Hiweb

بررسی هنر و ادبیات

نقد هنری که امروز در حیات هنری ملت ها نقش اساسی دارد، اگر بدرستی انجام گیرد معجزه ها می کند؛ به هنرمندان زمین گیر پروبال می دهد، هنرمندان بال گرفته را بالاتر می کشاند و آنانرا که بمدد بالهای ساختگی اوج گرفته اند به زیرمی آورد گذشته ازاین، نقاد ذوق نسل های انسانی را می پروراند و بقالب می ریزد. واما همین حربهء اعجاز کننده اگر بدست نااهل بیفتد و با بی اطلاعی بکاررود، مخرب و زیان بخش می گردد.
کار منتقد، و یا دست کم کسی که به بررسی هنر و ادبیات می پردازد، آن نیست که چهارتا کتاب جلو خود بگذارد و بدون هیچ گونه طرح فکری و ارتباط منطقی، مطالبی از این کتاب وآن کتاب نقل کند و کنارهم بگذارد.
مولف کتاب " بررسی هنر و ادبیات"، که پیداست در زمینهء کار خود روش و مطالعهء کافی و ممتد ندارد و یا اینکه لااقل به روش «متدیک» و «سیستماتیک» تجزیه و تحلیل و نقادی هنری آشنا نیست، بهمه جا دست انداخته و هرچه بدستش آمده با بی بندوباری و بدون نظم و ارتباط منطقی رویهم انباشته است. همینست که در این کتاب «نظریات هنرشناسان» در کنار «دستور زبان فارسی» و «صرف و نحو عربی» و «گرامرانگلیسی» قرار گرفته، و بحث در «پیدایش خط و زبان» بدنبال«جعبهء پرگار» و «مرکب چینی» و «خط کش مدرج» و «مداد پاک کن» آمده است.
از آنجا که مولف از منابع مختلف و گاه متضاد مطالب خود را چشم بسته جمع آوری کرده، در بسیاری موارد یک مطلب را بچند بیان ضد و نقیض آورده و گفته های قبلی خود را نادانسته نقض کرده است، مثلا، در اوائل کتاب (که گویا هنوز معلومات مولف «کامل» نشده بوده است،) مولف مکتب سورئالسیم را پیش خود و تحت الفظی ترجمه کرده و آنرا «روشی که در رئالیسم بمنتهی درجه غلو و مبالغه کند» دانسته است، ولی چند فصل بعد تعریف درست سورئالیسم را بدست داده است.
یا اینکه ، دریکجا می نویسد:«ناتورالیسم روشی است که فقط مظاهر زیبای طبیعت را نمایش می دهندوآنطور که هست نشان نمی دهند، بلکه آنسان که باید جلوه گر می سازند،» و سپس در چند صفحه بعد تعریفی را که درست نقطهء مقابل تعریف اولی است از این مکتب بدست می دهد: «درآثار (ناتورالیستها) همه جا ، نادرستی، خیانت، بدی، رذالت و نظایرآن بچشم میخورد.آثار آنان سرگذشت انسانهائیست که اراده ای ندارند و در زندان جبر و عوامل ارثی و شرایط اجتماعی محبوسند.»
همچنین می گوید:«فوتوریسم روشی است که درآن احساسات گذشته و حال و آینده را با هم مجسم کنند و هنر را مظهر احساسات گذشته و حال و آینده قرار دهند.» این تعریف بکلی غلط و من درآوردی است. میدانیم که فوتوریسم نه فقط نفی سنت های هنری گذشته ، بلکه طرد احساسات هنری گذشته است. کافی بود که مولف «لاروس» یا فرهنگ دیگری را باز کند و تعریف مختصر مکتب های ادبی را پیدا نماید.
ازین گونه مطالب و تعاریف من درآوردی در کتاب زیاد بچشم میخورد. مولف دربارهء هدف زیبائی شنائی چنین نظرمیدهد :«گاهی انسان حس میکند که شادان و مسرور است لیکن علت و موجب آنرا نمی شناسد...هدف زیبا شناسی کشف آن علل و موجبات است.» بنابراین هرکس که بیجهت خود را «شادان و مسرور» می بیند میتواند به «متخصص زیباشناس» مراجعه کند و با پرداخت « حق ویزیت» علل خوشحالی نا بهنگام خود را بفهمد و شادان تر و خندان تر بخانه برگردد!
تعریف خود زیبائی هم شنیدنی است :«زیبائی عبارت است از نظم وهم آهنگی زندگی وسیع(؟) وآزاد، همراه با عظمت و پاکی ، که عقل و تخیل و تمایلات عالی و جسمانی مارا تحریک کند و لذت و انسباط پدید آورد.» این از نوع همان تعریف هائیست که شخص پس از چند بار خواندن باز از خود میپرسد «زیبائی چیست؟». با این تعریف ، یک شاخهء گل زیبا نیست، چون در آن از «زندگی وسیع» اثری نمی بینیم، ولی آش رشته زیباست چون «لذت پدید آورد»!
گمراه کننده ترین و من در آوردی ترین قسمت های کتاب آنجاست که مولف میخواهد مکتب های ادبی اروپائی را با ادبیات ایران در طی چند قرن گذشته تطبیق دهد.
حق نشر آزاد

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ ادبیات در ایران - جلد 1 ( از آغاز عهد اسلامی تا دوره سلجوقی )
تاریخ ادبیات در ایران - جلد 2 (قسمت اول)
تاریخ ادبیات در ایران - جلد 2 (قسمت دوم)

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 286
4.3 / 5
با 12 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 2
۱۳۹۲/۰۱/۳۱


پاسخنگارش دیدگاه
با درود به دوستان خوب کتابناکی
ضمن احترام و تایید کامنت tankamanee عزیز باید اضافه کنم مقدمه این کتاب توسط مولف در سال 1333 نوشته شده و تقدیم شده است به :
1_ سعید نفیسی (1274-1345 ) نویسنده و از اساتید نسل اول دانشگاه تهران
2_ عبد العظیم قریب (1258-1344 ) بنیانگذار دستور زبان فارسی نوین
3_ فروزانفر که احتمالا منظور بدیع الزمان فروزانفر یا همان محمد حسین بشرویه ای (1276 – 1349 ) استاد زبان و ادبیات فارسی
منظورم از این مقدمه که تاریخ و اشخاص در آن مهم میباشد این است که زمانی که مولف این کتاب را تهیه میکرده این رویکرد ایشان شاید – درست یا غلط – به صورت بیسیک در زمان خود راهگشا هم بوده و چه بسا در آن زمان اطلاعات پایه ای مفیدی تلقی میشده !
هم اکنون هر جوان یا نوجوان دبیرستانی رشته هنر حتی قبل از رفتن به دانشگاه به سادگی با خیلی از مفاهیم این کتاب آشنا هستند. یا در حال حاظر با یگ کوکل کردن ساده انواع مفاهیم و کتابها و عکسها را میتوان جستجو کرد و یافت و آموخت.پس شاید خیلی نمیشود به مولف این کتاب برای این جمع آوری در پنجاه سال پیش خرده گرفت...
نقل قول  
tankamanee
Member
نقد هنری که امروز در حیات هنری ملت ها نقش اساسی دارد، اگر بدرستی انجام گیرد معجزه ها می کند؛ به هنرمندان زمین گیر پروبال می دهد، هنرمندان بال گرفته را بالاتر می کشاند و آنانرا که بمدد بالهای ساختگی اوج گرفته اند به زیرمی آورد گذشته ازاین، نقاد ذوق نسل های انسانی را می پروراند و بقالب می ریزد. واما همین حربهء اعجاز کننده اگر بدست نااهل بیفتد و با بی اطلاعی بکاررود، مخرب و زیان بخش می گردد.

کار منتقد، و یا دست کم کسی که به بررسی هنر و ادبیات می پردازد، آن نیست که چهارتا کتاب جلو خود بگذارد و بدون هیچ گونه طرح فکری و ارتباط منطقی، مطالبی از این کتاب وآن کتاب نقل کند و کنارهم بگذارد.

مولف کتاب " بررسی هنر و ادبیات"، که پیداست در زمینهء کار خود روش و مطالعهء کافی و ممتد ندارد و یا اینکه لااقل به روش «متدیک» و «سیستماتیک» تجزیه و تحلیل و نقادی هنری آشنا نیست، بهمه جا دست انداخته و هرچه بدستش آمده با بی بندوباری و بدون نظم و ارتباط منطقی رویهم انباشته است. همینست که در این کتاب «نظریات هنرشناسان» در کنار «دستور زبان فارسی» و «صرف و نحو عربی» و «گرامرانگلیسی» قرار گرفته، و بحث در «پیدایش خط و زبان» بدنبال«جعبهء پرگار» و «مرکب چینی» و «خط کش مدرج» و «مداد پاک کن» آمده است.

از آنجا که مولف از منابع مختلف و گاه متضاد مطالب خود را چشم بسته جمع آوری کرده، در بسیاری موارد یک مطلب را بچند بیان ضد و نقیض آورده و گفته های قبلی خود را نادانسته نقض کرده است، مثلا، در اوائل کتاب (که گویا هنوز معلومات مولف «کامل» نشده بوده است،) مولف مکتب سورئالسیم را پیش خود و تحت الفظی ترجمه کرده و آنرا «روشی که در رئالیسم بمنتهی درجه غلو و مبالغه کند» دانسته است، ولی چند فصل بعد تعریف درست سورئالیسم را بدست داده است.

یا اینکه ، دریکجا می نویسد:«ناتورالیسم روشی است که فقط مظاهر زیبای طبیعت را نمایش می دهندوآنطور که هست نشان نمی دهند، بلکه آنسان که باید جلوه گر می سازند،» و سپس در چند صفحه بعد تعریفی را که درست نقطهء مقابل تعریف اولی است از این مکتب بدست می دهد: «درآثار (ناتورالیستها) همه جا ، نادرستی، خیانت، بدی، رذالت و نظایرآن بچشم میخورد.آثار آنان سرگذشت انسانهائیست که اراده ای ندارند و در زندان جبر و عوامل ارثی و شرایط اجتماعی محبوسند.»
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You