Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

مردی در تاریکی

نویسنده:
پل استر نویسنده ای است که دیگر نیازی به معرفی ندارد؛نویسندهء آمریکایی که شهرت و محبوبیتش در کشورهای اروپایی بیشتر از محل زندگی اش،بروکلین،است.او در رمان های عموما" کوتاهش نگاه متفاوتی به کشورش و در نهایت به جهان اطرافش دارد و بدون هیچ اعراقی می توان گفت که او یکی از نویسندگان تراز اول ادبیات امروزاست.

استر در رمان"مردی در تاریکی" دوباره جهانی را می آفریند که ساخته نگاه خاص خودش است و ما با خواندن همان صفحات اول کتاب با نویسندهء کتاب هایی چون سه گانه نیویورک روبرو می شویم.کسی که در رمان نویسی از قابلیت های تعلیق و مفاهیم خاص فلسفی اش بهره می برد. استری که به سینما علاقه مند است،به طوریکه حتی در این رمان از یک سری از فیلم های محبوبش نام می برد و با مرور روایت فیلم به تحلیل آن ها نیز می پردازد،استری که به فلسفه امروز علاقه مند است، و مطالعات کافی و وسیعی که دارد در در کارهایش سعی می کند معنایی فراگیر تر از آنچه که در دل رمان است به خواننده نشان می دهد و در نهایت استری که در بیشتر کارهایش از شیوه های پلیسی و جنایی استفاده می کند تا رمانی پر تعلیق و جذاب به خوانندگانش ارائه دهد.

رمان" مردی در تاریکی" داستان نویسنده ای است که روی صندلی چرخدارش نشسته و در خاطرش قصه ای را شکل می دهد که شخصیت های آن دل خوشی از آفریننده اش ندارند و با استخدام مردی در جهان بیرون داستان قصد کشتن او را دارند.در این داستان جهان واقعی(یا واقعیت بیرونی) با شکل خاصی با جهان ذهنی نویسنده اش به هم تنیده می شود و استر با استادی تمام سعی می کند تا به ورطهء کلیشه های موجود در چنین داستان هایی نیفتد.

آگوست بریل نویسنده ای که در ابتدا ما اسمش را نمی دانیم در سن هفتاد و چند سالگی زنش را بعد از فراز و نشیب هایی از دست داه است و دخترش،میریام، نیز به سرنوشتی شبیه مادرش دچار شده و همینطور نوه اش،کاتیا،که او هم شوهرش را در جنگ عراق از دست داده، با هم زندگی می کنند و ما آرام آرام با تراژدی تنهایی این شخصیت ها آشنا می شویم.شخصیت هایی که هر کدام دنیای تاریک مقابل شان را در نوردیده اند اما چیزی جز ماندن،پذیرفتن و زندگی کردن نیافته اند.در واقع استر بی آنکه مرثیه ای رای زندگی بخواند تلخی و واقعیت ها را بخشی از زندگی می داند که از آن جدا شدنی نیست.تلخی هایی که هر چند به طور تصادفی برای آن ها پیش می آید اما روی دیگر این تصادف نیز شیرین تر از آن نیست.این روی دیگر تصادف را استر در بخش دیگر رمانش نشان می دهد وقتی که شخصیتش وارد جهانی می شود که در آن آمریکا نه وارد جنگ عراق شده و نه حادثه یازده سمپتامبری اتفاق افتاه است.بلکه این بار آمریکا وارد جنگی داخلی شده که حاصلی جز مرگ و میر و ویرانی و در نهایت جدا شدن انسان ها از یکدیگر ندارد.جهانی که در آن باز هم مردان و زنان از هم جدا می شوند و قادر ادامهء رابطهء عاشقانه ای که در ابتدا با هم ساخته اند نیستند.

استر در جایی گفته است که زندگی جز رویداد نیست،ولی تصادفاتی هم که روی نمی دهند برای من بسیار جالب توجه اند.او در رمان"مردی در تاریکی"آن طرف سکه را هم نشان می دهد تا به خواننده اش نشان دهد سکه به هر طرف که بیفتد باز چیزی به نام خوشبختی به بار نمی آورد و توقع از زندگی تنها خیالی است که با آن بتوان به رفتن ادامه د اد.

حق تکثیر :
تهران‏‫: نشر افق‏‫، ۱۳۹۱

» کتابناکهای مرتبط:
موسیقی شانس
هیولا

نسخه ها
4.4 / 5
با 38 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 8
۱۳۹۱/۰۶/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
ماجرای اون بریک خیلی مسخره تموم شد. اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم و در کل میشه گفت بیشتر خوشم اومد تا اینکه خوشم نیومده باشه. هرچند ترجیح میدادم اون مارجای خیالیش یک مقدار اکشن تر به پایان برسه
نقل قول  
من یه نویسنده و هنرپیشه فرهیخته و آوانگارد و رمانتیکم چون نمیخوام بقول معروف ریا بشه خودمو با حروف اول نام و نام خانوادگیم که S-S هستش معرفی میکنم.متاسفانه در جامعه ای چشم به عالم هستی گشودم که در بی فرهنگی و LOW CLASSبودن مثال زدنی بودن. از عقب ماندگی این جامعه همین بس که کتاب منو که با تیراژ باور نکردنی 2200 تا منتشر شده بود تحریم کردند. کتابی که پروسه آفرینش اون یه معجزه بود.اصلا بذارین این پروسه یگانه و معجزه آسا رو براتون تعریف کنم. یه شب که دچار یاس فلسفی شده بودم و به این ادراک رسیده بودم که در حجم کائنات نمیگنجم دست به قلم بردم و اثر درخشانمو (که بقول مامانم تا اون زمان هرگز تنابنده ای نتونسته حسی به این ژرفا و ارتفاع رو درقالب الفاظ بگنجونه. آره گمونم مامان همینو به خان جونم گفته بود) آفریدم .مثل یه زایمان بود . زایمان مفاهیم . دردناک بود اما بلاخره تمدن انسانی پس از قرنها سرگشتگی توانسته بود به آخرین قله های زیبایی و معنا عروج کنه. درسته که من به اندازه ابدیت درد معنوی این زایمانو کشیدم بجاش تونستم بشریت رو از حیرانیت و حرمان نجات بدم .مامانم بهم میگه آخه دختر ارزششو داره که برای این مردم لمپن و بی کلاس خودتو تباه کنی و اثری به این سترگی و عظمت بیافرینی شاید حق با اون باشه.آخه با اینکه تمام 2200 نسخه اثرم تو اتاقمه یه شیر پاک خورده ای اومده اثر منو اسکن کرده و تو یکی از این سایت های دانلود کتاب گذاشته اونم سایت یه آدم ول معطل که معلوم نیست مغز خر خورده که بی مزد و منت کتابهای مردمو در اختیار آسمون جل های آس و پاسی که پول خرید کتاب رو ندارن قرار میده .بگذریم مامانم میگه اتفاقا خیلیم خوب شده میریم شکایت میکنیم پنج شش میلیون تومن عایدمون میشه . بنازم به این عقل معاش مامانم .مامان جونی ماچ ماچ ماچ
نقل قول  
هرچند درک بعضی از قسمت هاش برام سخت بود ولی درکل فوق العاده بود واقعا کیف کردم
نقل قول  
کتاب خوبی بود ...پیوند دادن دنیای واقعی و تخیلی ...جالب بود ولی یه حس غم انگیزی رو الغا میکرد:(
نقل قول  
blackice
Member
khar tu khar , CIAO ....
مرسی.لینکها عالی بودند..دنیا به کامت باشه و چرخ زندگی به دورت..! چی شد..؟!!
نقل قول  
monshizade_f
Member
دوست گرامی کبیر اندر کبیر ضمن تشکر از شما
ی خواهش هم دارم امکان داره اختراع انزوا استر هم آپ کنین
نقل قول  
keivanpro
Member
استر یک نابغه است
آقا درود به شرفت برای آپلود این کتاب
لطفا" تمام کتاباش را آپلود کنید
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


با تشکر از دوست گرامی بابت آپلود این رمان
از توضیحاتی که داده اید نیز متشکرم

مترجم این رمان خجسته کیهان میباشد نه خود نویسندهبا عرض پوزش البته
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You