رسته‌ها
یک شب خلوت
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 42 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 42 رای
✔️ بهترین اثر مهیج از عملیات "مایک هامر"

آغاز داستان:
هیچکس در آن شب خلوت و بارانی روی پل قدم نمی زد و مه مانند ابر ضخیمی همه جا را گرفته و سرما تا مغز استخوان نفوذ می کرد و هر چندگاه اتومبیلی با شیشه های یخ زده در حالی که نور زرد رنگ چراغهای آن مه را می شکافت و مثل چشم های گربه ای به نظر می رسید، رد می شد.
ماشین را در گوشه ای نگه داشته و در حالیکه یقه بارانی خود را تا گوشها بالازده و لبه کلاهم را خم کرده بودم، شروع به قدم زدن روی پل کردم و بعد متفکرانه سیگاری آتش زدم و این کار آنقدر ادامه یافت تا همه سیگارهایم تمام شدند. از میان امارات اطراف ابدا اثری از وجود زنده ای به نظر نمی رسید و سکوت عمیقی همه جا را گرفته بود و به غیر از من هیچکس در آن حوالی دیده نمی شد. به نرده پل تکیه زده و مشغول تماشای چراغهای رنگارنگ قایق های روی رودخانه که به من چشمک میزدند، شدم و بعد دستهایم را روی صورتم گذاشتم و آنقدر به آن حالت ماندم تا افکارم دوباره متمرکز شدند و حیرت کردم اگر دادستان مرا با آن وضع ببیند، چکار خواهد کرد؟...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
شهر خاطرات
آپلود شده توسط: شهر خاطرات
۱۳۹۲/۰۷/۰۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
218
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی یک شب خلوت

تعداد دیدگاه‌ها:
3
سلام تقریبا 40 سال پیش کتابهای مایک هامر را از مغازه جنب منزلمان (البته کتابها دست دوم بودند) هر کدوم رو یک یا دو ریال میخریدم و همه شون را میخوندم حالا پس از این سالها خوشحال و متعجبم که توانستم اینها را در کتابناک یافتم و اگر بشود اکثرشان را گیر بیاورم خیلی عالی میشود همین
نمردیم و کتابهای مایک هامر رو هم دیدیم توی کتابناک! مبارکه!!!!!!!!!!
قربونت برم "شهر خاطرات"!!!!!!!!!!! که اینقدر به فکر ما قدیمیها هستی! ممنونم عزیز
PDF
5 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file