Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی خرید کتاب زبان دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

تصاویر زیبا

((سینه ریزی را به گردن لورانس می آویزد: «خوشت می آید؟»
جواهری دلفریب و درخشنده، با طرحی ساده اما بی نهایت گرانقیمت.
زن در خود فرو می رود. اگر امروز صبح مشاجره نکرده بودیم محال بود ژان شارل چنین هدیه ای برایم بخرد. در واقع این یک غرامت است. یک عمل نمادین، یک محبت بدلی. جای خالی چه چیزی را می خواهد پر کند؟ چیزی که دیگر وجود ندارد؟ پیوندی صمیمی و گرم که باعث می شود نیاز به هیچ هدیه ای نباشد؟))

رمان تصاویر زیبا اثر سیمون دوبوآر، داستان زندگی زنی به نام لورانس است که بر اساس قوانین اجتماع، جوری می زید که با کیستی واقعی اش تطابق ندارد. او نمی داند برای طغیان علیه زندگی ای که او را با خودش غریبه کرده است چه باید بکند. معشوق می گیرد اما دیری نمی پاید که می فهمد شوهرش و معشوقش به یک میزان خوب هستند و این چیزی که او را چون خوابگردی در دنیا سرگردان ساخته چیز دیگری است. در پایان کتاب لورانس تصمیم می گیرد که فرزندانش را به گونه ای متفاوت با اصول قراردادی محیطش تربیت کند، آخرین جملات کتاب حس تلخی را به ذهن متبادر می سازند:
((لورانس موهایش را برس می کشد، کمی آرایش می کند. در حالی که به تصویرش در آینه که رنگ پریده و گرفته و خسته است خیره شده است در دل می گوید: دیگر از من گذشته، ولی بچه ها نباید شانس شان را از دست بدهد. چه شانسی؟ حتی خودش هم نمی داند.))

این حس تلخ از اینجا نشات می گیرد که لورانس علی رغم تمام تجربه ها و این در آن در زدنهایش نمی داند فاصله گرفتن از خویشتن حقیقی خویش است که او را ملول ساخته، او می داند که خوشبخت نیست و خوشبخت زندگی نکرده و می خواهد از تکرار سرنوشت خودش برای بچه هایش جلوگیری کند، می داند که باید طغیان کند اما قسمت تلخ ماجرا اینجاست که نمی داند چگونه، نمی داند که باید خودش باشد و به فرزندانش هم همین را یاد دهد.

تصاویر زیبا یک عکاسی از جامعه است، مجموعه ای است از تصاویر زیبا، ولی تلخ. تصویر سینه ریز درخشنده و گرانقیمت که با دستان ژان شارل بر گردن لورانس آویخته می شود، اگرچه تصویری زیباست ولی تلخی محبتی بدلی و فقدان صمیمیتی واقعی و گرم را به رخ می کشاند.
این رمان علی رغم داشتن قلمی گیرا و ایجازی دوست داشتنی، تخطی های زیادی از خط روایت دارد، به این ترتیب که راوی مدام بین راوی دانای کل، سوم شخص محدود به ذهن لورانس و اول شخص (لورانس) تغییر جهت می دهد.
چیزی که من از آن به عنوان تخطی در روایت یاد می کنم توسط یوسا با همدلی، نگارشی تجربی فرض شده است.

راوی دانای کل داستان، قضاوتگر هم هست که این نوع روایت هم امروزه ضعف محسوب می شود:
«لحنش خودپسندانه شده است، دهانش را غنچه می کند و لبخندی وقیح روی لبهایش می نشیند.»

رمان تصاویر زیبا، رمانی است که اگر چه در زمره ی رمانهای ادبیات متعهد جای دارد، اما در عین حال راحت خوان و ساده فهم است. این رمان توسط انتشارات هاشمی به چاپ رسیده است.

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌ : ه‍اش‍م‍ی‌‏‫ ، ۱۳۸۰

» کتابناکهای مرتبط:
جمیله بوپاشا
جنایت و مکافات
موشها و آدمها

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 229
4.5 / 5
با 41 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 4
۱۳۹۱/۰۹/۲۵


پاسخنگارش دیدگاه
kajal1365
Member
سلام، من کتابش رو سال 1390 از نمایشگاه خریدم. اولین بار که خواستم بخونم زیاد به دلم ننشست و نصفه ولش کردم. ولی چند روز پیش از دل کتابخونه پیداش کردم و خوندم.
خیلی خوشم اومد.
کتاب وضعیت زنی رو در حال و هوای اروپای بعد از جنگ (که تازه داره طعم سلطه عجیب تکنولوژی رو می بینه) رو در بین خانوادش نشون می ده.
زنی از طبقه تقریباً مرفه.
کشمکش ها، روایت ها و دغدغه های «لورانس» خیلی به زن امروز ایرانی می خوره. به نظرم کتاب لحظات ناب و قشنگی داره. مخصوصاً اینکه دوبوار بعد از یک دوری و در واقع به نظرم با آرامش بیشتری نوشته.
نقل قول  
اتیفرد
Member
نقل قول:

((سینه ریزی را به گردن لورانس می آویزد: «خوشت می آید؟»
جواهری دلفریب و درخشنده، با طرحی ساده اما بی نهایت گرانقیمت.
زن در خود فرو می رود. اگر امروز صبح مشاجره نکرده بودیم محال بود ژان شارل چنین هدیه ای برایم بخرد. در واقع این یک غرامت است. یک عمل نمادین، یک محبت بدلی. جای خالی چه چیزی را می خواهد پر کند؟ چیزی که دیگر وجود ندارد؟ پیوندی صمیمی و گرم که باعث می شود نیاز به هیچ هدیه ای نباشد؟))


فیلم 10 کیارستمی هم همچین دیالوگی دارد. که به نظرم اشتباه است.
وقتی کسی را دوست داری همه ی چیزهای خوب دنیا را برایش می خواهی. اما مجبوری قناعت کنی.
نقل قول  
noir
Member VIP
نقل قول از hr498:
گویا سیمون دوبووار این کتاب را سال 1995 و پس از 12 سال دوری از نویسندگی به رشته تحریر در آورده

عذر تقصیر، سال چاپ این اثر سال 1966 بوده که من به اشتباه نوشتم" 95 و پس از 12 سال..." پوزش میخواهم (از دوستی که تذکر داد نیز تشکر میکنم)
نقل قول  
noir
Member VIP
این کتاب سال 80 منتشر شده بود خریدم و خوندم ( بدک نبود، کلا سیمون دوبوار نویسنده مورد علاقه من نیست) ، گویا سیمون دوبووار این کتاب را سال 1995 و پس از 12 سال دوری از نویسندگی به رشته تحریر در آورده
معروفترین اثرش کتاب ماندارین ها ( اگر تعصب بعضی دوستان به کتاب "جنس دوم" را نادیده بگیریم) هست که ظاهرا یکی از دوستان ( گمانم khar tu khar عزیز باشه) درسایت آپ کرده و باید منتظرش باشیم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You