با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

جمیله بوپاشا

جمیله بوپاشا

جمیله بوپاشا دختر مبارز الجزایری هست که به جرمم بمب گذاری دستگیر می شه و شکنجه های وحشیانه ای مثل بستن به برق و سوزوندنش با آتش سیگار روش صورت می گیرد . اون یک وکیل تابع فرانسه داره که براش تلاش زیادی می کنه و سعی می کنه موضوع را به مطبوعات بکشونه و از سیمون دوبوآر هم کمک می خواد و حتی این کتاب را برای کمک به جمیله انتشار می دهند . کتاب داستان وار نیست شرح کوتاه از نوع گرفتنش ، از خانواده اش ، دادگاهش ، فعالیت ها برای کمک بهش و ...

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌ : ع‍ل‍م‌ ، ۱۳۸۵.

» کتابناکهای مرتبط:
تصاویر زیبا
‏‫پ‍اک‍ت‌ه‍ا و چ‍ن‍د داس‍ت‍ان‌ دی‍گ‍ر
تندیس

نسخه ها
4.5 / 5
با 44 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 6
۱۳۹۲/۰۷/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
هیرکان
Member
جناب اندیشمند دو

درود بی کران بر شما

و اما ... چرا فرانسه باید بر الجزایر سلطه داشته باشد و بر عکسش صادق نباشد؟

برای قرن ها و بویژه با شروع قرن شانزدهم دزدان دریایی ساحل بربری که بخش شمالی و ساحلی الجزایر کتنونی را تشکیل می دادند تا سال 1830 و تسخیر الجزایر توسط شارل دهم علاوه بر مصادره و غارت کشتی های کشورهای اروپایی( و اصو.لا هر کشتی چون در دزدی دین چندان ملاک نیست) به سواحل فرانسه همچون مارسی و جزیره کرس یورش می بردند.

دزدان دریایی الجزایری جز فارت مسافران و ساکنان جزایر و سواحل و ملوانان را اسیر و به عنوان برده می فروختند. یکی از مهم ترین این برده ها یکی از بستگان ژورفین بوهارنه، ملکه آینده غرانسه و نخستین همسر ناپلئونف بود که توسط دزدان دریایی بربری ربوده و به حرمسرای سلطان عبدالحمید خان در قسطنطنیه فرستاده شد که به نوعی مادر خوانده سلطان محمود دوم و معشوق سلطان سلیم به حساب می آمد.

از سوی دیگر کشتزارهای خاصلحیز دامنه های شمالی کوه های اطلی الجزایر گندم و جوی فراوانی تولید می نمود که همواره به فرانسه ارسال می گشت و در کوران جنگ های جانشینی اسپانیا در اوایل قرن هژدهم فرانسه را از قحطی رهانید و در دوران یوناپارت هم منبع غذایی مهمی بود.

با توجه به سابقه دزدی دریایی و برده گیری الجزایریان دریانورد از فرانسویان(هرچند فرانسویان هم دزدان دریایی ماهری داشتند بویژه در کاراییب) شاید بتوان فرانسه را مخق به یورش و اشغال الجزایر دانست.

البته بهانه دیپلماتیک تسخیر الجزایر پایان دادن به دزدی دریایی بود ولی از دوران ناپلئون تا 1830 بای الجزایر گندم زیادی به فرانسه فروخته و پول ان همراه با سودش مبلغ هنگفتی می شد که گویا برای شانه خالی نمودن فرانسویان متمدن و انساند دوست از پرداخت دین پاک کردن صورت مساله بهترین راهکار بود.

ولی در کل

همواره قوی ضعیف را می خورد

رو قوی شو که راحت جهان طلبی

که ضعیف در نظام طبیعت همیشه پامال است

فرانسه به همان حق الجزایر را اشغال کرد که سلطان محمود غزنوی به بهانه مجاهدت در راه خدا هندیان را می کشت و به غارت می برد و شاه طهماسب اول صفوی خاک کاخت و کارلی ،گرجستان شرقی، را به توبره کشیده و کلیساها را غارت نموده و پسران و دختران را به اسارت می گرفت.

برای ما تیمور و چنگیز افراد ستم پیشه و خونخواری می باشند ولی در تاشکند و سمرفند ازبکستان و اولان باتور مفولستان مجسمه تیمور و چنگیز یادآور قهرمان یک ملت می باشد
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
در انقلاب الجزایر نزدیک به یک میلیون الجزایری کشته شدند، فرانسه الجزایر را نه یک مستعمره بلکه خاک خویش می دانست و در حدود سه میلیون مهاجرفرانسوی از دهه 1830 در شمال الجزایر ساکن شده و آنجا را میهن واقعی خویش می دانستند.

همه این حرف ها درست

ولی!

آیا اگر اکنون هم الجزایر بهشی از خاک فرانسه بود و الجزایریان تبعه و شهروند فرانسه محسوب می شدند آیا بازهم دست به آن انقلاب خونین برای بدست گرفتن استقلال سیاسی خویش می زدند؟

کودتاها، ناآرامی های سیاسی و کشتارها در الجزایر پس از استفلال، بویژه در دهه پیشین، نشان دهنده حقیقت تلخی است که بسیاری از الجزاری ها را تشویق در واقغ مجبور به مهاجرت قانونی و در بیشتر موارد غیر قانونی به فرانسه نموده و در مقایسه با الجزایر انقلابی دارای منابع انرژی(بویژه گاز) کشور تونس از ثبات بیشتری برخوردار بوده(البته تا پیش از آن کودتاهی حزنده که در واقع خزان عربی جکومت های عرفی بوده تا بهار عربی) و مهاجران غیر قانونی کمتری(البته با در نظر گرفتن جمغیت با الجزایر) به دیگر کشورها فرستاده است.

اگر استقلال تا این اندازه آش دهان سوزی است پس چرا مردم کشور گویان در خاک اصلی آمریکای جنوبی و جزایر فرانسه در اقیانوس آرام جنوبی و دریای کاراییب فریاد جدایی از فرانسه را سر نمی دهند؟

زندگی همه اش شکم و زیر شکم نیست ولی در دنیای امرور بهای گوشت دم توپ و گوسپندان سربطیز در بسیاری از کشورها نسبت به دهه های 1960 و 1970 بالاتر رفته است (البته حساب سومالی و این قبیل ممالک چندپاره جداست که هنوز گوسپند مغزان پرواری برای سلاخی وجود دارند)




سلام دوست عزیز.

به قول شما : همه ی این ها درست.اما این ها وقتی لحاظ می شود که مردم یک کشور دنبال آزادی و استقلال و حاکمیت خود بر خود نباشند، یا به عبارت بهتر صرفا و صرفا دنبال اصل اول هرم مزلو باشند.اما مردم چیز دیگری خواستند و بوپاشا قهرمان خواسته ی مردم است.

جدا از این ، سطحی نگری و دید تک بعدی درست نیست ، اگر الجزایری بودم از خودم می پرسیدم که چرا فرانسه باید بر الجزایر سلطه داشته باشد و بر عکسش صادق نباشد؟، و خیلی سوالات و جواب های دیگر.مگر این که همه چیز را فدای همان اصل اول مزلو کنیم.

موفق باشید.
نقل قول  
هیرکان
Member
در انقلاب الجزایر نزدیک به یک میلیون الجزایری کشته شدند، فرانسه الجزایر را نه یک مستعمره بلکه خاک خویش می دانست و در حدود سه میلیون مهاجرفرانسوی از دهه 1830 در شمال الجزایر ساکن شده و آنجا را میهن واقعی خویش می دانستند.

همه این حرف ها درست

ولی!

آیا اگر اکنون هم الجزایر بهشی از خاک فرانسه بود و الجزایریان تبعه و شهروند فرانسه محسوب می شدند آیا بازهم دست به آن انقلاب خونین برای بدست گرفتن استقلال سیاسی خویش می زدند؟

کودتاها، ناآرامی های سیاسی و کشتارها در الجزایر پس از استفلال، بویژه در دهه پیشین، نشان دهنده حقیقت تلخی است که بسیاری از الجزاری ها را تشویق در واقغ مجبور به مهاجرت قانونی و در بیشتر موارد غیر قانونی به فرانسه نموده و در مقایسه با الجزایر انقلابی دارای منابع انرژی(بویژه گاز) کشور تونس از ثبات بیشتری برخوردار بوده(البته تا پیش از آن کودتاهی حزنده که در واقع خزان عربی جکومت های عرفی بوده تا بهار عربی) و مهاجران غیر قانونی کمتری(البته با در نظر گرفتن جمغیت با الجزایر) به دیگر کشورها فرستاده است.

اگر استقلال تا این اندازه آش دهان سوزی است پس چرا مردم کشور گویان در خاک اصلی آمریکای جنوبی و جزایر فرانسه در اقیانوس آرام جنوبی و دریای کاراییب فریاد جدایی از فرانسه را سر نمی دهند؟

زندگی همه اش شکم و زیر شکم نیست ولی در دنیای امرور بهای گوشت دم توپ و گوسپندان سربطیز در بسیاری از کشورها نسبت به دهه های 1960 و 1970 بالاتر رفته است (البته حساب سومالی و این قبیل ممالک چندپاره جداست که هنوز گوسپند مغزان پرواری برای سلاخی وجود دارند)
نقل قول  
sarone
Member
12 سالم بود این کتاب رو خوندم در اصل کتاب برایه مادرم بود اون موقع خیلی روم تاثیر گذاشت
نقل قول  
boodooo
Member
زنی که تمام مصائب را کشید و از همه ی وجود دراره استقلال کشورش دفاع کرد و در این راه خودگذشتگی را به نهایت رساند.
نقل قول  
adrijel42
Member
خانم بوپاشا از مبارزان راه آزادی الجزایر از استعمار فرانسه بودند و در این راه سختی های زیادی را تحمل کردند .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You