رسته‌ها
نفرین زمین
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 1005 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 1005 رای
جلال آل احمد در کتاب نفرین زمین که یکی از خواندنی‌ترین آثارش محسوب می‌شود، ورود مدرنیته به ایران را روایت می‌کند.
در این داستان آل احمد به عنوان معلمی برای تدریس به روستایی دور افتاده فرستاده شده است. او ماجرای تحولات و رویدادهای آبادی و هر آنچه در مدت نه ماه اقامت خود در دِه دیده، شنیده و آزموده را به صورت یادداشت‌های روزانه ثبت می‌کند. سرانجام یادداشت‌های او هنگامی که به روستای دیگری منتقل می‌شود به اتمام می‌رسند.
نویسنده در نفرین زمین، زندگی روستایی و شهری را دائماً مقایسه می‌کند و فرق اصلی شهر و دِه را به رابطه‌ی ما با زمین‌ می‌داند. طرح کلی داستان روایت‌گونه و شیوه‌ی آن واقع‌گرایانه با صحنه‌سازی‌های مؤثر و گاه تصویری پراکنده درآمیخته شده است. با وجود اینکه زبان داستان تا حدی قدیمی است اما الگوی داستان‌های جدید اروپایی را دنبال می‌کند.
کتاب نفرین زمین بیش از این که یک اثر هنری باشد، سندی اجتماعی محسوب می‌شود. آل احمد در این اثر ارزشمند کوشیده است تا تحلیلی اجتماعی از عصر خود ارائه و نسبت به وقوع تجدد که از دیدگاه او آفت‌هایی ویران‌گر همراه دارد، هشدار دهد. بدین جهت این کتاب پخته‌ترین اثر داستانی و گلچین افکار اجتماعی او و متضمن یک تئوری اجتماعی است.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
Reza
آپلود شده توسط: Reza
۱۳۸۶/۰۵/۱۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
70
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی نفرین زمین

تعداد دیدگاه‌ها:
36
استکان خالی را گذاشت و گفت: خوب ندارد رئیس. یعنی ما دست به دهن نفتیم. اندونزی دست به دهن کائوچو. برزیل دست به دهن قهوه و هندو پاکستان دست به دهن کنف. مگر روزنامه نمیخوانی رئیس؟ - گفتم من از شهر در رفته ام که این پرت وپلاهاشان را نشنوم. اما به هر صورت این چه ربطی دارد به کار آسیاب موتوری؟ - گفت : ربطش این است رئیس ، که ما نفت داریم. خیلی هم داریم. میدانی چقدر رئیس؟ رادیو که میشنوی ؟ هفتاد درصد ذخایر نفت دنیا در حوزه خلیج فارس خوابیده که یک پنجمش مال ماست. مال ما که نه یعنی زیر خاک مملکت ما خوابیده و همین بسمان است رئیس. اینجوری که شد ..... آسیاب آبی عهد بوقی میشود. دیوار گلی بدترکیب میشود. قالی دستباف غیر صحی میشود. می فهمی رئیس؟ باید جنس کمپانی را بخریم تا متمدن بشویم. نفت را هم که میبرند موتور و ماشین میدهند و بعد که مملکت پرشد از موتور و ماشین ،آنوقت باز هم نفت را میبرند و گندم و گوشت میدهند. حالا فهمیدی رئیس؟
من نتونستم با فضا و آدمهای داستان خوب ارتباط برقرار کنم، ولی به پایان کتاب که نزدیک شده بودم داستان تا حدی برام قشنگ شد. راستی بعضی توصیفاتش هم خیلی زیباست مثلاً تصور کنید که شبها باید توی یک مدرسه بزرگ و متروکه و خرابه‌ وسط یک قبرستان بخوابید و بعد توی حیاط مدرسه ...: وسط حیاط مدرسه خشکم زد. سوز ملایم بود و ستاره‌ها درشت و متلالی در آسمان آویخته و خیلی نزدیک، درست همچون دانه‌های تازه از دریای نور بیرون کشیده و نقره چکان، آسمان به قدری نزدیک بود که به طالع بینان حق دادم و ..... انگار چیزی به چارچشم از جام شیشهء خالی درها و از دورن تاریکی کلاسها مرا می‌پایید، این تازه وارد بی خواب شدهء چراغ به دست را که دنیای سکوت و ابدیت شبانه یک قبرستان را می‌آلود .. دقیقاً حس لذت ایستادن زیر یک آسمان بلند و عمیق و سرمه‌ای رنگ، با ستاره های درخشان جادویی و در کنارش حس ترس از ساختمان متروکه و تاریکی درونش ، رو درک میکنم.
آل احمد در
نمی دونم چرا با اینکه عاشق قلم آل احمد هستم، و "نفرین زمین" یکی از شاهکار های ایشان هست، هیچوقت نتونستم با این اثر ارتباط برقرار کنم!!! Help!!!
فضای تالیف این اثر با فضای امروز ما تفاوت های زیادی داره، شاید برای ما در این دوره درک فضای دِهی دور افتاده ، مشکلات آنجا، کارکترها، فضاها و ... چندان تعریف شده نباشه. در این اثر کارکترها هرکدام نماینده ی طیفی از جامعه هستند، به راحتی می شه این فضای روستایی رو به یک جامعه ی شهری تعمیم داد، مدیر، میرزا، درویش، مباشر و ... هرکدام از طبقه ی خاص اجتماعی رفتار و منش های منحصر به فرد خود رو دارند. گاهی برهمکنش روابط این طیف های اجتماعی در این اثر به زیبایی متجلی شده، در این اثر آل احمد مثل سایر آثار گرایشات چپ آل احمد به وضوح قابل مشاهده است.
سایت خوبیه ولی اون یه دقیقه ای که بعد از دانلود کتاب میگه صبر کنید تا بتونم کتاب دیگه ای دانلود کنم واقعا اعصاب آدم داغون میکنه لطفا اون یه دقیقه را بردارید.(?)
سلام کتاب قشنگی است واز بابت گذاشتن آن در سایت از شما بزرگواران کمال تشکر را دارم.
كتاب خيلي خوبي بود . محتواي داستانم كه خيلي بهتر بود . جلال آل احمد نويسنده ي بزرگي هستش . خيلي ممنون .:-):-):-):-)
كتاب عالي بود ممنون. منتظر کتابهای بعدی هستم. موفق و شاد وسلامت باشيد.
PDF
589 کیلوبایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file