خلاصه کتاب باران
نویسنده:
سینتیا بارنت
امتیاز دهید
تاریخ طبیعی و فرهنگی
خلاصه کتاب «باران» (Rain) شامل اهم مطالب کتاب «سینتیا بارنت» (Cynthia burnett)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. بارنت که در زمینه مسائل محیطزیست و منابع آب پژوهشهای گستردهای انجام داده، در این اثر سفری جذاب به دل یکی از بنیادیترین عناصر حیات یعنی باران ترتیب میدهد.
کتاب تنها درباره پدیدهای طبیعی نیست؛ بلکه تاریخ، علم، فرهنگ و حتی اسطورههای مرتبط با باران را در هم میآمیزد. نویسنده نشان میدهد چگونه بارش باران مسیر تمدنها را تغییر داده، به شکوفایی یا فروپاشی جوامع انجامیده و الهامبخش هنر، ادبیات و آیینهای گوناگون بوده است. از جشنهای بارانخواهی در فرهنگهای کهن تا چالشهای امروز جهان در مدیریت آب، این کتاب تصویری گسترده از رابطه پیچیده انسان و آسمان ارائه میدهد.
بخشی از کتاب باران:
«اگر تا به حال به آسمان آبیِ درخشان خیره شدهاید و با خود پرسیدهاید چرا آن روز آسمان چنین رنگ زلال و خیرهکنندهای دارد، احتمالا باید از یک باران سپاسگزار باشید. باران روشنکننده بزرگ زمین است و کارش را از آسمان آغاز میکند. وقتی گردوغبار ریز، آلودگی و دیگر ذرات بسیار کوچک در جو انباشته میشوند، سپهر آسمانی ما کمکم رنگ میبازد و از آبی به سفیدِ شیری تبدیل میشود. یک باران خوب این ذرات را میشوید و آسمان را به بهترین حالت آبیِ شفافش بازمیگرداند. بر روی زمین، بارانهای بهاری همچون هنرمندان نخستیناند؛ تپهها و درهها را سبز میکنند و گلها را به جوانهزدن و شکفتن وا میدارند. بارانهای تابستانی استادان دیرپای رنگاند؛ هرچه منظمتر در ماههای ژوئن، ژوئیه و اوت بر درختان سختچوب میبارند، سرخیها و زردیهای غنیتری شعلهور میشود و برگهای پاییزی را شکل میدهد.
حتی در میانه زمستان، رنگهای واقعی باران در پربارانترین نقطه ایالات متحده به زیبایی میدرخشد. جنگل بارانی «هو» در درهای میان اقیانوس آرام و کوههای المپیک در شمالغربی اقیانوس آرام شکوفا شده است. نزدیک به دویست اینچ بارندگی سالانه، چشماندازی شبیه جهانهای خیالانگیز تالکین میآفریند؛ با درختان غولپیکر، تنههای پوسیده و خزههایی که مانند موهای افسانهای بر هر سطحی میافتند، آن را میپوشانند و از آن آویزان میشوند. در ماه ژانویه، رود «هو» سبزی درخشانی دارد، گویی تصویری از دکتر سوس در سفری اسیدیِ زمردین است. خزههای سبزِ بهاری کف جنگل را فرش میکنند و بر تنههای افتادهای به بزرگی واگنهای باری مینشینند. سرخسهای زرد-سبز مانند ریشههای شیرینبیان بر تنه درختان ریش میرویانند و سرخسهای شمشیریِ هماهنگ، لایه زیرین جنگل را میشکافند. خزههای زیتونیِ تیره، از شاخهها چون پردهای آویزاناند و پیچکی زرد-سبز، بزرگترین شاخهها را همچون دستکشهای شبانه میپوشاند.»
خلاصه کتاب «باران» (Rain) شامل اهم مطالب کتاب «سینتیا بارنت» (Cynthia burnett)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. بارنت که در زمینه مسائل محیطزیست و منابع آب پژوهشهای گستردهای انجام داده، در این اثر سفری جذاب به دل یکی از بنیادیترین عناصر حیات یعنی باران ترتیب میدهد.
کتاب تنها درباره پدیدهای طبیعی نیست؛ بلکه تاریخ، علم، فرهنگ و حتی اسطورههای مرتبط با باران را در هم میآمیزد. نویسنده نشان میدهد چگونه بارش باران مسیر تمدنها را تغییر داده، به شکوفایی یا فروپاشی جوامع انجامیده و الهامبخش هنر، ادبیات و آیینهای گوناگون بوده است. از جشنهای بارانخواهی در فرهنگهای کهن تا چالشهای امروز جهان در مدیریت آب، این کتاب تصویری گسترده از رابطه پیچیده انسان و آسمان ارائه میدهد.
بخشی از کتاب باران:
«اگر تا به حال به آسمان آبیِ درخشان خیره شدهاید و با خود پرسیدهاید چرا آن روز آسمان چنین رنگ زلال و خیرهکنندهای دارد، احتمالا باید از یک باران سپاسگزار باشید. باران روشنکننده بزرگ زمین است و کارش را از آسمان آغاز میکند. وقتی گردوغبار ریز، آلودگی و دیگر ذرات بسیار کوچک در جو انباشته میشوند، سپهر آسمانی ما کمکم رنگ میبازد و از آبی به سفیدِ شیری تبدیل میشود. یک باران خوب این ذرات را میشوید و آسمان را به بهترین حالت آبیِ شفافش بازمیگرداند. بر روی زمین، بارانهای بهاری همچون هنرمندان نخستیناند؛ تپهها و درهها را سبز میکنند و گلها را به جوانهزدن و شکفتن وا میدارند. بارانهای تابستانی استادان دیرپای رنگاند؛ هرچه منظمتر در ماههای ژوئن، ژوئیه و اوت بر درختان سختچوب میبارند، سرخیها و زردیهای غنیتری شعلهور میشود و برگهای پاییزی را شکل میدهد.
حتی در میانه زمستان، رنگهای واقعی باران در پربارانترین نقطه ایالات متحده به زیبایی میدرخشد. جنگل بارانی «هو» در درهای میان اقیانوس آرام و کوههای المپیک در شمالغربی اقیانوس آرام شکوفا شده است. نزدیک به دویست اینچ بارندگی سالانه، چشماندازی شبیه جهانهای خیالانگیز تالکین میآفریند؛ با درختان غولپیکر، تنههای پوسیده و خزههایی که مانند موهای افسانهای بر هر سطحی میافتند، آن را میپوشانند و از آن آویزان میشوند. در ماه ژانویه، رود «هو» سبزی درخشانی دارد، گویی تصویری از دکتر سوس در سفری اسیدیِ زمردین است. خزههای سبزِ بهاری کف جنگل را فرش میکنند و بر تنههای افتادهای به بزرگی واگنهای باری مینشینند. سرخسهای زرد-سبز مانند ریشههای شیرینبیان بر تنه درختان ریش میرویانند و سرخسهای شمشیریِ هماهنگ، لایه زیرین جنگل را میشکافند. خزههای زیتونیِ تیره، از شاخهها چون پردهای آویزاناند و پیچکی زرد-سبز، بزرگترین شاخهها را همچون دستکشهای شبانه میپوشاند.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1404/11/26
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب باران