Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

تاریخ طبیعی دین

نویسنده:
.
حق تکثیر : تهران ، خوارزمی ، چاپ چهارم 1387

» کتابناکهای مرتبط:
گشودن فضای فلسفه
درد جاودانگی
مفهوم دیالکتیک در فلسفه افلاطون

نسخه ها
4.5 / 5
با 75 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 18
۱۳۹۲/۰۷/۰۵


پاسخنگارش دیدگاه
poorfar جان:
نقل قول از poorfar:

1 ـ بنیان آگاهى هاى انسان از جهان خارج بر اساس علیت است، زیرا این تأثیر واقع خارجى بر قواى ادراکى انسان است که به او امکان مى دهد متوجه واقعیت خارجى شود. اگر این تاثیر را (که زیربنایش لزوم تاثیر و تاثر علت و معلولی است) منکر شویم،چگونه می خواهیم به ادراکی برسیم!؟ و حرفی را اثبات کنیم،ساینتیست و مشاهده گر چگونه امری را ثابت می کند!؟ (و اینست که شکاکیت بر دستگاه معرفتی حاصل میشود،و هیچ نظریه ای توان اثبات کلی و قطعی و یقینی ندارد.)

علیت صرفا یک نوع تفسیرِ ذهنِ انسان از دو پدیده ی پشت سر هم است. نوری از نمایشگر به چشم ما می رسد و مغز ما آن را ادراک می کند(شما می توانید بگویید «روح» ما آن را ادراک می کند_در اینجا بحثی نیست ) .ما اینگونه تفسیر می کنیم که نمایشگر علتِ این ادراک است. حال آنکه اگر بخواهیم دقیق تر شویم در این زنجیره صرفا دو حلقه ی مانیتور و مغز(یا روح) وجود ندارند.مثلا نور هم در این بین واسطه قرار می گیرد.خود چشم و اعصاب ما دو حلقه ی دیگر هستند.اگر بخواهیم برای تک تک این مراحل علیت را توضیح دهیم ممکن است کار به سخنان بی ربط بکشد.

در باب یقین ما نمی توانیم حکم جزمی صادر کنیم که مثلا این کیبوردی که دارم با آن تایپ می کنم طابق النعل و بالنعل همین است که من دارم ادراک می کنم حتی من احتمال قریب به یقین می دهم که دست کم اگر وجود دارد اینگونه که ما ادراک می کنیم نیست.دلیلش را زیر کتاب "نیای مشترک ما با شامپانزه ها" کمی با تفصیل توضیح دادم. «ساینتیست» و «مشاهده گر» قرار نیست چیزی را «ثابت» کند.دانشمند نظریه ای را بر اساس مشاهدات و همچنین پیشداوری های خودش ارائه می دهد. (در این باره در ادامه می خواهم یک سخن خطرناک بزنم ! )
و همانگونه که در درون پرانتز به درستی فرمودید هیچ نظریه ای توان اثبات قطعی ندارد.
نقل قول از poorfar:

2-ما اصل واقع نمایى ادراک حسى را فى الجمله مى پذیریم، و مشى عملى و نیز نظرى زندگیمان گواه این مطلب است. دیدن یک شىء معمولا جاى تردیدى در وجود آن باقى نمى گذارد و همین طور در مورد ادراکات حسّى دیگر; این نیست مگر بر اساس قبول تأثیر و تأثّر علّى و معلولى. انکار اصل علیت به معناى آن خواهد بود که صورت حسّى در ذهن آدمى، هیچ نشانى از واقع خارجى ندارد، چرا که ممکن است بدون جهت در ذهن پدید آمده باشد. (این احتمال برای انسان شکاک قویا باقی است!)

نمی شود برای اینکه دل من خوش شود این اصل را «فی الجمله» نپذیرید؟! فلسفه انسان را از تفکرِ قالبی و روزمره بیرون می آورد و با شکِ عقلانی در بدیهی ترین امور دید او را وسعت می بخشد. ما در زندگی روزمره می گوییم: آفتاب طلوع کرد , آفتاب از پشت کوه ها بیرون آمد... .هیچ اشکالی ندارد و کسی هم با این سخنان در ما گمان دیوانگی نمی برد اما حقیقت این است که آفتاب طلوع نمی کند بلکه این زمین است که می چرخد.
نقل قول  
kaydan
Member
متاسفانه این کتاب مشکل داره،دوست گرامی اگر زحمت برطرف کردن اون رو بکشند ممنون میشیم.

از صفحه88 نرم افزار قفل میکنه احتمالا از این صفحه به بعد بدرستی کانورت نشده...
نقل قول  
shamlo
Member
poorfar گرامی کارل پوپر یک مورد دیگر را نیز به لیست چیزهای که هیوم به زیر سوال برده، که پذیرشِ کامل آن دارای عواقب هولناکی است، اضافه می کند؛ البته پوپر به درستی با توصیف ویژگی های فردی و شخصیتی هیوم نشان می دهد که تا حدود زیادی میان نظرات او در عالم فلسفه و عالم عمل تضاد وجود دارد.
پوپر در " تصوری که از فلسفه دارم" می گوید:
دیوید هیوم، که فیلسوفی حرفه ای نبود، و بعد از سقراط، شاید بی ریاترین و معقول ترینِ همۀ فلاسفه و مردی فوق العاده متواضع، خردورز و نسبتاً عاری از غرض و تعصب بود، به راهنمایی نظریه ای ناگوار و مقرون به خطا در باب معرفت که بی اعتمادی به قوای عقلانیِ بسیار نظرگیرش را به او تعلیم می داد، به جانب این آموزۀ هولناک سوق پیذا کرد که « عقل بردۀ انفعالات است و باید فقط چنین باشد، و هرگر نمی تواند مقام دیگری را مدعی شود الاُ خدمت کردن و تمکین کردن به آن ها.» من حاضرم تصدیق کنم که هیچ چیز بزرگی بدون شور و احساس حاصل نشده، ولی عقیدۀ من درست خلاف گفتۀ هیوم است. به نظر من، رام کردن انفعالاتمان با آن معقولیت محدودی که در توان ماست یگانه مایۀ امید برای نوع بشر است.
پ.ن. در اینجا منظور از حرفه ای نبودن، عدم اشتغال آکادمیک به فلسفه است.



نقل قول  
poorfar
Publisher
دوستی از بنده اشکال گرفت،که چگونه انکار علیت(اصلی که هیوم منکر شد) علم (و حتی فلسفه) را بی اعتبار می کند؟

می شود این پرسش را در 4 بند خلاصه کرد:

1 ـ بنیان آگاهى هاى انسان از جهان خارج بر اساس علیت است، زیرا این تأثیر واقع خارجى بر قواى ادراکى انسان است که به او امکان مى دهد متوجه واقعیت خارجى شود. اگر این تاثیر را (که زیربنایش لزوم تاثیر و تاثر علت و معلولی است) منکر شویم،چگونه می خواهیم به ادراکی برسیم!؟ و حرفی را اثبات کنیم،ساینتیست و مشاهده گر چگونه امری را ثابت می کند!؟ (و اینست که شکاکیت بر دستگاه معرفتی حاصل میشود،و هیچ نظریه ای توان اثبات کلی و قطعی و یقینی ندارد.)

2-ما اصل واقع نمایى ادراک حسى را فى الجمله مى پذیریم، و مشى عملى و نیز نظرى زندگیمان گواه این مطلب است. دیدن یک شىء معمولا جاى تردیدى در وجود آن باقى نمى گذارد و همین طور در مورد ادراکات حسّى دیگر; این نیست مگر بر اساس قبول تأثیر و تأثّر علّى و معلولى. انکار اصل علیت به معناى آن خواهد بود که صورت حسّى در ذهن آدمى، هیچ نشانى از واقع خارجى ندارد، چرا که ممکن است بدون جهت در ذهن پدید آمده باشد. (این احتمال برای انسان شکاک قویا باقی است!)

3- احساس و آزمایش همواره به موارد جزئى تعلّق گرفته، سپس آدمى مجموعه مشاهدات خود را تعمیم مى دهد; بر اساس این تعمیم ها علوم مختلف گسترش مى یابند. اما این تعمیم مبتنى بر قبول اصل مشابهت است; به این معنا که طبیعت در شرایط مساوى به صورت مشابه عمل مى کند. این اصل تشابه است که ما را مجاز مى دارد تا مشاهدات اندک خود را به قانون هاى کلّى تبدیل کنیم. و اصل تشابه طبیعت چیزى جز سنخیّت علّى و معلولى نیست;
یعنى اینکه علت هاى معین همواره معلول هاى معیّنى را در پى دارند. خلاصه اینکه صحت قانون کلّى تجربى بر قبول اصل تشابه طبیعت یا سنخیت علّت و معلول متوقف است. گذشته از این، خود احساس جزئى و تجربه خاص هم متوقف بر علیت است.بنابراین قانون علمى نه تنها در تعمیم خود، بلکه از همان آغاز تجربه جزیى و خاص، مبتنى بر علیت است.

4-هر استدلالى در واقع مبتنى بر ربط علّى مقدمه ها و نتیجه است. و هر تبیینى مبتنى بر بیان علّت و چرایى یک امر است. بنابراین هیچ استدلال و تبیینى بدون پذیرش اصل علیت، صورت نمى بندد. انکار اصل علیت، استلزام را که اساس هر قیاس و استدلالى است برنمى تابد. استلزام خود تعبیر دیگرى از همان اصل علیت، و ربط مقدمه با نتیجه یکى از مصادیق بارز اصل علیت است. پس هرگونه تفکر تجربى و عقلى بر اصل علیت متوقف است. به تعبیر دیگر انکار این اصل نه فقط علوم تجربى را متزلزل مى کند، بلکه اساس فلسفه را که مبتنى بر استدلال و قیاس است در هم مى شکند.

فهم این مساله بنظرم بسیار مهم و ضروری است ، برای همین زیر کتاب هیوم شکاک نوشتم،شاد باشید
نقل قول  
poorfar
Publisher
پس از سلام
کتابی است بسیار مهم،از یکی از بزرگترین فیلسوفان و شکاکان تاریخ...
با تشکر از آپلود کننده،اسکن مناسب است،ولی صفحات بسیاری جا افتاده ! در 50 صفحه اول، لطف کنید دوباره بیفزایید و آپ کنید...اگر به بنده بدهید صفحات اسکن شده،را خود فایل را تصحیح میکنم...
دیوید هیوم،از تاثیرگذارترین فلاسفه انگلیسی است،او به همراه جان لاک به تجربه گرایی حسی روی آورد،به همین خاطر مدرکات غیر حسی را زیر سوال میبرد،نقد های او به معجزه و برهان نظم و ماهیت دین مشهور است.
این را اضافه کنم،که هیوم با زیر سوال بردن استقراء (استنباط قانونی کلی از مشاهده ای جزئی) و اصل علیت (به این معنا که اگر علیتی نباشد،روابطی میان اشیا نمی توان ادراک کرد،و سعی علم همیشه ادراک روابط و تاثیر و تاثرهای محیط بر یکدیگر است ) ، علم تجربی و ساینس را نیز بی اعتبار می کند، و شکاکیت او تنها دامن دین را نگرفته است!
نقد او به استقراء که هنوز هم فیلسوفان علم و ساینتیست ها جواب مناسبی برایش نیافتند:
نقل قول:
به صورت منطقى اگر مورد «الف» در صورت وقوع «د» همواره و تحت هر شرایطى به «ج» منتهى شود، ما مى توانیم یک قانون کلى از رابطه على بین «ج» و «د» به دست دهیم؛ البته به این شرط که حتى یک مورد هم خلاف این قاعده نیز مشاهده نشود. این قضیه کلى استقراست و دقیقاً مشکل از همین جا آغاز مى شود.
چه ضرورت منطقى اى وجود دارد که مورد بعدى خلاف قانون کلى اى نباشد که ما به دست داده ایم. مگر ما تمام جهان را مشاهده کرده ایم!!؟ این قضیه را جمع کنید با این گفته ی کیهان شناسان که بیش از 90 درصد جهان از پاد ماده است،که اصلا ما درست نمی دانیم چیست ...!


به عبارتی:
نقل قول:
مثلاً اگر ما با مشاهده پنجاه سال طلوع آفتاب پس از یک دور گردش زمین به پیرامون محور خود در شرایط مختلف به این نتیجه مى رسیم که خورشید پس از یک دور گردش زمین به پیرامون محور خود همواره از جانب شرق طلوع خواهد کرد؛ این گزاره مشاهدتى کلى ، هرگز هیچ ضرورت منطقى ندارد و بلکه ناشى از نظام انتظارات روانى ماست.

یا
نقل قول:
تصور کنید یک عالم علوم زیستى، یک قوى سفید مى بیند و با خود مى پندارد که قوها باید سفید باشند؛ اما چون عالمى تجربى مسلک است، به مشاهده ساده خود اکتفا نمى کند و به دنبال مشاهده هزارقو در تمام کره مسکون برمى آید و اتفاقاً هیچ قویى که سفید نباشد، مشاهده نمى کند. موضوع را با سایر علماى فن در میان مى گذارد و آنها نیز متقاعد مى شوند که تمام قوها سفید هستند. آیا هیچ تضمینى هست که فردا یک قو که سفید نباشد، دیده نشود؟ آیا اگر در آینده یک پرنده با تمام مشخصات یک قو دیده شد، که اتفاقاً سفید نبود، مى توان گفت که آن پرنده قو نیست؛ چون سفید نیست؟!

بدین ترتیب هیچ یک از نظریات علمی،قابلیت جهان شمولی و زمان شمولی را ندارند ، و صرفا حدس و گمانی است که به یقین نمی انجامد،چه نظریه فرگشت باشد،که بعضی ها! می خواهند آن را با کم دقتی یقینی نشان بدهند ....
به عبارت دیگر دیوید هیوم،دین و علم را در کنار هم بی اعتبار کرد !
در ایران خودمان به امام فخر رازی بخاطر ذهن شکاکش امامُ المُشکِّکین! می گفتند،به حقیقت باید دیوید هیوم را امام المشککین فلاسفه غرب نامید !
نقل قول:
هیوم بعد از مدتی بخاطر پرخوری زیاد غده ای در شکمش بوجود آمد و همان موجب بیماری و مرگ او شد.
بهنگام مرگ همه منتظر بودند که این ملحد کافر در آخر عمر توبه کند! اما وقتی از او پرسیدند : آیا به اعتقاد او امکان دارد،که زندگی پس از مرگ وجود داشته باشد؟
با زیرکی و شک همیشگی خودش پاسخ داد : «امکان دارد که یک تکه زغال ، بر روی آتش نسوزد ! »

با سپاس از آپلود کننده،بخاطر این کتاب ارزشمند،که در اندیشه غربی بسیار تاثیر گذار بوده است،خداوند مرحوم عنایت را نیز بیامرزد که کتبی اصیل از خود بجای گذاشت.


نقل قول  
ayrin_68
Member
نقل قول از مهرپویا1370:
کتاب خیلی عالی و باارزشی هست.مترجمش هم مرد دانشمندی بود.یکی از بزرگ ترین استادان علوم سیاسی ایران.

فقط بعضی از صفحات کتاب اسکن نشده اند : مثل 7 10 11 12 18 27 47 76 88 و...

روی صفحه ی 88 دستگاه من گیر می کنه! نمی دونم شاید مشکل از دستگاه من باشه...


دقیقن برای من هم همین طور است . فایل مشکل دارد

حیف این کتاب
نقل قول  
کتاب خیلی عالی و باارزشی هست.مترجمش هم مرد دانشمندی بود.یکی از بزرگ ترین استادان علوم سیاسی ایران.

فقط بعضی از صفحات کتاب اسکن نشده اند : مثل 7 10 11 12 18 27 47 76 88 و...

روی صفحه ی 88 دستگاه من گیر می کنه! نمی دونم شاید مشکل از دستگاه من باشه...
نقل قول  
هیوم مرا از خواب جزمی بیدار کرد (امانوئل کانت)
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You