Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

شاعر بزغاله

شاعر بزغاله

نویسنده:
.
مجموعه ای از اشعار سیاوش حبیبی که بین سالهای 1370 تا 1392 سروده شده است . شامل شعر نو ،‌ ترانه و غزل . . .

حق تکثیر: متعلق به خودم می باشد

» کتابناکهای مرتبط:
کاملیا قرمز
خاتونیسم
زیارتِ ذِبح

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 514 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 41
4.2 / 5
با 12 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 14
۱۳۹۲/۰۶/۱۹


پاسخنگارش دیدگاه
siawash110
Member
نه . . . متاسفانه فلوس لا موجود

و دل و جراتش هم لاموجود تر
نقل قول  
exorcism
Member
مثل همیشه عالی من نمیدونستم شما شاعرم هستید ماشالا همه فن حریفید خیلی برام جالبه که اینقدر راحت عقاید سیاسی یا مذهبی تون رو تو قالب شع یا نثر میارید راستی اقای حبیبی شما کتابم دارین؟ چاپ کردید؟
نقل قول  
koohsar62
Pro Member
تا کجا تا کجا تو مغروری؟
تا کجا تا کجا ؟ نمی دانی
تا خدا , درد , ناخدا باشد
نشوی با خدا نمی دانی
من و خود را رها نما یکدم
تا نگردی رها نمی دانی
حرفی از شعر من نفهمیدی
خسته ام تا کجا نمی دانی

خیلی اشعارتون زیباست
نقل قول  
sagaro
Publisher
ﺑﺎ آﺳﻤﺎن ﺑﻤﺎن ﻛﻪ ﺗﻮ را ﻫﺴﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ

ﻣﺮداب ﻣﻲ ﻛﺸﺪ ﺑﻪ ﺗَﻪ ﻧﻴﺴﺘﻲ ﺗﻮ را

ﭘﻴﭽﻴﺪه ای ﻛﻼف ﺧﻮدت راﺑﻪ دور روح

آﺳﺎن ﺗﺮ از ﻣﻦ اﺳﺖ ﭘﺮﻳﺪن ﺑﻪ ﺳﻮی ﻣﺎ

ﭘﻴﺮوزی و ﺷﻜﺴﺖ ،ﺑﻪ ﻗﺎﻣﻮس ﻣﺎ ﻧﺒﻮد

ﻣﺎ دﻳﺪه اﻳﻢ ﻟﺤﻈﻪی ﭘﺎﻳﺎن ﻣﺎﺟﺮا

روﺑﺎه اﺣﻤﻘﻲ ،ﺷﺪه در ﭘﻮﺳﺘﻴﻦ ﺷﻴﺮ

ﺗﺎ ﻛﻲ ﺑﮕﻴﺮدش ﺑﻪ درون ﻛﺎم اژدﻫﺎ

آری ، اﺷﺎره ﻛﻦ ﺑﻪ ﺳﮕﺖ ﺗﺎ ﺑﮕﻴﺮدم

ﭘﮋواک ﻧﺎﻟﻪ ام ،ﺷﺪه ﻛﺎﺑﻮس ﮔﺮﮔﻬﺎ !

محشره سیاوش جان . هر وقت میخوام رفع خستگی کنم این کتاب شما را میخوانم

مغز مطلب پر از بیان ناهنجاری های ما است و پیرامونمان در گویشی که به دل می نشیند و ذهن را به تکاپو وا می دارد.
نقل قول  
اشی مشی
Member
سیاوش عزیز
شعرهاتون زیبا؛ مهربان؛ ساده و بی آلایش و در عین حال توأم با عمقِ تفکر برانگیزی بودند.
مطالعه شعرهاتون برای من با نوعی لذت نوستالژیک همراه بود.
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما دوست با احساس و مهربانم...
نقل قول  
sagaro
Publisher
ﺗﻮ را ﺑﺎ درد ﻓﻬﻤﻴﺪم
،
ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ ؟

ﻣﺮا ﺑﺎ درد ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ

ﺗﻮ را ﻣﺎﻳﻮس ﻛﺮدم از ﺷﻜﻔﺘﻦ

ﻣﺰن ﺑﺮ رﻳﺸﻪ ام
،
آﻫﻨﮓ ﺗﻴﺸﻪ

اﮔﺮ ﻫﻢ ﻣﻲ روی آﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮ رو
!

ﻛﺴﻲ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻣﻦ آﻳﺪ

ﺑﮕﻴﺮد دﺳﺖ او ﺑﺎل و ﭘﺮم را

ﺗﻤﺎم روح ﻣﻦ ﻣﺜﻞ ﺗﻦ آﻳﺪ
!

ﻏﺒﺎری در اﻓﻖ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻢ اﻳﻨﻚ

ﺷﻘﺎﻳﻖ ﻫﺎ دﭼﺎر ﺣﺒﺲ ﺳﻴﻨﻪ

ﻗﻔﺲ ﻫﺎ ﺑﺎز
، ﺷﻬﺮ ﻋﺎﻓﻴﺖ
:
ﺧﻮاب
!

ﻛﺒﻮﺗﺮﻫﺎ اﺳﻴﺮ ﺣﺲ ﻛﻴﻨﻪ

ﻛﺒﻮﺗﺮﻫﺎ اﺳﻴﺮ ﺣﺲ ﻛﻴﻨﻪ
. . . .

نقل قول  
من از اعماق تلخ مرگ می آیم
من از پیشِ تنها گلِ سرخِ سیارکی دور
گذشتم
از کنارِ شبه آدمهای سیارات بیهوده
برای زندگی دیگر
نمانده فرصتی باقی
به سوی نور می جوشم
نمی ترسم
من از اعماق می آیم


خسته نباشید سیاوش عزیز،
زیبا بود
نقل قول  
عجب شروعی سیاوش جان....
.
در ﺳﺮاﺷﻴﺒﻲ ﮔﻮری ﺗﺎرﻳﻚ ...... ﻣﻲ ﺧﺰد روح ﺧﺠﺎﻟﺖ زده ام
ﺗﻮ ﭼﺮا ﺧﻴﺮه ﺷﺪی ﺑﺎ اﻧﺪوه ...... ﻣﻦ ﭼﺮا زل ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ زده ام ؟
.................
ﺣﻴﻒ ، اﻳﻨﻬﺎ ﻛﻪ ﺷﻨﻴﺪی از ﻣﻦ ...... دﻳﺮ ﺟﻮﺷﻴﺪ و ﻣﻼﻣﺖ زده ام
ﺳﻮی ﻧﻮری ﻛﻪ ﮔﺸﻮدﺳﺖ آﻏﻮش...... می خزد ، روح ﺧﺠﺎﻟﺖ زده ام!
.
و چه پایانی...
ص 6 کتاب.
.
.
من چرا زل به نگاهت زده ام؟
.
.
نقل قول  
siawash110
Member
از تمامی دوستان وفادار و همیشگی ام تشکر می کنم که بر خلاف خصلت ( ایرانی ! ) هم برای مطالعه کتاب دیگران (‌آن هم کسانی که هیچ معروفیتی ندارند ! )

وقت می گذارند و هم برای نقد . . . پشتیبانی معنوی و دلگرمی شما که هیچ چشمداشتی در آن متصور نیست جز ابراز محبت و دوستی

که والاترین است در جهان انسانیت و صادر نمی شود جز از ناحیه والاترین ها . . . .

آنان که محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون

گفتند فسانه ای و در خواب شدند

باشد که فروغ افسانه محبت شما عزیزان تا همیشه هستی جاوادانه روشنی و گرما بخش دلها باشد . . . .
نقل قول  
sagaro
Publisher
حرفی از شعر من نفهمیدی
حسته ام تا کجا نمی دانی

تبریک میگم سیاوش جان . مطمئن باش لاجرعه کتابت را تمام نمیکنم . عجله ای برای اتمامش نیست وقتی در هر گوشه اش میتوان کناری زد و تنی به موج خیال .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You