Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

رنج های بشری و درآمدی بر مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری

رنج های بشری و درآمدی بر مناسبات مدنی جوامع باستان و غلبه سلطه‌گری

دردهای ما برقرار خواهد بود تا زمانی که از شخصیت‌های مذهبی یا ملی یا سیاسی یا تاریخی، قهرمان‌های خیالی می‌سازیم و آنان را به سرای نقدناپذیری و مطلق‌اندیشی سوق می‌دهیم. آنان که ما را بر سرِ دار بردند و باز هم خواهند برد، بت‌های مقدسی هستند که خودمان با تحقیر و تخریب هر کسی که قصد نقد آنها را داشت، ساختیم و پرداختیم...

آنچه تاکنون در سلسله گفتارهای کوتاه «رنج‌های بشری» نوشته شد، نمونه‌ها و مصداق‌هایی از رنج‌های تاریخی بشر بود. رنج‌هایی که به گمان نگارنده نمی‌باید فدای تار موی پادشاهان شوند. نمونه‌هایی از رنج انسان‌ها بر اثر سلطه سلطه‌گرانی که همگی خود را نماینده خدا بر روی زمین می‌دانستند و انسان را به چشم منبعی لایزال برای بهره‌کشی می‌نگریستند. بیشتر نمونه‌های رنج‌های بشری از میان رفتارها و کردارهای کورش و هخامنشیان و دین‌ورزان زرتشتی انتخاب شدند؛ چرا که آنان نه تنها جزو رنج‌آورترین‌ کسانی بوده‌اند که انسان به خود دیده است، که در دهه‌ها و سده اخیر، تبلیغات و غلوهای زیادی پیرامون آنها ساخته و پرداخته شده و به ناروایی و برای مقاصد سلطه‌گری از آنان چهره‌ای آرمانی و مبتنی بر صلح و انسانیت و حقوق بشر ساخته شده است. نگارنده برای نشان دادن این نمونه‌ها از منابع گوناگونی استفاده کرد. از همه مهمتر، به کتیبه‌ها و اظهارات شخص پادشاهان و متون برجای مانده از موبدان زرتشتی روی آورد که جزو اسناد معتبر دست اول بشمار می‌روند. سپس به گزارش‌های مورخان کلاسیک و میانه و نیز همچنین به نظرات پژوهشگران و دانشمندان متأخر، و تا حدودی به شواهد باستان‌شناختی استناد جست. نگارنده برای نشان دادن این نمونه‌ها از منابع گوناگونی استفاده کرد. از همه مهمتر، به کتیبه‌ها و اظهارات شخص پادشاهان و متون برجای مانده از موبدان زرتشتی روی آورد که جزو اسناد معتبر دست اول بشمار می‌روند. سپس به گزارش‌های مورخان کلاسیک و میانه و نیز همچنین به نظرات پژوهشگران و دانشمندان متأخر، و تا حدودی به شواهد باستان‌شناختی استناد جست.
با اینکه این نوشتارها موجبات تعدی عده‌ای را فراهم کرد و هر یک به روشی متفاوت سعی بر توقف این روشنگری‌ها داشتند، اما نگارنده بی‌توجه به تهدیدات و تعدیات، اعلام کرد که تنها راه ممکن این است که دلایلی در رد منابع فعلی و یا منبعی در تعارض با منابع فعلی، عرضه شود. پاسخ این درخواست تاکنون سکوت بوده است.
برخی نیز بیان کردند که «مردم ما نیاز به چنگ انداختن به یک هویت دارند». گویی که مردم تاکنون هویتی نداشته‌اند. آیا هویتی که متکی به دروغ و جعل منابع باشد، چه ارزشی را داراست و به چه کاری جز سلطه‌گری نوین خواهد آمد؟ کشوری که تاریخ و فرهنگ پرافتخارش آکنده از شخصیت‌ها و رویدادهای برجسته سیاسی و فرهنگی و هنری و حتی پادشاهانی تا اندازه‌ای سازنده و پشتیبان فرهنگ بوده است، چه نیازی به جعل شخصیت و رویداد دارد؟ چرا و به چه دلیل می‌باید بجای توجه به شخصیت‌ها و رویدادهای افتخارآمیز به کسانی دل بست که در کارنامه آنان جز جهان‌گشایی و سلطه‌گری و ارمغان آوردن رنج و درد برای مردم، چیز دیگری وجود ندارد؟
نگارنده همچنین در کنار همه اینها و برای احتراز از یک رویکرد احتمالی غیرمنصفانه، در چندین نوبت درخواست و دعوت کرد که برای سخنان و اعمال افتخارآمیزی که به کورش منسوب شده و نَقل و نُقل محافل است، منبعی تاریخی عرضه شود. پاسخ این دعوت نیز تنها سکوت بوده است.
سپس درخواست و دعوت شد که بجز ادعاهای منسوب شده به کورش، چنانچه کسی در منابع دست اول تاریخی، هرگونه عمل افتخارآمیز و شایسته و انسانی از سوی کورش سراغ دارد، با قید کتاب‌شناسی به اطلاع نگارنده برساند. پاسخ این دعوت نیز همچون دعوت‌های قبلی تاکنون سکوت بوده است.

با توجه به نکات بالا، آشکارا دانسته می‌شود که دست مداحانی که سفره شبه‌روضه‌خوانی برای کورش و هخامنشیان پهن کرده‌اند و از آنان و حکومت‌هایشان شخصیت‌هایی انسانی و آرمانی ساخته‌اند، تا چه اندازه خالی است و تا چه اندازه بر موهومات و اشخاص ساده‌دل و خرافه‌‌باور تکیه دارند. ساده‌دلانی که تصور می‌کنند دخیل بستن به ضریح کورش و ساختن یک امامزاده قلابی، کلید گشایش مشکلات جامعه امروز است.
این روند موفقیت‌آمیز که از یکسو متکی بر بیان واقعیت‌های مستند و از سوی دیگر نشان دادن دست خالی کورش‌پرستان بود، موجب شد که بسیاری از اشخاص دانا متوجه واقعیت‌ها شوند و ذهن‌های خردمند بسیاری به تأمل و اندیشه فرو رفتند و به تدقیق در منابع روی آوردند. تأمل در اینکه گویا چهره‌ای که از کورش و هخامنشیان ساخته و پرداخته شده، رنگ‌آمیزی کردن کفتاری کریه بوده است. رنگ‌هایی که اکنون به مرور خشکیده و پوسیده شده و چهره کریه و دندان‌های تیزی از میان رنگ‌های فرو ریخته آن آشکار شده است. اینکه در این مدت کوتاه به شدت از حجم وبلاگ‌ها و ایمیل‌ها و نوشته‌های خرافاتی مبتنی بر آریاانگاری و کورش‌پرستی کاسته شده، یکی از دستاوردهای روشنگری‌های اخیر است.
البته این دستاوردها موجب خشم و خروش و تهدید و چماق‌کشی عده‌ای از کورش‌پرستان نیز شد که با این اعمال خود بر موفقیت و تأثیر شگرف ما در سطح جامعه صحه گذاردند. اعمالی که ناشی از ناتوانی در پاسخگویی مستند و سنجیده بود. آنان همچنین همراه با هتاکی‌ها و انواعی از رفتارهای کورش‌مآبانه خود ناچار به بازگویی و در نتیجه تبلیغ نوشته‌های نگارنده نیز می‌شدند. در نتیجه از آنان برای اینکه در گسترش سلسله‌ نوشته‌های رنج‌های بشری نقش داشتند، صمیمانه سپاسگزارم.
توجه به نمونه‌هایی که تاکنون از جنایات و اعمال ضد بشری کورش و هخامنشیان و نیز زرتشتیان و ساسانیان آورده شد، و نشان دادن نقش ممتازی که آنان و حکومت دینی‌اشان در نابودی فرهنگ و تمدن و هستی مردم ایران و حتی نابودی دیگر تمدن‌های بشری بر عهده داشته‌اند، نشان می‌دهد کسانی که سنگ آنان را به سینه می‌زنند یا اشخاصی متمایل به خوی تجاوزگری هستند و یا ساده‌دلانی محتاج به ترحم.
برای گروه اول متأسفم که درب قوطی حقه‌اشان گشوده شده است. و برای گروه دوم نیز خشنودم که خواب و خیال خوش و رؤیایی‌اشان آشفته گردیده است. آینده زیبای میهن ما را «بیداری» رقم می‌زند و نه خواب‌های خوش. (دکتر رضا مرادی غیاث آبادی- http://www.ghiasabadi.com)

منبع : http://ghiasabadi.com/human-sufferings-book.html

حق تکثیر:
تهران: نشر پژوهش‌های ایرانی، ‏‫۱۳۹۱.‬

» کتابناکهای مرتبط:
زرتشت و تعالیم او
متن های پهلوی
زن در حقوق ساسانی

نسخه ها
3.6 / 5
با 58 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 19
۱۳۹۱/۰۵/۱۵


پاسخنگارش دیدگاه
یکی از مشخصه های اثر تاریخی و نویسنده اش که این دو را جاودانه می کند رعایت انصاف و بی غرضی است مگر می شود یک انسان همه ویژه گیهایش بد باشد و هیچ وجه مثبتی نداشته باشد و عکس این قضیه نیز صادق است یعنی هیچ شخصیتی عاری از هرگونه عیب و ایراد باشد مورخین قبلی ما در مورد شخصیتهای مورد خطابشان آنقدر افراط نموده اند کنش و رفتار شخصیتها را از زمینی بودند خارج نموده و آنها را در جایگاه فرا انسانی و فرا زمینی قرار داده اند و باور کنید اگر خود این شخصیتها که می توانند دینی یا سیاسی باشند اگر امروز زنده بودند خودشان را به این خصوصییاتی که به آنها نسبت می دهند خود را نمی شناختند و از طرف دیگر افرادی دیگری مثل ناصر پور پیرار(بنا کننده) و رضا مرادی غیاث آبادی با انگیره و یا بدون انگیزه پیدا می شوند بدون پشتوانه علمی و تاریخ نویسی و علم تاریخ و باستان شناسی نوشته های قبلی را بکل رد کرده و آن شخصیتها را بت فرض کرده و نویسندگان آنها را بت ساز و به آنها و اثرشان حمله نموده و با بدست گرفتن کلنگ می خواهند بقول خودشان با بتها و سازندگان آن مقابله کنند در صورتیکه واقعیت چیز دیگری است با مطالعه نوشته های امثال مثل پور پیرار و غیاث آبادی به این نتیجه می رسی که شخصیتهای مثل کوروش و داریوش و کلاً پادشاهان هخامنشی مخصوصاً کوروش هیچ جنبه مثبتی نداشته اند و اینها هر کاری را انجام داده اند و یا می دادند غلط بوده و ما امروز هر مشکلی که در جامعه ای مان داریم از نتیجه کار آنها است و از طرف دیگر می بینیم مورخین گذشته ما هر چه در مورد این شخصیتها نوشته اند همه پاکی و نیکی این شخصیتها بوده و هیچ حتی کوچکترین مورد ایراد مطابق نوشته های این افراد به آنها وارد نیست یعنی ما یا از این وری افتاده ایم و یا از آن وری و نقطه تعادل نداریم بله دوستان وقتی مورخین ما و یا اصلاً پا را فراتر می گذارم مردم ما منصف نباشند و در مورد مسائل و ارائه آن جانبدارانه برخورد نمایند و قضاوت مغرضانه داشته باشند این عمل باعث خواهد شد ما در درجه اول به خودمان ظلم نموده در مرحله بعد به شخصیتهای علمی ، تاریخی ، دینی و......... مان نیز ظلم خواهیم کرد و بدترین قسمت کار در این است ظلم به آنها نتیجه اش ظلم به خودمان در سطح بسیار وسیع خواهد بود و در نهایت دودش به چشم خودمان و مخصوصا" آینده گان خواهد رفت مثلاً امروز با اشاعه نظرات این دو عزیز در مورد امپراطوری جهانی هخامنشی و شخص کوروش بنیان گذار این امپراطوری بزرگ که به احتمال قوی در پاسخ به مثبت اندیشان بوده و ناشی از عصبیت تاریخی آنها به مثبت اندیشان بوده خدا کند این موضوع صادق باشد و خدای ناکرده انگیزه ای دیگری آنها را وادار نکند چنین نظریه و نوشته ای را ارائه دهند امروز چه منافعی برای ایران و ایرانی خواهد داشت بنظر بنده بهترین کار قضاوت آگاهانه و بی غرض و رعایت انصاف در همه حال بوده که این باعث می شود در جامعه بر خلاف مثبت مطلق اندیشان بت تولید نشود و از طرف دیگر باعث جلوگیری از عصبیت تاریخی و ظاهر شدن ارزشهای واقعی شخصیتهای یک کشور شده و ظلم به جامعه و آن شخصیتها نمی شود.
پایدار باشید.
نقل قول  
872611019
Member
اقای رضا مرادی غیاث ابادی بعد از سر هم کردن این اراجیف ضد ایرانی احساس خائن بودن به ایران و بی وطنی بهت دست نداده واقعن که شرمت باد ننگ و نفرین بر هر چه بی وطن وطن فروش قلم به مزد بی سواد خائن همچون تو .
نقل قول  
elsever
Member
tirt
نقل قول:
کتابناک سایتی است ایرانی و متعلق به ایرانیان. تبلیغ علنی و آزاد افکار و آرای ایران‌ستیزانه و شبهه‌افکنی در تاریخ و تمدن ایران به دست افرادی خاص و با حمایت برخی اسپانسرها، با هیچ معیار و منطقی سازگار و پذیرفتنی نیست.

عزیز دیگر حنایت رنگی ندارد و نقابت افتاده و دیگرگونه نشان دادن خودت فایده ای ندارد پس دیگر خود کاسۀ داغ تر از آش نشان نده !
همانطور که قبلا نیز یادآوری کردم خضرتعالی و همفکرانت که از کوههای قندیل فرمان می برید و فکر می کنید با ترک ستیزی به اهداف شوم خود رسیده و آن نقشۀ کذایی را عملی خواهید ساخت ولی هیچ وقت با این کارهای منافقانه به جایی نخواهید رسید
نقل قول  
fuzuli
Member
تریتا:آخر بین بوعلی سینا و کورش بزرگ چه وجه تشابهی وجود دارد که آن دو را با هم مقایسه می‌کنی؟!
فضولی: راست گفتی . بین پرستنده مردو بزرگ و نابغه شرق ( ابوعلی سینا) و عارف یکتاپرست هیچ شباهتی وجود ندارد.
نقل قول  
trita
Member VIP
نقل قول از fuzuli:
شاید تنها فرد شناخته شده ایرانی که کناب هایش مورد تحستین اروپائیان بوده است شیخ الرئیس ابوعلی سینا بود که کتاب های پزشکی ایشان چند صد سال جزو کتب درسی اروپائیان بود نه کورش.

آخر بین بوعلی سینا و کورش بزرگ چه وجه تشابهی وجود دارد که آن دو را با هم مقایسه می‌کنی؟!
-------------------------------------
«حتی تا به امروز نیز بیگانگان (ایرانیان) در داستان‌ها و نغمه‌های خود نقل می‌کنند که کورش ذاتاً بسیار سخاوتمند و خیرخواه و دانش‌دوست و بلندهمت بود، به طوری که در برابر هر گونه سختی و رنجی بردباری می‌کرد و با هر گونه خطری رویارو می‌شد. (کسنفن، کوروپدیا، یکم/1/2)» «کورش اتباع خویش را همچون فرزندانش گرامی و پاس می‌داشت و آنان نیز، به سهم خویش، کورش را همچون یک پدر گرامی می‌داشتند. (همان، یکم/8/8)».
«او مردی نیک‌بخت بود، در میان مردمانش صلح برقرار کرد [...]. او به سبب درست‌اندیشی‌اش عنایت و حمایت خدایان را به دست آورده بود (آخیلوس، پارسیان، 770-765)»
«مردم پارس، کورش را «پدر» می‌خواندند و در میانشان، هیچ کس یارایِ برابری با وی را نداشت. (هردوت، تواریخ، سوم/ 89، 160)»
«کورش در میان مردان روزگار خود در دلیری و هوشمندی و فضائل دیگر، ممتاز و سرآمد بود. کورش نه تنها مردی دلیر در نبرد بود، بلکه در رفتار با اتباعش با ملاحظه و مهربان بود، و از این رو پارس‌ها او را پدر می‌خواندند. (دیودروس سیکولوس، کتابخانه‌ی تاریخی، نهم/1/22، نهم/1/24)»
-------------------------------------
کتابناک سایتی است ایرانی و متعلق به ایرانیان. تبلیغ علنی و آزاد افکار و آرای ایران‌ستیزانه و شبهه‌افکنی در تاریخ و تمدن ایران به دست افرادی خاص و با حمایت برخی اسپانسرها، با هیچ معیار و منطقی سازگار و پذیرفتنی نیست.
نقل قول  
fuzuli
Member
ظاهرا ، نمی دانم چرا همه به یک شخص بنام کورش چسبیده اند و از رجال دیگر ایرانی چیزی نمی گویند. در حالی که زندگی او قرن ها با ما فاصله دارد. داستان کودکی او و توطئه آستیاگس برای کشتن او توسط یک یونانی که پا به ایران نگذاشته و سال ها بعد از مر گ کورش با پول ساتراپ های ایرانی کتاب نوشته تاکید دارند؟‌سخنان ائمه و پیامبر اسلام را بنام او رقم می زنند و نصایح و و صیتنامه جعل می کنند و سرود و آهنگ " بخوان و گریه کن " برایش می سازند.
در حالی او خود را پزستنده ی مردوک بزرگ معرفی کرده است و استوانه او نیز بدست کاهنان بابلی و به شیوه دیگر شاهان بابلی که سالنامه می نوشتند و از اعمال خود به خدایان گزارش نامه تهیه می کردند ، نوشته شده است.
تکلیف جانشیان کورش نیز مشخص است کمبوجیه که گرفتار نفرین گاو آپیس مصری است و در راه ( به احتمال زیاد بدلیل توطئه داریوش ، رئیس گارد کورش و شاه آینده و داماد او) می میرد. گئومات نام خائن می گیرد و با توطئه هفت نگهبان پارسی به قتل می رسد . شورش و انقلاب علیه بی دادگری های هخامنشیان بیشتر ساتراپ نشین ها را فرا می گیرد و داریوش سه سال تمام با بیرحمی به کور کردن و بینی بریدن و کندن چشم و زنده بردار کردن می پردارند و اعمال خشایارشا و دیگر شاهان و کینه یونانیان و شکست سربازان هخامنشی در نبرد ماراتن و گوگمل و کشته شدن هزاران ایرانی در صحرای افریقا و .. هم معلوم است.
نقل قول  
fuzuli
Member
حامد9811:بنده هیچ تعصبی نسبت به کوروش و... ندارم اما این که این افراد تمام وقت را صرف تخریب کوروشی که هزاران سال قبل زندگی می کرده می گذارند چه دلیلی دارد؟ شایدکوروش شاید تنها ایرانی ای باشد که همه ی جهانیان به او افتخار می کنند.شخصیت والای این فرد در تمام نسخ تاریخی تایید شده.چه کسانی شخصیت و کردار این فرد را رقیب خود می دانند؟جواب را شما بدهید.

فضولی: دوست گرامی، شاید تنها فرد شناخته شده ایرانی که کناب هایش مورد تحستین اروپائیان بوده است شیخ الرئیس ابوعلی سینا بود که کتاب های پزشکی ایشان چند صد سال جزو کتب درسی اروپائیان بود نه کورش.
نقل قول  
اتيلا
Member
این روزها بیشتر شاهد محققان ازاد اندیشی هستیم که با تحقیقات خود نشان میدهند که انچه را که در این صد سال اخیر به نام تاریخ به خورد ملت مظلوم ایران داده اند اوهام و خیالات و پایه های یک برنامه ای است که استعمارگران برای رسیدن به اهداف خود انها را ایجاد کرده اند تا در صورت نیاز براحتی از ان استفاده کنند و مردم خاورمیانه و بخصوص ایران را مجبور ب کنند انطور که میخواهند فکر کنند .
و هر وقت لازم باشد انها را که شیفته تاریخ جعلی شده اند را از طریق برملا کردن تاریخ جعلی تحت فشار بگذارند . امید است ملت ایران یاوه ها و چرندیات استعمار را قبول نکنند و هویت واقعی خود را باز یابند .
درود بر استاد غیاث ابادی
نقل قول  
sss0100
Member
درود بر غیاث ابادی مورخ منصف و شجاع
نقل قول  
kaydan
Member
غیاث آبادی متاسفانه از اون افرادی هست که تنها به فکر منافع خودشه! با این شخص توی فیس بوک بحث کردم وقتی پاسخی نداشت بهترین کار رو این دیدن که مخاطب رو مسدود کنند!
البته بعید نیست چون چندسالی میشه که دیگه اساتید تاریخ و باستان شناسی بهشو پشت کردن و گفتارش رو قبول ندارندو ایشون هم از روی ناچاری دست به دامن توهین و فحاشی به ایران و ایرانی و تاریخ ایران شده اند! جالب اینجاست که وقتی ازشون سوال کردم پس چرا چاپخانه نوید(جناب نویدگویی)همچنان کتابهای قدیم شما رو تجدید چاپ می کنند در حالی که شما در کتابهای اخیرتون ادعای دیگری دارید شما اعتراضی نمی کنید؟!
از جناب غیاث آبادی خواستم که اگر نتوانند برای ادعاهای اخیرشون سند و منبع آکادمیک و تاریخی بیاورند باید قول دهند که از جناب نوید بخواهند که دیه کتابهای چاپ قدیم ایشون رو منتظر نکنند!ایشون هم چون پاسخی برای گفتن نداشتند بهتر دیدن مخاطب رو مسدود کنند!
به هر حال کل تالیفات جناب غیاث آّادی که روی هم 700 صفحه نمی شوند رو برسی کنی خواهید دید چیزی بجز دزدی ادبی از آثار بزرگانی همچون استاد شاپور شهبازی، استاد علی سامی،استاد فریدون جنیدی،استاد عزت الله نگهبان و تالیفات مستشرقین اروپایی همچون اومستد،هرتسفلد،گریشمن،کامرون،ویسهوفر و...دیگران نیست که بدون ذکر نام این دانشمندان از کتابها و تالیفات آنان سرقت ادبی نموده و در چهار جزوه به نام خود بزیر چاپ برده اند!!
وقتی افرادی همچون غیاث آبادی نام باستان شناس و تاریخدان بر روی خود بگذارند باید بحال جامعه ایرانی افسوس خورد!(کسی که حتی تحقیقات همسر قدیم خود را نیز به نفع شهرت خود سرقت می نماد!)

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You