رسته‌ها
ستاره ها میدرخشند
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 25 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 25 رای
✔️ آغاز داستان:
هواپیمای جت 727 در دریایی از ستون های ابر که مانند یک غول نقره ای پوشیده از پر آن را دربرگرفته بود، گم شد. صدای نگران خلبان از پشت بلندگو شنیده میشد.
- خانم کامرون آیا کمربند ایمنی تان بسته است؟
هیچ جوابی شنیده نشد.
- خانم کامرون... خانم کامرون
خانم کامرون از رویایی عمیق بیرون آمد و جواب داد.
- بله
فکر او متوجه روزهای خوش تر و جاهای خوشایندتری شده بود.
- حالتان خوب است؟ به زودی از این توفان خلاص خواهیم شد.
- خوبم راجر.
لارا کامرون با خود فکر کرد "شاید بخت با ما یار باشد و هواپیما سقوط کند"، پایانی اینچنین مناسب بود...

ای‍ن‌ ک‍ت‍اب‌ ت‍ح‍ت‌ ع‍ن‍اوین‌ "س‍ت‍اره‌ درخ‍ش‍ان‌" و "پروانه آهنین" نیز م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.
بیشتر
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
212
فرمت:
PDF
آپلود شده توسط:
omidamrahi
omidamrahi
۱۳۹۲/۰۸/۰۷

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی ستاره ها میدرخشند

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
PDF
ستاره ها میدرخشند
7 مگابایت
comment_comments_for_the_file
عضو نیستید؟ ثبت نام در کتابناک