی ماست
توی این کوچه به دنیا اومدیم
توی این کوچه داریم پا می گیریم
یه روز هم مثل پدربزرگ باید
تو همین کوچه ی بن بست بمیریم
اما ماعاشق رودیم ، مگه نه ؟
نمی تونیم پشت دیوار بمونیم
ما یه عمر تشنه بودیم ، مگه نه ؟
نباید آیه ی حسرت بخونیم
دست خسته مو بگیر
تا دیوار گلی رو خراب کنیم
یه روزی هر روزی باشه دیر و زود
می رسیم با هم به اون رود بزرک
تنای تشنه مو نو
می زنیم به پاکی زلال رود
نقل قول  
به پا خیزید الا ای سوگ واران ، الا ای وارثان به پاخیزید اگر زخمیده دردید
اگر با شب پرستان در نبردید ، به پا خیزید که نا اهلان به کارند
همه مردان عاشق سر به دارند ، به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید
کشیدن تازیانه بر تن ما ، نشاندن دشنه ی دشمن به دلها
دل بی کینه را به نیزه کردند ، تن گلگونه را در مسلخ بند
بر روی چشم ما شب را کشیدند، گلوی سربداران را بریدند
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید ،
اگر فریاد ما بر شب گناه است ، اگر امروز دل ما بی پناه است
بخوان با ما سرود فتح فردا ، که فردا میرسد با پرچم ما
بخوان با ما سرود فتح فردا ، که فردا میرسد با پرچم ما
به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید
نقل قول  
Mjamali75
Member
یه مطلبی رو دوست دارم به دوستان توصیه کنم
وقتی آدم از خوندن یه کتاب یا مطلب به وجد میاد وخیلی لذت می بره دلیل بر این نمیشه که زیادی بزرگش بکنه و توی حالت اغمای اون لذت حرف هایی بزنه که از یه انسان به دور باشه
البته این حرف من یه نوع اظهار تنفر یا بی علاقگی به این مجموعه یا هر مجموعه ای مثل این نیست اتفاقا من دوست دارم که از هنر های ما حمایت بشه
یه چیزی که بعضی ها میگن که متن بیشتر آهنگ های داریوش سیاسی هست من این جوری فکر نمیکنم ما برای فرار از حقیقت های توی اون متنها روی اونها برچسب سیاست میزنیم
چه در این موضوع و چه در هر مورد دیگه ای هیچ وقت برای فرار اون رو محکوم به چیزی که نیست نکنین
ممنون
نقل قول  
shagh1094
Member
حضرت داریوش، فقط تو لایق پرستشی
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You