Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

ماندارن ها - جلد 2

ماندارن ها - جلد 2

ماندران ها یک رمان دو جلدی حجیم هست . در مورد افراد روشن فکر بعد از جنگ کسانی که از یک سو در فضای ادبی هستند و از سوی دیگر عقاید سیاسی چپ گرایانه ای دارند ولی کاملا هم درگیر کمونیست نشده اند . ماجراها و احساس چنین افرادی هست بعد از جنگ .
رمان «ماندارن‏ها» در سال 1954 (1333)، منتشر شد و جایزه ادبى «گنکور» را نصیب نویسنده کرد. واژه «ماندارن» ریشه مالزیایى دارد و در امپراطورى چین به کارمندانى اطلاق می شد که از طریق کنکور میان افراد تحصیل کرده انتخاب می شدند. بعدها به ویژه در زبان فرانسه این واژه در مورد افراد مهم و بانفوذ از جمله متخصص‏ها و استادان دانشگاه به کار رفت و امروزه به برگزیدگان علم و ادب و سیاست اطلاق می شود. معادل این واژه در فارسى «پایوران»، «برگزیدگان» و یا «نخبگان» است. البته «ماندارن‏ها» مفهوم خاصى در زبان فرانسه دارد که مورد نظر نویسنده بوده - چون این واژه گاه با مفهوم کنایه ‏آمیز نظیر «گل سرسبد»، کاربرد دارد. نظر نویسنده نیز بیشتر جنبه طنز و انتقاد است. این واژه به روشنفکران سرگردان فرانسوى پس از جنگ جهانى دوم اشاره می کند؛ کسانى که هنوز راه خویش را پیدا نکرده‏ اند و هنوز نمی دانند به درستى خواهان چه هستند.
رمان دو جلدى «ماندارن‏ها» که می ‏توان آن را زندگی‏نامه‏ اى داستان ‏وار از نویسنده دانست ، راوىِ سرگذشت گروهى از روشنفکران و صاحب‏نظران سال‏هاى پس از جنگ جهانى دوم است.
موضوع یا جانمایه اصلى و محورى این رمان، سرگشتگى و بلاتکلیفى نسل روشنفکر فرانسه است. نسلى که به آرمان‏هاى کمونیستى یکدیگر اعتماد و اطمینان ندارند. اعضاى تحریریه یک روزنامه چپ‏گرا بر سرِ علنى کردن مخالفت خویش با روش‏هاى نوین استالین در شوروى، اختلاف نظر دارند.
انتقاد از شیوه تنبیهى استالین در پى برپایى اردوگاههاى کار اجبارى در نظر بسیارى از چپ‏روان فرانسه به معناى همدستى و پیروى از سیاست‏هاى چپ‏ ستیز آمریکاست. یکى از شخصیت‏هاى محورى رمان به نام «هانرى» تردیدها را پس می ‏زند و در مقاله ‏اى جنجال‏ برانگیز به مخالفت علیه نظام کمونیستى شوروى برمی خیزد. این مقاله، بازتاب‏هاى گوناگونى دارد که بیشترشان صنفى و انتقادآمیز است: «هانرى احساس کرد وحشت گلویش را می فشرد. تا به حال چیزهایى در باره این اردوگاهها به گوشش خورده بود، ولى به طور نامشخص ... لانبر گفت: اردوگاههاى کار اجبارى پدیده‏اى تصادفى نیست و می توان امیدوار بود که روزى برچیده شود. برنامه سرمایه‏ گذاری هاى دولت شوروى براى عملى شدن، نیاز به کار دارد که جز با کار اضافى امکان‏پذیر نیست. اگر مواد مورد مصرف کارگرهاى آزاد از سطح خاصى پایین‏تر بیاید، تولید هم کاهش می ‏یابد. بنابراین دست به ایجاد طبقه خرده پرولتاریایى زده ‏اند که در برابر حداکثر کار، حداقل دستمزد را به اندازه ‏اى که زنده بمانند دریافت می ‏کنند. ایجاد چنین ساختارى امکان‏پذیر نیست مگر با تأسیس اردوگاه هاى کار اجبارى.» (جلد اول، ص‏559)
دوستان «هانرى» برپایى اردوگاه هاى کار اجبارى را براى او و براى خودشان، این گونه تعریف و توجیه می ‏کنند. اما «هانرى» عقاید ضد استالینی اش را در نشریه‏ اش منعکس می ‏کند و وانمود می ‏کند که خشم چپ‏ ها و خشنود کردن دست‏ راستی ‏ها برایش فرقى نمی کند. او خودش را منتقد کمونیسم شوروى می ‏داند چرا که یقین دارد، سیاست استالین در حال پایمال کردن بسیارى از حقوق ابتدایى انسان‏ها در اردوگاه هاست:
«نادین نگاه یخ‏زده‏ اى به هانرى کرد و گفت: «همه دست‏ راستی ‏ها گلبارانت می ‏کنند؛ این آزاردهنده است.» ولى نادین، تو جداً فکر می ‏کنى که سرتاسر این مبارزه ترفندى بوده تا خودم را به جناح راست نزدیک کنم؟ ابلهانه است. اگر من می خواستم به راستی ‏ها بپیوندم، تا به حال این کار را کرده بودم!» (جلد دوم، ص‏745)
هم‏ خانگى «هانرى» و «پل» بَدَل داستانی شده هم‏ خانگى «دوبووار» و «سارتر» است. آنها به قول خودشان به آزادى یکدیگر احترام می گذارند و معتقدند با هم‏ بودن‏شان دلیل قانع‏ کننده ‏اى براى متعهد ساختن‏شان [به ضوابط و قیود همسرى ]نیست. «هانرى» عاشق «پل» نیست و دوگانگى درون و برونش، از او شخصیتى متزلزل و بی ثبات ساخته است: «حتى زمانى هم که عاشق پل بود، همیشه ترجیح می ‏داد توى چهاردیوارى خودش تنها باشد و همیشه به «پل» می ‏گفت: «هر وقت دلت بخواهد می توانى از اینجا بروى» و او تا به حال نتوانسته بود این کار را بکند.» (جلد اول، ص‏17)
فصل آخر رمان به دست و پا زدنِ «آن» در گرداب انتخاب زندگىِ ملال‏ آورى که در جریان است یا مرگى که دلبرانه به او لبخند می ‏زند، اختصاص دارد.

قسمت های زیبایی از کتاب
نام هایی که به وقایع گذشته داده می شود هیچ مهم نیست ، آنچه اهمیت دارد آینده است
دنیای بدون ادبیات و هنر به طرز وحشتناکی غم انگیز است .
من زنده ام و دوستت دارم : این خودش خیلی چیزهاست .
زندگی را نمی شود به قطعات ریز تقسیم کرد باید آن را یک جا پذیرفت .

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌: دن‍ی‍ای‌ ن‍و، - ۱۳۸۲

» کتابناکهای مرتبط:
ماندارن ها - جلد 1
خرده جنایتهای زناشوهری
تصاویر زیبا

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 8 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 270
4.5 / 5
با 30 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 2
۱۳۹۱/۱۰/۰۲


پاسخنگارش دیدگاه
arminjoon
Member
برای این که آدم کسی را عاشقانه دوست داشته باشد ، باید سخت به هیجان بیاید ، وقتی بازی دو طرفه باشد ، ارزش انجامش را دارد ، ولی اگر قرار باشد آدم به تنهایی بازی کند ، بازی احمقانه می شود .

ماندران ها ( جلد 2 ) / سیمون دوبووار / پرویز شهدی
نقل قول  
l30n
Member
خرتوخرآ! اگر روزی دوباره از اینجا رد شدی لینکی بر ما بندگان عنایت بفرما : الهی آمین


این دیدگاه در تاریخ 1391/12/11 توسط tankamanee ویرایش شده است

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You