گفتارهای معنوی

گفتارهای معنوی

نویسنده:
.
در کلام به موارد زیر پرداخته شده است.
1-آزادی معنوی
2- عبادت و دعا
3- توبه
4- بزرگی و بزرگ واری روح
5- ایمان به غیب
6- معیار انسانیت
7- هجرت و جهاد
8- مکتب انسانیت

معیار انسانیت:
... مکتب دیگر میگوید : معیار انسانیت «اراده» است ، اراده مسلط کننده انسان بر نفس خود به عبارت دیگر معیار انسانیت ، تسلط انسان بر خود ، بر نفس خود ، بر اعصاب خود ، بر غرایز خود ، بر شهوات خود ، به طوری که هر کاری که از انسان صادر میشود به حکم عقل و اراده باشد نه به حکم میل . فرق است میان میل و اراده ، میل در انسان یک کشش است ، یک جاذبه است ، جنبه بیرونی دارد یعنی رابطه بین انسان و شیئ خارجی . که آن شیئ انسان را به سوی خودش می کشد . مثل آدم گرسنه که میل به غذا دارد ، این میل یک جاذبه است که انسان را به سوی خودش می کشد . مثل آدم گرسنه که میل به غذا دارد ، این میل یک جاذبه است که انسان را به طرف خود می کشد . یا مثلا تمایل جنسی یک جاذبه است ،یک میل است که انسان را به سوی خودش می کشاند ، انسان به سوی آن حالتی که نامش خواب است کشیده میشود . میل به جاه و مقام ، شهوت جاه و مقام ، انسان را به سوی خودش می کشاند و امثال اینها.
ولی اراده بیشتر جنبه درونی دارد . برعکس میل است ، انسان را از کشش امیال آزاد میکند . یعنی امیال را در اختیار انسان قرار میدهد . هر طور که میلش بکشد . تابع تصمیم و فکر بودن غیر از تابع میل بودن است . این ، نوعی تسلط بر امیال است . اگر توجه کرده باشید علمای اخلاق ، اخلاقیون قدیم ما بیشتر تکیه شان روی مسئله اراده بود . اراده حاکم بر میلهای انسان می گفتند معیار و میزان انسانیت ،اراده است. حیوان موجودی است که میتواند به حکم اراده و به حکم اختیار از جبر غریزه آزاد باشد. میتواند اراده بکند که بر ضد میل خودش رفتار و عمل بکند . پس آن کسی انسان است که برخودش مسلط باشد و بر هر اندازه که انسان برخودش مسلط نباشد ، از انسانیت بدور است . این هم یک نظر است . این هم یک معیار برای انسانیت است ...
معیار دیگر برای انسانیت انسان ، آزادی است . یعنی چه؟ یعنی انسان آن اندازه انسان است که هیچ جبری را تحمل نکند ، محکوم و اثیر هیچ قدرتی نباشد ، همه چیز را خودش آزادانه انتخاب کند . در مکتبهای جدید میدانید که روی آزادی به عنوان یک معیار انسانی بیشتر تاکید شده است. یعنی به هر اندازه که فرد بتواند آزاد زیست کند به همان اندازه انسان است . پس آزادی معیار انسانیت است . این نظریه چطور است ؟ آیا این نظریه درست است ؟ این نظریه هم مثل نظریه های پیش درست و نادرست است یعنی به عنوان جزئی از انسانیت انسان درست است ولی به عنوان تمام معیار انسانیت درست نیست . از نظر اسلام همانطور که محبت انسانها نسبت به یکدیگر تشویق و ترغیب و تقدیس و به آن دعوت شده است و همانطور که تسلط انسان بر نفس خودش تقدیس و به آن دعوت شده است ، آزادی هم تقدس است.

» کتابناکهای مرتبط:
دیباچه ای بر زیارت: پاسخ به شبهات وهابیت از دیدگاه دانشمندان شیعه و اهل سنت
معاد در قرآن
امامت و رهبری

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 329
3.8 / 5
با 24 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۰/۰۷/۱۴


پاسخنگارش دیدگاه
سلام. از ارائه خدمات فرهنگی شما که قطعا کمک به پیشرفت امور فرهنگی کشور است تشکر میکنم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You