Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم

دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم

عنوان اصلی کتاب «9 داستان» است و بنا به گفته مترجم سلینجر 31 داستان کوتاه نوشته که همه در فصلنامه ها و مجلات مختلف چاپ شده است.اما از این میان 9 داستان را برگزیده و در یک کتاب با عنوان « 9داستان» منتشر کرده است. جالبتر است بدانید که سلینجر به غیر از این کتاب فقط یک رمان بلند و سه رمان کوتاه نوشته و این نشان می دهد که «9 داستان» جایگاه ویژه ای در میان آثار او دارد. (9 داستان سلینجر یکی از 10 کتاب کلاسیک مدرن جهان شمرده شده است.)
اما دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم نام بلندترین و شاید بتوان گفت بهترین داستان کتاب است.و روایتگر جوانی است که پس از حدود 9 سال زندگی در پاریس( بواسطه مهاجرت مادرش در دوران کودکی او)، حالا دوباره به نیویورک برگشته است، به یک مدرسه هنری می رود، به نمایشگاه های نقاشی سر می زند و نقاشی می کند و با دیدن یک آگهی در مجله ای سعی میکند مربی نقاشی بودن را بیازماید.....
خواندن داستان های کتاب بسیار لذت بخش است چرا که نویسنده آنها کسی مثل سلینجر است و او با سبک خاص خودش خواننده را تا آخر با داستان همراه می کند علیرغم آنکه قرار نیست اتفاق مهمی در کل داستان بیفتد( حد اقل با آن تصوری که ما از مهم بودن یک اتفاق داریم!). داستان ها به نوعی بیانگر زندگی روزمره آدمهاست و پرسه زدنشان در تنهایی هایشان.آنچه در پس این روایت روزمره زندگی نمود می یابد تنهایی آدمهاست در آزادی، تقابل مصادیق زندگی روزمره و شاید مدرن با مفاهیمی که در پستوی ذهن جاخوش کرده اند و گرد و غبار نشسته روی آنها دارد کم کم درک ما را از مفهوم واقعیشان تغییر می دهد و باعث می شود که فراموش کنیم نقششان و بودنشان را در زندگی. شخصیت های کتاب از جنس همین آدمهای دورو برمان هستند ، آدمهایی که شاید خود ما یکی از آنها باشیم. قرار دادن« 9 داستان» را در لیست خواندنی هایتان، فراموش نکنید.

شامل 9 داستان است به نامهای زیر:
یک روز خوش برای موز ماهی
عمو ویکیلی در کانه تی کت
پیش از جنگ با اسکیموها
مرد خندان
انعکاس آفتاب بر تخته های بار انداز
تقدیم به ازمه با عشق و نکبت
دهانم زیبا و چشمانم سبز
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم
تدی

حق تکثیر:
تهران; ققنوس , ۱۳۸۹

» کتابناکهای مرتبط:
خرده جنایتهای زناشوهری
پدرو پارامو
جنگل واژگون

نسخه ها
4.6 / 5
با 59 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 15
۱۳۹۱/۰۹/۱۵


پاسخنگارش دیدگاه
simin
Publisher
نقل قول از naghmeh_2000:
س چرا لینک دیافت نداره؟؟؟


با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد.



نقل قول  
naghmeh_2000
Member
س چرا لینک دیافت نداره؟؟؟
نقل قول  
saeidborji
Member
این کتاب روی سایتای دیگه هم هست .. انگشتان نازنین را رنجه کنید و در گوگل تایپ کنید
نقل قول  
mohammad_h
Member
از کسانی که کتاب رو دانلود کردن ممکنه کسی لینک خارجی‌اش رو بگذاره لطفاً؟
نقل قول  
bibis
Member
پس چرا لینک دیافت نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
نقل قول  
mehdi_master
Member
نقل قول:
برای این که به دیگر جرایم متهم نشم عرض میکنم: "کپی برداری یا انتشار غیر مجاز(بدون کسب اجازه) از اثر موجودی که در بازار کتاب یافت میشود غیر مجاز بوده و جرم محسوب میشود" اما در شرایطی که این قانون توسط همه ی جوانب اجرا گردد نه توسط ضعیف ترین و بی دفاع ترین وجه که خواننده باشد!

دوست گرامی!
این استدلال شما عمیقاً غلطه! غیرقانونی بودن یک عمل منوط به رعایت اون توسط همه جوانب ذی ربط نیست! اینکه فلان و بهمان نهاد غیرقانونی عمل می کنند جوازی برای عمل غیراخلاقی و غیرقانونی ما نیست! با این استدلال می شه قتل و دزدی رو هم توجیه کرد چرا که زمینه هاش در اجتماع فراهمه یا اینکه نهادهایی مشغول قتل و دزدی هستند! ضمناً این که کلی گویی کنیم و بگیم که: حقوق مولف توسط ناشر نقض میشه (و موردش رو دقیقاً مشخص نکنیم - که حتی اگر مشخص کنیم باز هم جوازی برای نقض حق چاپ نیست-) صرفاً توجیهی بچه گانه ست. توجه کنید که ما داریم از یه عمل اختیاری (و نه اجباری) صحبت می کنیم: من به عنوان خواننده می تونم این کتاب رو به راحتی و به بهایی نه چندان زیاد تهیه کنم. من مجبور نیستم خلاف ناشر رو تلافی کنم!
ضمناً اینکه برای تثبیت یه روش درست باید به اندازه عمر ما زمان صرف بشه مسؤلیت ما رو تعطیل نمی کنه. این حرف همه کسانیه که به وضع موجود راضین!
کافیه خودتون رو جای نویسنده یا مترجمی بذارید که چند ماه (و چه بسا چند سال) رو صرف کار کردن روی اثرش کرده. بعد به فاصله کمی از چاپ می بینه که کتابش روی وب به صورت کاملاً مجانی و در کمتر از 3 دقیقه دریافت می شه!! این هیچ پیامدی هم نداشته باشه موجب سرخوردگی صاحب اثر می شه!
به نظرم مطلب واضح تر از اونه که بخوایم بیشتر از این سرش بحث کنیم. قصد من وارد کردن یه تلنگر بود! گرچه بعید می دونم کسی به واسطه این تلنگر از دانلود بی دردسر یه کتاب عالی منصرف بشه!
نقل قول  
ebrahimf
Member
نقل قول:
ه نظرم همه به راحتی مغلطه رو از استدلال تشخیص می دیم. بنده عرض کردم رعایت نکردن حقوق ناشر و نویسنده و انتشار غیرمسیولانه کتاب غیراخلاقیه. شما می فرمایید چون ناشر حق نویسنده رو می خوره و چون مسؤلین کپی رایت رو به چیزی نمی گیرند، ما هم حق داریم کپی رایت رو (اون هم به این فرم ناجوانمردانه!) نقض کنیم. اگر ناشری حق نویسنده رو می خوره (که باید موردش رو دقیقا مشخص کرد) باید با یه روند قضایی بهش رسیدگی کرد. نه اینکه تخلف ناشر رو (که بعید می دونم در مورد این کتاب اتفاق افتاده باشه) با این روش تلافی کنیم! با این مغلطه اصولا هر عمل غیراخلاقی قابل توجیهه چرا که: بسیاری افراد دیگه اعمال غیراخلاقی بروز می دن، بنابراین ما هم حق داریم این کار رو بکنیم! انتقاد شما به ناشران یا مسؤلین وارده و باید مطرح بشه. اما این مطلقا ً جوازی برای انتشار بی در و پیکر یه کتاب زنده (که داره روی قفسه کتاب فروشی ها نفس می کشه) نیست. ضمناً اینکه مسؤلین در عصر حجر به سر می برند و کپی رایت رو "فانتزی" می دونن گرچه دردناکه ولی ربطی به عرض بنده نداره. من پیشنهادم اینه که خودمون (که بیشتر از کل مسؤلین کشور دغدغه کتاب داریم) حداقل حق چاپ رو برای کتاب هایی که به وفور و با قیمت نسبتاً ارزان پیدا می شن رعایت کنیم. این ساده ترین کار ممکنه!

دوست عزیز من با شما بحثی نکردم که لازم به شانتاژ بشه، شما نظراتت را اعلام کردی منم همچنین.
عرایض من به طور خلاصه در یک خط میگم چون ظاهرا دچار کج فهمی شد: " گر حُکم شود که مَست گیرند*در شهر هر آنکه هست، گیرند"
من میگم در شرایطی که حقوق مولفین و ناشرین به طور صریح توسط تمامی جوانب این سیکل نقض میشود نمیتوان یک جانبه مقصر تعیین کرد!شما از من نمونه میخای و راه حل مراجع قضایی به من معرفی میکنی؟؟!؟!
برای این که به دیگر جرایم متهم نشم عرض میکنم: "کپی برداری یا انتشار غیر مجاز(بدون کسب اجازه) از اثر موجودی که در بازار کتاب یافت میشود غیر مجاز بوده و جرم محسوب میشود" اما در شرایطی که این قانون توسط همه ی جوانب اجرا گردد نه توسط ضعیف ترین و بی دفاع ترین وجه که خواننده باشد!
برای رسیدن به قوانینی که به نظر شما ارزشی است باید به اندازه عمر بسیاری از من و تو هایی که اینجاییم برش زحمت بکشیم زیر سازی کنیم و تحولات بنیادی بدیم... تا شاید به طور نسبی بهش برسیم با حذف این کتاب و چهارتا عنوان دیگه به هیچ کجا نمیرسیم...
نقل قول  
tankamanee
Member
عرض کنم که یادم نمیره سر کلاس که بودیم ؛ به استادمان گفتیم که استاد خوشا به حالت که این چنین کتابی نوشتی (کتاب حسابداری صنعتی 2 بودش) ((البته همگی بچه ها از روی .......))!!! گفتیم ، ایشون گفتند که اسمم به چه درد میخوره که روی کتاب باشه ، الان نزدیک 20 میلیون تومن پولم را نداده ناشر کتاب...
نقل قول  
mehdi_master
Member
دوست عزیز!
من قصد "کم لطفی" نسبت به کسی رو نداشتم. اعتراض به یک عمل خاص ربطی به سایر فعالیت ها یا رفتار شخص انجام دهندش نداره.
نقل قول:
من منکر تضییع قاون کپی رایت نیستم و نبوده ام ولی بد نیست شما تذکری هم به ناشرین محترم بدهید که بی اجازه بی صدا و در نهایت خونسردی حق نویسنده ای را میخورند سوی چشم مترجمی را میبرند و اثری را تجارت میکنند! نیم تذکری به مسئولین بدهید که دنیای کپی رایت را "فانتزی و محصول غرب" میدانند و نهایتا به کاربران بینوایی تذکر دادن معقول است که به دنبال تحقیق و مطالعه هستند!
در دیاری میتوان سنگ کپی رایت را به سینه زد که اهالیش و سردمدارانش دغدغه ی کپی رایت داشته باشند.

به نظرم همه به راحتی مغلطه رو از استدلال تشخیص می دیم. بنده عرض کردم رعایت نکردن حقوق ناشر و نویسنده و انتشار غیرمسیولانه کتاب غیراخلاقیه. شما می فرمایید چون ناشر حق نویسنده رو می خوره و چون مسؤلین کپی رایت رو به چیزی نمی گیرند، ما هم حق داریم کپی رایت رو (اون هم به این فرم ناجوانمردانه!) نقض کنیم. اگر ناشری حق نویسنده رو می خوره (که باید موردش رو دقیقا مشخص کرد) باید با یه روند قضایی بهش رسیدگی کرد. نه اینکه تخلف ناشر رو (که بعید می دونم در مورد این کتاب اتفاق افتاده باشه) با این روش تلافی کنیم! با این مغلطه اصولا هر عمل غیراخلاقی قابل توجیهه چرا که: بسیاری افراد دیگه اعمال غیراخلاقی بروز می دن، بنابراین ما هم حق داریم این کار رو بکنیم! انتقاد شما به ناشران یا مسؤلین وارده و باید مطرح بشه. اما این مطلقا ً جوازی برای انتشار بی در و پیکر یه کتاب زنده (که داره روی قفسه کتاب فروشی ها نفس می کشه) نیست. ضمناً اینکه مسؤلین در عصر حجر به سر می برند و کپی رایت رو "فانتزی" می دونن گرچه دردناکه ولی ربطی به عرض بنده نداره. من پیشنهادم اینه که خودمون (که بیشتر از کل مسؤلین کشور دغدغه کتاب داریم) حداقل حق چاپ رو برای کتاب هایی که به وفور و با قیمت نسبتاً ارزان پیدا می شن رعایت کنیم. این ساده ترین کار ممکنه!
اطلاعاتتون درباره حذف کتاب های کاغذی و روی آوردن به کتاب های الکترونیک کاملا مفید بود اما فکر نمی کنم اینها در جهت تایید انتشار "رایگان" و بدون مجوز از ناشر باشن. باز هم عرض می کنم اینکه ما از نظر تکنیک نشر عقب مونده ایم یا سردمداران کشورمون دغدغه کتاب و نشر ندارند به هیچ وجه توجیه مناسبی برای این کار نیست.
البته من واقعا متوجه نشدم کجای بحث بر سر کپی رایت به نظز شما "پوچ" رسیده!
نقل قول  
ebrahimf
Member
برادر عزیز!
من خیلی مواقع این مباحث به زعم خودم پوچ بر سر کپی رایت را میبینم و بیشتر اوقات سکوت اختیار میکنم!
ولی این بار واقعا دیگه نمیشه! داریم در حق این برادر بزرگمون خر تو خر بخوانید (بزرگ مرد دنیای کتاب های الکترونیک فارسی و احیاگر مجدد کتابناک) کم لطفی میکنیم!
من منکر تضییع قاون کپی رایت نیستم و نبوده ام ولی بد نیست شما تذکری هم به ناشرین محترم بدهید که بی اجازه بی صدا و در نهایت خونسردی حق نویسنده ای را میخورند سوی چشم مترجمی را میبرند و اثری را تجارت میکنند! نیم تذکری به مسئولین بدهید که دنیای کپی رایت را "فانتزی و محصول غرب" میدانند و نهایتا به کاربران بینوایی تذکر دادن معقول است که به دنبال تحقیق و مطالعه هستند!
در دیاری میتوان سنگ کپی رایت را به سینه زد که اهالیش و سردمدارانش دغدغه ی کپی رایت داشته باشند.
فرمایشاتت همه متین است ، ولی بیا جای از کپی رایت گفتن به آمار مطالعه ی جهانی نگاهی بیانداز. ببین ایران کجای آمار است؟!؟ اگر اشک روانه ی چشمانت شد و دلسوزیت کولاک کرد ببین کشور های نخست آمار چه کرده اند؟!؟
چاپ کتاب کاغذی را اندک اندک به دست فراموشی سپرده اند و دارند از کتاب الکترونیک با محافظت DRM استفاده میکنند! جای چاپ کتاب های گران قیمت گزافی که مشتریش قفسه های کتاب فروشی هاست و تنها دست خاک ورقشان میزند بسیار!
آمازون را که میشناسید؟
بزرگترین فروشگاه اینترنتی جهان روزگاری کتاب فروشی بود و از انجا به اینجا رسید هنوزهم هست و بسیار هم شکوهمند است. با وسیله ی کوچکی(کتابخوان) به قیمت مناسب که کیندل نام دار مشتریان کتاب هایش را آنچنان ثابت و روز به روز فزاینده نگه داشته که نه تنها دیگر کسی سراغ کتاب کاغذی نمیرود و جیبش کمتر غارت میشود بلکه میتواند از امکانات رایگان این وسیله استفاده کند.
شخصا ازین فروشگاه بیش از 500 عنوان کتاب به مناسبت های مختلف دریافت کرده ام که ارزش حدودیش بیش از 5000 دلار است! این ها حق کپی رایت ندارد؟!؟! یا شاید نمی فهمند؟!؟
آ«ها می فهمند کپی رایت چیست و متاسفانه ما نمیفهمیم!
عرایض در جهت نفی قانون یا تایید این کار نیست بلکه فقط درد ودلی بود که باید میشد و جا داره اینجا باز ازین مرد بزرگ بقول دوستان کبیر مرد تشکر کنم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You