خلاصه کتاب اگر می تونی منو بگیر
امتیاز دهید
داستان واقعی یک شیاد حرفهای
خلاصه کتاب «اگر میتونی منو بگیر» (Catch Me If You Can) جمعبندی اثر «فرانک ابگنیل» (Frank Abagnale) کلاهبردار معروف آمریکایی است که بعدها به کارشناس امنیتی تبدیل شد، همراه با نویسنده آمریکایی «اِستن ردینگ» (Stan Redding) که نخستینبار در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و خیلی زود به یکی از مشهورترین خاطرات جنایی قرن تبدیل شد.
این کتاب روایت نفسگیر و واقعی زندگی فرانک اَبگنیل در دهه ۱۹۶۰ است؛ جوانی که پیش از رسیدن به بیستسالگی، با نبوغی حیرتانگیز و توانایی خارقالعاده در جعل اسناد، میلیونها دلار از بانکها و شرکتهای بزرگ کلاهبرداری کرد. او با تغییر هویتهای متعدد از خلبان هواپیمایی گرفته تا پزشک و وکیل بهقدری حرفهای نقش بازی میکرد که حتی متخصصان نیز فریبش را میخوردند. کتاب، پشتصحنه این فرارهای جسورانه و بازی هوشمندانه گربهوداگ میان او و ماموران FBI را با جزئیات روایت میکند.
بخشی از کتاب اگر میتونی منو بگیر:
در شانزدهسالگی خانه را ترک کردم، برای اینکه خودم را پیدا کنم. هیچکس من را مجبور به رفتن نکرد؛ هرچند خوشحال هم نبودم. وضعیت در خانه همان بود که همیشه بود. پدر همچنان میخواست مادر را برگرداند، و مادر نمیخواست برگردد. پدر هنوز از من بهعنوان واسطه در تلاش دوبارهاش برای بازگشت به زندگیِ مادر استفاده میکرد و مادر همچنان از اینکه در نقش پیکِ عشق بازی داده میشوم ناراضی بود. خودم هم از این وضعیت بدم میآمد. مادر دوره تکنسین دندان را تمام کرده بود و برای دندانپزشکی در لارجمانت کار میکرد. به نظر میرسید از زندگی مستقل و تازهاش راضی است. برنامهای برای فرار نداشتم. اما هر بار پدر لباس کارمند اداره پست را میپوشید و با آن ماشین قدیمی سرِ کار میرفت، احساس افسردگی میکردم. نمیتوانستم فراموش کنم زمانی که کتوشلوارهای «لوییس رُث» میپوشید و ماشینهای گرانقیمت میراند.
یک صبحِ ماه ژوئن سال ۱۹۶۴، بیدار شدم و فهمیدم وقت رفتن است. انگار گوشهای دور از دنیا داشت زمزمه میکرد: «بیا». پس رفتم. به کسی خداحافظی نگفتم. هیچ نامهای هم جا نگذاشتم. فقط ۲۰۰ دلار در حساب بانکیام داشتم، در شعبه وستچستر بانک «چیس مانهَتن». پدر یک سال قبل این حساب را برایم باز کرده بود و من هرگز از آن استفاده نکرده بودم. دفترچک را برداشتم، بهترین لباسهایم را در یک چمدان گذاشتم و سوار قطار شدم به مقصد نیویورک. نیویورک گوشه دورافتاده جهان نبود، اما فکر میکردم نقطه خوبی برای شروع باشد.»
خلاصه کتاب «اگر میتونی منو بگیر» (Catch Me If You Can) جمعبندی اثر «فرانک ابگنیل» (Frank Abagnale) کلاهبردار معروف آمریکایی است که بعدها به کارشناس امنیتی تبدیل شد، همراه با نویسنده آمریکایی «اِستن ردینگ» (Stan Redding) که نخستینبار در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و خیلی زود به یکی از مشهورترین خاطرات جنایی قرن تبدیل شد.
این کتاب روایت نفسگیر و واقعی زندگی فرانک اَبگنیل در دهه ۱۹۶۰ است؛ جوانی که پیش از رسیدن به بیستسالگی، با نبوغی حیرتانگیز و توانایی خارقالعاده در جعل اسناد، میلیونها دلار از بانکها و شرکتهای بزرگ کلاهبرداری کرد. او با تغییر هویتهای متعدد از خلبان هواپیمایی گرفته تا پزشک و وکیل بهقدری حرفهای نقش بازی میکرد که حتی متخصصان نیز فریبش را میخوردند. کتاب، پشتصحنه این فرارهای جسورانه و بازی هوشمندانه گربهوداگ میان او و ماموران FBI را با جزئیات روایت میکند.
بخشی از کتاب اگر میتونی منو بگیر:
در شانزدهسالگی خانه را ترک کردم، برای اینکه خودم را پیدا کنم. هیچکس من را مجبور به رفتن نکرد؛ هرچند خوشحال هم نبودم. وضعیت در خانه همان بود که همیشه بود. پدر همچنان میخواست مادر را برگرداند، و مادر نمیخواست برگردد. پدر هنوز از من بهعنوان واسطه در تلاش دوبارهاش برای بازگشت به زندگیِ مادر استفاده میکرد و مادر همچنان از اینکه در نقش پیکِ عشق بازی داده میشوم ناراضی بود. خودم هم از این وضعیت بدم میآمد. مادر دوره تکنسین دندان را تمام کرده بود و برای دندانپزشکی در لارجمانت کار میکرد. به نظر میرسید از زندگی مستقل و تازهاش راضی است. برنامهای برای فرار نداشتم. اما هر بار پدر لباس کارمند اداره پست را میپوشید و با آن ماشین قدیمی سرِ کار میرفت، احساس افسردگی میکردم. نمیتوانستم فراموش کنم زمانی که کتوشلوارهای «لوییس رُث» میپوشید و ماشینهای گرانقیمت میراند.
یک صبحِ ماه ژوئن سال ۱۹۶۴، بیدار شدم و فهمیدم وقت رفتن است. انگار گوشهای دور از دنیا داشت زمزمه میکرد: «بیا». پس رفتم. به کسی خداحافظی نگفتم. هیچ نامهای هم جا نگذاشتم. فقط ۲۰۰ دلار در حساب بانکیام داشتم، در شعبه وستچستر بانک «چیس مانهَتن». پدر یک سال قبل این حساب را برایم باز کرده بود و من هرگز از آن استفاده نکرده بودم. دفترچک را برداشتم، بهترین لباسهایم را در یک چمدان گذاشتم و سوار قطار شدم به مقصد نیویورک. نیویورک گوشه دورافتاده جهان نبود، اما فکر میکردم نقطه خوبی برای شروع باشد.»
آپلود شده توسط:
Ketabnak
1404/09/09
دیدگاههای کتاب الکترونیکی خلاصه کتاب اگر می تونی منو بگیر