لهستانیان و ایران
نویسنده:
علیرضا دولتشاهی
امتیاز دهید
کتاب حاضر بازنویسی و گسترش دو سخنرانی «مهاجرین جنگی اروپایی در ایران» ۳ مهر ۱۳۷۸ سمینار ایران و جنگ دوم جهانی و «لهستانیان ایران: دو فرهنگ ، یک گفتگو» ۸ مهر ۱۳۸۲ سمینار گفتگوی تمدنها ایران و لهستان میباشد.
از متن کتاب:
گذشته از تمام مصائب و خساراتی که جنگ دوم جهانی برای ایران و البته برای جهان نیز به بار آورد، در نگاهی اما می توان از برکات این رویداد جهانی برای ایران نیز سخن گفت. برکتی که دولت مستعجل بود: سقوط دولت پلیسی رضاخان که در تاریخ معاصر ایران دوره ای را آغازید که آزادیهای اجتماعی و سیاسی بالیدند. دوره ای که عمرش از یک دهه نیز کمتر بود و با وقایع سال بیست و هفت سده جاری محدود شد و سرانجام با کودتای آمریکایی- انگلیسی بیست و هشت امرداد بر علیه دولت مردمی زنده یاد دکتر محمد مصدق طومارش در هم پیچید و از آن تنها یادی گنگ بجا ماند و فسانه ای.
جنگ دوم جهانی برای ایرانیان اما امکان برخورد گسترده با شهروندان دیگر دولتها را فراهم آورد. نیروهای اشغالگر روسی، انگلیسی و آمریکایی در تهران تازه رها شده از وحشت آیروم و مختار روزنهایی گشوده بودند بر جهان غرب. انتشار نشریات و ایجاد مراکز فرهنگی آنان که در نگاهی شاید آغازی بر انحطاط باشد، اما ایرانیان را با آنچه در دور دستها جاری بود آشنا می ساخت. اما آمیختگی نزدیک میان ایرانیان و سپاهیان اشغالگر محدودیتهایی نیز داشت که بر آمده از شرایط جنگی و الگوهای فرهنگی جامعه بود. اما جامعه ایرانی در آن سالهای جنون جهانی برخورد سینه به سینه دیگری را با گروهی از شهروندان غرب تجربه کرد: آوارگان لهستانی.
شاید پس از کوچ بزرگ ارامنه در روزگار شاه عباس که ۳۵۰ هزار تن از شهروندان ارمنستان به ایران آمدند و در حوالی اصفهان جلفای نو را بنیاد کردند، ورود لهستانیان و این بار نیز از مرزهای شمالی به ایران بزرگترین برخورد ایرانیان با غیرایرانیان در خاک ایران بود. غیرایرانیانی که این بار بر خلاف گذشته اشغالگر نبودند و اسیر هم. مهمانانی بودند رهیده از بند و اسارت. پناهجویانی در پی پناهی و آرامشی...
از متن کتاب:
گذشته از تمام مصائب و خساراتی که جنگ دوم جهانی برای ایران و البته برای جهان نیز به بار آورد، در نگاهی اما می توان از برکات این رویداد جهانی برای ایران نیز سخن گفت. برکتی که دولت مستعجل بود: سقوط دولت پلیسی رضاخان که در تاریخ معاصر ایران دوره ای را آغازید که آزادیهای اجتماعی و سیاسی بالیدند. دوره ای که عمرش از یک دهه نیز کمتر بود و با وقایع سال بیست و هفت سده جاری محدود شد و سرانجام با کودتای آمریکایی- انگلیسی بیست و هشت امرداد بر علیه دولت مردمی زنده یاد دکتر محمد مصدق طومارش در هم پیچید و از آن تنها یادی گنگ بجا ماند و فسانه ای.
جنگ دوم جهانی برای ایرانیان اما امکان برخورد گسترده با شهروندان دیگر دولتها را فراهم آورد. نیروهای اشغالگر روسی، انگلیسی و آمریکایی در تهران تازه رها شده از وحشت آیروم و مختار روزنهایی گشوده بودند بر جهان غرب. انتشار نشریات و ایجاد مراکز فرهنگی آنان که در نگاهی شاید آغازی بر انحطاط باشد، اما ایرانیان را با آنچه در دور دستها جاری بود آشنا می ساخت. اما آمیختگی نزدیک میان ایرانیان و سپاهیان اشغالگر محدودیتهایی نیز داشت که بر آمده از شرایط جنگی و الگوهای فرهنگی جامعه بود. اما جامعه ایرانی در آن سالهای جنون جهانی برخورد سینه به سینه دیگری را با گروهی از شهروندان غرب تجربه کرد: آوارگان لهستانی.
شاید پس از کوچ بزرگ ارامنه در روزگار شاه عباس که ۳۵۰ هزار تن از شهروندان ارمنستان به ایران آمدند و در حوالی اصفهان جلفای نو را بنیاد کردند، ورود لهستانیان و این بار نیز از مرزهای شمالی به ایران بزرگترین برخورد ایرانیان با غیرایرانیان در خاک ایران بود. غیرایرانیانی که این بار بر خلاف گذشته اشغالگر نبودند و اسیر هم. مهمانانی بودند رهیده از بند و اسارت. پناهجویانی در پی پناهی و آرامشی...
آپلود شده توسط:
Ataman
1404/10/13
دیدگاههای کتاب الکترونیکی لهستانیان و ایران